قتل

  • من هم یک چاقوی میوه‌خوری از جیبم درآوردم تا بتوانم از خودم دفاع کنم. متهم اعترافاتش را این‌طور ادامه داد: در حین…

    ۱۱۰۶۶
  • برای همین همسر اردشیر به سراغ بهلول رفت تا ردی از شوهرش به‌دست بیاورد، اما زن جوان هم ناپدید شد. آن زمان فرزندان…

    ۱۰۷۷۴
  • من هم عصبانی شدم و سرعتم را کم کردم تا وقتی که داشت از ماشین پیاده می‌شد طوری حرکت کنم که دست و پایش بشکند و تنبیه…

    ۱۱۲۱۷
  • متهم گفت: مقتول همین‌طور که داشت من را می‌زد و بالا و پایین می‌رفت، ضربه به شاهرگش برخورد کرد. من قصد کشتن او را…

    ۱۱۱۱۲
  • فندک را روشن کرد و ناگهان شعله‌ور شد. خواستم کمکش کنم، اما چون در آکاردونی قفل بود نمی‌توانستم وارد شوم بعد خودش…

    ۱۱۰۵۱
  • به خاطر کینه‌ای که از او داشتم، دست به قتل زدم. او به برادر کوچک‌ترم فحاشی کرده و او را زده بود، من هم وقتی با او…

    ۱۰۸۳۱
  • در مدتی که مقتول بیمارستان بود حالش خوب بود، اما بعد زخمش عفونت کرد و به خاطر عفونتی که وارد خونش شد، جانش را از دست دا…

    ۱۰۷۳۸
  • روز حادثه به تصور اینکه او را از زندان به دادگاه منتقل می‌کنند با همدستی دو نفر از دوستانم نقشه را اجرا کردیم، اما…

    ۱۰۶۵۹
  • یک مشت به چانه‌اش زدم و بعد هم هلش دادم. پویان عقب‌عقب رفت و به زمین افتاد، وقتی روی زمین افتاد، من دیدم از سرش خون…

    ۱۰۷۳۱
  • روز حادثه پس از تعقیب سعید در میدان اصلی ورامین کمین کردم و وقتی که می‌خواست از آنجا عبور کند به سمتش حمله کردم و با…

    ۱۰۹۶۷

تازه‌ها

پربازدید

پرطرفدار