قتل

  • من و برادرم هم در پذیرایی خوابیدیم. نزدیک صبح بود به اتاق خواب رفتم که متوجه شدم امیرحسین خودش را از پنجره به حیاط پرت…

    ۱۰۵۴۰
  • وقتی دستمال را آتش زدم ناگهان ظرف حاوی بنزین «گر» گرفت و من هم از پشت بام ظرف بنزین را با دستمال شعله ور روی طرف‌های…

    ۱۱۰۹۳
  • . گزارش ابتدایی آتش‌نشانی بیانگر عمدی‌بودن آتش‌سوزی بود. ضمن اینکه برخی شاهدان اعلام کردند یکی از ساکنان با چند نفر…

    ۱۱۵۰۵
  • او ابتدا فردی را که پشت تیر برق بود نشانه گرفت و زمانی که آن جوان سر خود را از پشت ستون سیمانی خارج کرد ناگهان…

    ۱۰۶۳۳
  • من فقط در بستن دست و پا کمک کردم و دهان و بینی پیرمرد را سعید بست. اما وقتی بازداشت شدیم زندانی‌ها در اداره آگاهی…

    ۱۰۶۹۹
  • باید به پول‌هایم می‌رسیدم. از مغازه بستنی خریدم و داخل آن قرص بی‌هوشی ریختم. وقتی پیرمرد بی‌هوش شد از مغازه‌اش چند…

    ۱۰۵۷۸
  • بعد از ظهر سه‌شنبه حمید رضا آزادی استاد حق التدریس دانشگاه پیام نور فسا در ورودی این شهر داخل خودرواش با شلیک گلوله از…

    ۱۱۲۲۹
  • دیگر نفهمیدم چه می‌کنم، با کارد بزرگی که همراه داشتم به طرف آن‌ها حمله کردم و وقتی دیدم خون آلود روی زمین افتاده اند…

    ۱۱۰۰۰
  • روز حادثه دو‌نفری سوار بر خودرو جلوی در خانه کشیک دادیم. وقتی مادرم از منزل بیرون آمد، تعقیبش کردیم و در فرصتی مناسب و…

    ۱۰۸۴۰
  • درحالی‌که من داشتم او را از خانه بیرون می‌انداختم تیزی‌اش را درآورد و پدرم را تهدید کرد و گفت او را می‌کشد. آن‌قدر…

    ۱۰۸۶۱

تازه‌ها

پربازدید

پرطرفدار