قتل

  • ۱۳ دی پارسال پس از اینکه ایرج را برای یک میهمانی سه نفره به باغ کشاندیم او را با ضربه چاقو کشتیم و بعد جسدش را دفن…

    ۱۲۰۵۰
  • من قصد کشتن او را نداشتم و حتی وقتی که دیدم حالش بد است، او را به بیمارستان بردم. قبل از آن هم پماد خریده بودم و روی…

    ۱۱۰۲۲
  • خواهرزاده‌هایم فکر می‌کردند من سهم ارثیه مادرشان را بالا کشیده‌ام، به‌همین‌دلیل با من دعوا می‌کردند. آن‌ها مدرکی…

    ۱۰۹۱۶
  • مدعی شد بعد از ورود به خانه آن‌ها و به محض دیدن مادربزرگ و نوه‌هایش طلب مالی و مدارک خود را از این زن خواسته بود که با…

    ۱۰۸۶۰
  • یک روز من و میترا با هم مشاجره کردیم و من با ضربات چاقو میترا را کشتم و متواری شدم. مدتی در مرز مخفی شدم و بعد به…

    ۱۰۵۴۴
  • من هم یک چاقوی میوه‌خوری از جیبم درآوردم تا بتوانم از خودم دفاع کنم. متهم اعترافاتش را این‌طور ادامه داد: در حین…

    ۱۱۰۶۷
  • برای همین همسر اردشیر به سراغ بهلول رفت تا ردی از شوهرش به‌دست بیاورد، اما زن جوان هم ناپدید شد. آن زمان فرزندان…

    ۱۰۷۸۰
  • من هم عصبانی شدم و سرعتم را کم کردم تا وقتی که داشت از ماشین پیاده می‌شد طوری حرکت کنم که دست و پایش بشکند و تنبیه…

    ۱۱۲۱۹
  • متهم گفت: مقتول همین‌طور که داشت من را می‌زد و بالا و پایین می‌رفت، ضربه به شاهرگش برخورد کرد. من قصد کشتن او را…

    ۱۱۱۱۴
  • فندک را روشن کرد و ناگهان شعله‌ور شد. خواستم کمکش کنم، اما چون در آکاردونی قفل بود نمی‌توانستم وارد شوم بعد خودش…

    ۱۱۰۵۱

تازه‌ها

پربازدید

پرطرفدار