قتلِ پسر ِهمسایه به خاطر یک تذکر
دیگر نفهمیدم چه میکنم، با کارد بزرگی که همراه داشتم به طرف آنها حمله کردم و وقتی دیدم خون آلود روی زمین افتاده اند…
دیگر نفهمیدم چه میکنم، با کارد بزرگی که همراه داشتم به طرف آنها حمله کردم و وقتی دیدم خون آلود روی زمین افتاده اند…
روز حادثه دونفری سوار بر خودرو جلوی در خانه کشیک دادیم. وقتی مادرم از منزل بیرون آمد، تعقیبش کردیم و در فرصتی مناسب و…
درحالیکه من داشتم او را از خانه بیرون میانداختم تیزیاش را درآورد و پدرم را تهدید کرد و گفت او را میکشد. آنقدر…
از کاری که او انجام داد، خیلی عصبانی شدم. ما با هم درگیر شدیم و درحالیکه از شدت خشم کنترلی روی اعصابم نداشتم و…
در تحقیقات میدانی یکی از زندانیان گفت: «طی دعوایی که در سالن ما پیش آمد مسعود، سر ناصر را به آکواریوم خالیای که کنار…
شب حادثه ما با هم مواد مصرف کردیم. صبح حدود ساعت ۱۰ بود که از خواب بیدار شدم و دیدم که شیما نفس نمیکشد. نبضش را…
من حین درگیری با سیاوش باعث زخمیشدن او شدم، البته سیاوش خودش به شکم خودش شلیک کرد و من این کار را نکردم و فقط سعی…
تاکنون متهمان به پنج فقره سرقت از طلافروشی و بانک در ۱۰ سال اخیر اعتراف کردند که در این سرقتها ۱۲ نفر از شهروندان…
او در بازجوییها سرانجام اعتراف کرد که شیما را به قتل رسانده و جسدش را کنار رودخانه در روستای زادگاهش دفن کرده است.…
چند دقیقهای که گذشت، وقتی مطمئن شدم کسی در راه پلهها نیست و یاشار هم هنوز خواب است، در پشت بام را باز کردم و به…