تصاویر| ۶ فیلم تاریخی فراموششده که کاملاً بینقص هستند؛ از La Reine Margot تا Belle
هرچند این فیلمها کمتر از آثار مشهور این ژانر مطرح میشوند، اما قطعاً شایسته دیدهشدن دوباره هستند. در ادامه شما را با ۶ مورد از این فیلمهای تاریخی آشنا میکنیم.
درامهای تاریخی معمولاً به دو سرنوشت دچار میشوند: یا به آثار کلاسیک ماندگار و بسیار تحسینشده تبدیل میشوند، یا بیسروصدا از یاد میروند و فقط علاقهمندان ژانر یا کسانی که اتفاقی به آنها برمیخورند، آنها را به خاطر میسپارند. این موضوع تأسفبرانگیز است، چون برخی از بهترین فیلمهای تاریخی همانهایی هستند که خیلی زود از یاد میروند. هرچند این فیلمها کمتر از آثار مشهور این ژانر مطرح میشوند، اما قطعاً شایسته دیدهشدن دوباره هستند. در ادامه شما را با ۶ مورد از این فیلمهای تاریخی آشنا میکنیم.
۶ فیلم تاریخی بینقص که شاید ندیدهاید
۶. The Man From Snowy River (۱۹۸۲)
۵. La Reine Margot (۱۹۹۴)
۴. My Brilliant Career (۱۹۷۹)
۳. Doctor Zhivago (۱۹۶۵)
۲. Silence (۲۰۱۶)
۱. Belle (۲۰۱۳)

۶- The Man From Snowy River (۱۹۸۲)
داستان این فیلم تاریخی در دهه ۱۸۸۰ و در مناطق کوهستانی و خشن استرالیا میگذرد. جیم کریگ جوان (تام برلینسون) پس از مرگ پدرش در یک مزرعه بزرگ دامداری مشغول به کار میشود. او برای اثبات شایستگی خود به صاحب ثروتمند مزرعه، هریسون (کرک داگلاس)، و جلب توجه دخترش جسیکا (سیگرید تورنتون)، تلاش میکند و در این مسیر با تفاوتهای طبقاتی و کارگر مغروری به نام اسپور (با بازی دوباره کرک داگلاس) درگیر میشود.
با اینکه این فیلم یک وسترن کمتر دیدهشده است، اما بهدلیل ترکیب عاشقانه، ماجراجویی و قهرمانپردازی کلاسیک، همچنان اثری ماندگار محسوب میشود. فیلم بدون افتادن در دام کلیشهها، فضایی شاعرانه خلق میکند و مناظر استرالیا را به شکلی اسطورهای به تصویر میکشد. مسیر ماجراجویی جیم بر پایه تلاش آرام و پیوسته شکل میگیرد و مفهوم مردانگی در آن بیشتر با صداقت و شرافت گره خورده تا قدرت فیزیکی، موضوعی که رابطه او با جسیکا را واقعیتر میکند.

۵- La Reine Margot (۱۹۹۴)
این فیلم در دوران خونین جنگهای مذهبی فرانسه روایت میشود. مارگریت دو والوا (ایزابل آجانی)، پرنسس کاتولیک، مجبور میشود برای کاهش تنشها با آنری ناوار (دانیل اوتوی)، رهبر پروتستانها، ازدواج کند. اما این اتحاد سیاسی بهزودی به پسزمینهای برای قتلعام سن بارتلمی تبدیل میشود و پاریس در خشونت و خیانت فرو میرود.
فیلم اثری باشکوه، خشن و آشفته است؛ ویژگی که بسیاری از درامهای تاریخی از آن دوری میکنند. La Reine Margot مخاطب را مستقیماً در دل هرجومرج، خون و ناامیدی سیاسی قرار میدهد و در عین حال بُعد انسانی داستان را حفظ میکند. بازی آجانی شخصیتی را خلق میکند که هم آسیبپذیر است و هم باهوش، و اجازه نمیدهد مارگریت صرفاً به یک ملکه با سرنوشتی تراژیک تبدیل شود. این فیلم نشان میدهد زیبایی و خشونت میتوانند همزمان وجود داشته باشند.

۴- My Brilliant Career (۱۹۷۹)
در استرالیا و قرن نوزدهم، سیبیلا ملوین (جودی دیویس)، دختری مستقل و سرسخت، از پذیرش آینده ناخوشایند تحمیلشده به خود سر باز میزند. در حالی که خانوادهاش او را به سمت ازدواج و امنیت مالی ناشی از آن ترغیب میکنند، او رویای نویسنده شدن را دنبال میکند. اما مشکلات مالی باعث میشود به خانه مادربزرگ ثروتمندش نقل مکان کند، جایی که با هری بیچام (سم نیل) آشنا میشود و این آشنایی باورهای او را به چالش میکشد.
آنچه این فیلم را مدرن جلوه میدهد، مقاومت آن در برابر پایانبندی کلیشهای «عشق بر همهچیز غلبه میکند» است. جاهطلبی سیبیلا نهتنها سرکوب نمیشود، بلکه هسته اصلی داستان باقی میماند. جودی دیویس شخصیتی پرانرژی و بیقرار خلق میکند که فشارهای اجتماعی را مانند قفسی تنگ جلوه میدهد. هرچند فیلم لحظات عاشقانه لطیفی دارد، اما صادقانه نشان میدهد انتخاب شخصی، بهویژه برای یک زن، نیازمند شجاعت است. این اثر یکی از نمونههای ارزشمند و کمتر دیدهشده موج نوی سینمای استرالیاست.

