جمجمه ۳ میلیون سالهای که نمیدانیم به چه نوع انسانی تعلق داشته است
جمجمه «پا کوچک» که حدود ۳ میلیون سال قدمت دارد، با هیچ یک از گونههای شناختهشده انساننما کاملاً مطابقت ندارد و ممکن است متعلق به یک گونه جدید باشد.
فرادید|سال ۱۹۹۸، انسانشناس رونالد کلارک و تیم تحقیقاتی او جمجمهای از یک جد انسانی ناشناخته را در غارهای اِستِرکفونتین در آفریقای جنوبی کشف کردند. تخمین زده شد این جمجمه که به نام StW ۵۷۳ یا به طور محاوره «پا کوچک» شناخته میشود، بین ۳ تا ۱.۹۵ میلیون سال قدمت داشته باشد. در ابتدا جمجمه به گونه استرالوپیتکوس پرومتئوس (Australopithecus prometheus) نسبت داده شد. اما این قضیه در حال تغییر است.
به گزارش فرادید، با وجود اصرار کلارک بر اینکه پا کوچک بدونشک متعلق به A. prometheus است، بحثهایی وجود داشت که آیا به راستی این باقیماندهها متعلق به گونه Australopithecus africanus هستند یا خیر؛ گونهای که در غارهای اِسترکفونتین و دیگر مناطق آفریقای جنوبی هم یافت شده بود. در یک تحول شگفتانگیز، باستانشناس جِسی مارتین از دانشگاه لا تروب در استرالیا، جمجمه را تحلیل کرد و آن را با جمجمهای از A. prometheus به نام MLD1 و سایر نمونههای A. africanus تطبیق داد. او دریافت که ویژگیهای پاکوچک کاملاً با هیچ یک از این دو گونه همخوانی ندارد و این میتواند به معنای آن باشد که این باقیماندهها متعلق به یک گونه کاملاً متفاوت هستند.
مارتین در مطالعهای که بهتازگی منتشر شده، گفته: «قاعدتاً برای اینکه دو نمونه متعلق به یک گونه در نظر گرفته شوند، MLD1 و StW ۵۷۳ باید مجموعهای منحصر به فرد از ویژگیهای ابتدایی و مشتقشده داشته باشند که آنها را از دیگر گونههای شناختهشده متمایز کند. مشکل اینجاست که نمونه اصلی A. prometheus (MLD1) یک قطعه پسسری-جداری است که تنها مورفولوژی محدودی از ویژگیهای تشخیصی را حفظ کرده است.»
شناسایی گونهی پاکوچک تنها برپایه ویژگیهای مورفولوژیکی مشترک آن با MLD1 انجام شد و از آنجا که MLD1 فقط یک قطعه است، جزئیات کافی برای قضاوت وجود ندارد، هرچند کلارک تا حد امکان ویژگیهای مشابه را فهرست کرده بود. تنها سه ویژگی به قدر کافی روی MLD1 قابلشناسایی بودند: ظرفیت جمجمه (جمجمه چه مقدار حجم را میتواند در خود جای دهد)، برجستگی استخوانی روی بالای جمجمه و استخوان آهیانه (که دیوارههای جمجمه را تشکیل میدهد و کنارههای آن به سمت بالا صاف است، نه شیبدار).
بدون شواهد کافی برای نسبت دادنِ قطعیِ پاکوچک به MLD1، پاکوچک نمیتواند رسماً به A. prometheus تعلق داشته باشد. بنابراین، مارتین و تیمش جمجمه را دوباره تحلیل کردند تا گونهی واقعی آن را مشخص کنند. جمجمه تغییرشکل یافته بود، احتمالاً به دلیل فرآیندهای پسافسیلی (که بین مرگ و فسیل شدن رخ میدهند و شامل فشار، شکستگی و خشک یا شکنندهشدن استخوانها میشوند) و تغییراتی که این فرآیندها ایجاد کرده بودند، هنگام تلاش برای تعیین گونه درنظر گرفته نشد. اما دو ویژگی دیگر که کلارک آنها را لحاظ نکرده بود هم وجود داشت: برآمدگی پسسری (که از پشت گردن بیرون زده) و ستارک (محل تقاطع سه درز جمجمه).
ویژگیهایی که پاکوچک را از MLD1 متمایز میکنند عبارتند از: یک شیار در ستارک، جایگذاری کمی متفاوت برچستگی استخوانی بالای جمجمه و صفحه پسسری طولانیتر (یک ناحیه محدب از استخوان پسسری). در نتیجه، مارتین هیچ دلیلی نیافت که جمجمه پاکوچک به قدر کافی با دیگر نمونههای A. prometheus شباهت مورفولوژیکی داشته باشد تا بتوان آن را به این گونه نسبت داد.
مترجم: زهرا ذوالقدر