آمریکا مجوز موشک هایپرسونیک Dark Eagle برای عملیاتهای سریع جهانی را صادر کرد
این تغییر، جایگاه این سامانه را از یک ابزار تاکتیکی در سطح میدان نبرد به یک سلاح راهبردی ارتقا میدهد که مستقیماً به ساختار فرماندهی ملی متصل است. در این چارچوب جدید، این موشک در زنجیره تصمیمگیریهایی قرار میگیرد که معمولاً برای سامانههای دارای قابلیت هستهای استفاده میشود.
ایالات متحده سامانه تسلیحاتی هایپرسونیک برد بلند خود با نام Dark Eagle (LRHW) را تحت فرماندهی فرماندهی راهبردی آمریکا (USSTRATCOM) قرار داده است.
این تغییر، جایگاه این سامانه را از یک ابزار تاکتیکی در سطح میدان نبرد به یک سلاح راهبردی ارتقا میدهد که مستقیماً به ساختار فرماندهی ملی متصل است. در این چارچوب جدید، این موشک در زنجیره تصمیمگیریهایی قرار میگیرد که معمولاً برای سامانههای دارای قابلیت هستهای استفاده میشود.
با وجود اینکه Dark Eagle دارای کلاهک متعارف است، اکنون تحت نظارت متمرکز و سطحبالای ملی عمل خواهد کرد. گزارش ارائهشده به کنگره در تاریخ ۷ آوریل ۲۰۲۶ تأیید میکند که زنجیره فرماندهی جدید از سطح رهبری ملی آغاز شده، به فرماندهی راهبردی میرسد و سپس به یگانهای عملیاتی منتقل میشود.

در دکترین قبلی، این سامانه بهعنوان یک ابزار آتش دوربرد در اختیار فرماندهان میدانی بود، اما در ساختار جدید این اختیار حذف شده و هرگونه استفاده از آن نیازمند تأیید مستقیم رهبری ملی است.
این تغییر، Dark Eagle را در کنار سامانههایی مانند موشکهای بالستیک قارهپیما و موشکهای بالستیک پرتابشونده از زیردریایی قرار میدهد. یگانهای عملیاتی تنها مجری شلیک خواهند بود و اجازه تصمیمگیری ندارند.
نیروهای چنددامنهای ارتش آمریکا (Multi-Domain Task Forces) مسئول بهرهبرداری از پرتابگرها در میدان هستند، اما مجوز شلیک فقط از طریق ساختار فرماندهی ملی و USSTRATCOM صادر میشود. این تفکیک میان اجرا و تصمیمگیری، این سلاح را بهطور کامل در چارچوب بازدارندگی راهبردی قرار میدهد و تضمین میکند که استفاده از آن با اهداف کلان ملی همسو باشد.
طراحی سامانه هایپرسونیک
به گفته ژروم براهی، تحلیلگر دفاعی، این تغییر نشاندهنده حرکت به سمت ادغام تسلیحات هایپرسونیک در ساختار فرماندهی راهبردی است.
سامانه Dark Eagle از یک بوستر دو مرحلهای سوخت جامد و یک بدنه گلایدری مشترک هایپرسونیک (Common Hypersonic Glide Body) تشکیل شده که با برنامههای نیروی دریایی آمریکا نیز مشترک است.
این سامانه به سرعتی بالاتر از ۵ ماخ دست مییابد و بردی بین ۲,۷۰۰ تا ۳,۵۰۰ کیلومتر دارد. پس از پرتاب، بوستر بدنه گلایدری را شتاب میدهد و سپس جدا میشود.
در مرحله گلاید، موشک در داخل جو مانور میدهد؛ مسیری که شناسایی و رهگیری آن را نسبت به مسیرهای بالستیک بسیار دشوارتر میکند. زمان رسیدن به هدف در بیشترین برد، حدود ۱۵ تا ۲۰ دقیقه است.
این موشک دارای کلاهک متعارف کوچک با وزنی کمتر از ۱۴ کیلوگرم است، اما در سرعتهای هایپرسونیک، انرژی برخورد آن معادل حدود ۷۰۰ کیلوگرم تیانتی است. این انرژی در یک نقطه کوچک متمرکز شده و باعث نفوذ عمیق و فشار بسیار بالا میشود.
اما فرآیند توسعه این سامانه با چالشهایی همراه بوده است. آزمایشهای سالهای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ بهدلیل مشکلات فنی در بوستر و سامانه با شکست مواجه شدند و چندین آزمایش در سال ۲۰۲۳ نیز لغو شد.
این برنامه سرانجام در ۲۸ ژوئن ۲۰۲۴ به موفقیت کامل رسید و آزمایش موفق دیگری نیز در دسامبر همان سال انجام شد. در مارس ۲۰۲۶، یک آزمایش مشترک ارتش و نیروی دریایی، عملکرد مشترک این سامانه را تأیید کرد.
نقش عملیاتی و محدودیتها
در ساختار جدید، Dark Eagle برای هدفگیری اهداف باارزش و حساس به زمان طراحی شده است. اهداف احتمالی شامل سامانههای پدافند هوایی، مراکز فرماندهی، پرتابگرهای موشکی و رادارها هستند.
هر واحد عملیاتی شامل ۸ موشک است، اما تولید این سامانه محدود بوده و تخمین زده میشود ماهانه تنها ۱ تا ۲ موشک تولید شود. این محدودیت باعث میشود استفاده از آن بهشدت اولویتگذاری شود.
فرماندهان این سلاح را تنها برای مأموریتهای راهبردی و واکنش سریع در شرایط بحرانی بهکار خواهند گرفت.
این تغییر همچنین یک گزینه غیرهستهای برای حملات دوربرد فراهم میکند و فاصله میان تسلیحات متعارف کندتر و سلاحهای هستهای را پر میکند.
با قرار گرفتن Dark Eagle تحت فرماندهی STRATCOM، آمریکا توانایی خود برای انجام حملات سریع در مقیاس جهانی بدون توسل به سلاح هستهای را تقویت کرده است. این سامانه اکنون به ابزاری دقیق، کنترلشده و با اثرگذاری بالا در سیاستهای راهبردی آمریکا تبدیل شده است.

منبع: روزیاتو