۳- Doctor Zhivago (۱۹۶۵)
این فیلم که دوران انقلاب روسیه و پیامدهای آن را در بر میگیرد، داستان یوری ژیواگو (عمر شریف)، پزشک و شاعری را روایت میکند که زندگیاش تحت تأثیر جنگ و تحولات سیاسی شکل میگیرد. با وجود اینکه او با همسر وفادارش تونیا (جرالدین چاپلین) ازدواج کرده، به زنی به نام لارا (جولی کریستی) دل میبندد؛ زنی که مانند او برای بقا در دنیایی در حال فروپاشی تلاش میکند.
هرچند عظمت داستان در رمان اصلی نیز وجود داشت، اما کارگردانی دیوید لین به مقیاس حماسی Doctor Zhivago افزوده است. با این حال، بخش زیادی از قدرت احساسی فیلم از لحظات کوچک آن میآید: نگاهها، فرصتهای از دسترفته و این حس که زمان، دشمن اصلی این دو شخصیت است. برای فیلمی در بستر جنگ، این عاشقانه به مهمترین نیروی محرک آن تبدیل میشود و شکوه بصری را با صمیمیتی دردناک متعادل میکند. با اینکه در دهه ۶۰ در فصل اسکار درخشید، امروزه کمتر در گفتوگوهای فرهنگی به آن پرداخته میشود.

۲- Silence (۲۰۱۶)
در قرن هفدهم، دو کشیش یسوعی، پدر رودریگز (اندرو گارفیلد) و پدر گارپه (آدام درایور)، برای یافتن استاد گمشدهشان، پدر فریرا (لیام نیسون)، به ژاپن سفر میکنند؛ پس از آنکه شایعاتی مبنی بر انکار ایمان او تحت شکنجه منتشر میشود. آنها پس از ورود، در خفا به جوامع مسیحی ژاپن خدمت میکنند، اما با سرکوبهای شدید حکومتی مواجه میشوند که هدفش وادار کردن نوکیشان مسیحی به ترک ایمان است.
تماشای این فیلم چندان آسان نیست و تلاشی هم برای چنین بودن ندارد. Silence اثری آرام، سنگین و عمیقاً تأملبرانگیز است که هم شخصیتها و هم مخاطب را وادار میکند درباره معنای واقعی ایمان، زمانی که از غرور و ایدهآلگرایی تهی میشود، فکر کنند. بازی گارفیلد این فروپاشی درونی را بهخوبی به تصویر میکشد؛ جایی که یقین به تردید، گناه و فروتنی دردناک تبدیل میشود. فیلم پاسخهای ساده ارائه نمیدهد و در ابهام اخلاقی باقی میماند؛ موضوعی که آن را به یکی از قدرتمندترین و در عین حال کمتر دیدهشدهترین آثار مارتین اسکورسیزی تبدیل کرده است.

۱- Belle (۲۰۱۳)
این فیلم که بر اساس داستانی واقعی ساخته شده، درباره دیدو الیزابت بل (گوگو امباتا-را)، دختر دورگه یک افسر نیروی دریایی بریتانیا است که پس از مرگ ناگهانی پدرش توسط عموی اشرافیاش، لرد منسفیلد (تام ویلکینسون)، بزرگ میشود. با وجود برخورداری از ثروت و آموزش، دیدو در وضعیتی دوگانه قرار دارد: جایگاه اجتماعی او بالاتر از آن است که نادیده گرفته شود، اما بهدلیل نژادش هرگز کاملاً پذیرفته نمیشود. با ورود به بزرگسالی و پرسش از جهان پیرامونش، زندگی او با یکی از مهمترین تصمیمات حقوقی بریتانیا درباره بردهداری گره میخورد.
قدرت Belle در تعادل میان عاشقانه و پرسشهای عمیقتر سیاسی و شخصی است. فراتر از شیمی جذاب میان امباتا-را و سم رید، فیلم بر مفاهیمی مانند هویت، دیدهشدن و تناقضهای خستهکننده جامعه قرن هجدهم تمرکز دارد. امباتا-را با بازی گرم و در عین حال خویشتندارانه، کشمکش درونی دیدو را بسیار ملموس میکند. فیلم در عین ظرافت، تصنعی نیست و از نظر احساسی لایههای عمیقتری نسبت به جایگاه «اثر کمتر دیدهشده» خود دارد. صحنههای اعتراف عاشقانه آن نیز از بهیادماندنیترین لحظات فیلم هستند.
منبع: روزیاتو