راز قتلی که بعد از ۲ سال فاش شد
به خاطر کینهای که از او داشتم، دست به قتل زدم. او به برادر کوچکترم فحاشی کرده و او را زده بود، من هم وقتی با او…
به خاطر کینهای که از او داشتم، دست به قتل زدم. او به برادر کوچکترم فحاشی کرده و او را زده بود، من هم وقتی با او…
در مدتی که مقتول بیمارستان بود حالش خوب بود، اما بعد زخمش عفونت کرد و به خاطر عفونتی که وارد خونش شد، جانش را از دست دا…
روز حادثه به تصور اینکه او را از زندان به دادگاه منتقل میکنند با همدستی دو نفر از دوستانم نقشه را اجرا کردیم، اما…
یک مشت به چانهاش زدم و بعد هم هلش دادم. پویان عقبعقب رفت و به زمین افتاد، وقتی روی زمین افتاد، من دیدم از سرش خون…
روز حادثه پس از تعقیب سعید در میدان اصلی ورامین کمین کردم و وقتی که میخواست از آنجا عبور کند به سمتش حمله کردم و با…
آن روز وقتی من وارد خانه شدم شوهر فریبا مرده بود و این من بودم که برای دفن جسد کمک کردم. وقتی ما شناسایی شدیم به خاطر…
به دنبالش رفتم عصبانی شده بودم، آنجا، چون منطقه صعبالعبور و کوهستانی است، نور کافی ندارد و من فانوس همراهم داشتم. با…
آن روز پدربزرگم بیحوصله بود و از طرفی مادر بزرگم هم بیمار بود و حال خوبی نداشت. ساعت حدود ۲ بعد ازظهر بود که غذا…
این درگیری وحشتناک که شیشههای شکسته نوشابه نیز به طرز هولناکی در آن خودنمایی میکرد، به زد و خورد با چاقو کشید که در…
بعد از چند دقیقه هم آن زن آمد و خواهرش را برد. آن اطراف مردی کمی دورتر ایستاده بود و خیلی مشکوک نگاه میکرد. من قیافه…