قتل عمه به خاطر یک سیلی
من که خودم حالت عادی نداشتم و قرص هم مصرف کرده بودم، عصبی شدم و دستم را روی گلوی عمهام گذاشتم. از آنجا که ورزشکار…
من که خودم حالت عادی نداشتم و قرص هم مصرف کرده بودم، عصبی شدم و دستم را روی گلوی عمهام گذاشتم. از آنجا که ورزشکار…
دلم برایش سوخت. روز قبل از اینکه فرار کنیم دو نفر از همدستانم به باغ آمدند تا او را به قتل برسانند، اما من با آنها…
بهطورکلی پلیس گرجستان همکاری خوبی با ما نداشت، حتی برای اینکه جسد برادرم را تحول بدهد تا در ایران دفنش کنیم، تلاش…
پدر و مادر مقتول در جایگاه ایستادند و رضایت خود را نسبت به پسرشان مطرح کردند، اما همسر مقتول که به عنوان قیم دو دختر…
زمان حادثه خیلی عصبانی بودم و از شدت خشم نمیتوانستم خودم را کنترل کنم. متهم در ادامه به بازسازی صحنه جرم پرداخت و…
پدر جایجای خانه را گشت و به پشتبام رسید که دخترش را دید؛ بیجان به یک میله وصل شده بود و نفس نمیکشید.
به همین خاطر کینهاش را به دل گرفتم و شب حادثه او را به ساختمان نیمه کاره کشاندم بعد هم دست و پایش را با طناب بستم و…
من فریب فریبا را خوردم. او قبل از اینکه من دست به کار شوم، یک بار خودش برای قتل شوهرش اقدام و او را با سم مسموم کرده…
من و برادرم هم در پذیرایی خوابیدیم. نزدیک صبح بود به اتاق خواب رفتم که متوجه شدم امیرحسین خودش را از پنجره به حیاط پرت…
وقتی دستمال را آتش زدم ناگهان ظرف حاوی بنزین «گر» گرفت و من هم از پشت بام ظرف بنزین را با دستمال شعله ور روی طرفهای…