قتل به خاطر چند قطعه ضایعات
من هم یک چاقوی میوهخوری از جیبم درآوردم تا بتوانم از خودم دفاع کنم. متهم اعترافاتش را اینطور ادامه داد: در حین…
من هم یک چاقوی میوهخوری از جیبم درآوردم تا بتوانم از خودم دفاع کنم. متهم اعترافاتش را اینطور ادامه داد: در حین…
برای همین همسر اردشیر به سراغ بهلول رفت تا ردی از شوهرش بهدست بیاورد، اما زن جوان هم ناپدید شد. آن زمان فرزندان…
من هم عصبانی شدم و سرعتم را کم کردم تا وقتی که داشت از ماشین پیاده میشد طوری حرکت کنم که دست و پایش بشکند و تنبیه…
متهم گفت: مقتول همینطور که داشت من را میزد و بالا و پایین میرفت، ضربه به شاهرگش برخورد کرد. من قصد کشتن او را…
فندک را روشن کرد و ناگهان شعلهور شد. خواستم کمکش کنم، اما چون در آکاردونی قفل بود نمیتوانستم وارد شوم بعد خودش…
به خاطر کینهای که از او داشتم، دست به قتل زدم. او به برادر کوچکترم فحاشی کرده و او را زده بود، من هم وقتی با او…
در مدتی که مقتول بیمارستان بود حالش خوب بود، اما بعد زخمش عفونت کرد و به خاطر عفونتی که وارد خونش شد، جانش را از دست دا…
روز حادثه به تصور اینکه او را از زندان به دادگاه منتقل میکنند با همدستی دو نفر از دوستانم نقشه را اجرا کردیم، اما…
یک مشت به چانهاش زدم و بعد هم هلش دادم. پویان عقبعقب رفت و به زمین افتاد، وقتی روی زمین افتاد، من دیدم از سرش خون…
روز حادثه پس از تعقیب سعید در میدان اصلی ورامین کمین کردم و وقتی که میخواست از آنجا عبور کند به سمتش حمله کردم و با…