تصاویر| ۵ بازی ویدیویی جدید دهه ۲۰۲۰ که شاهکار هستند؛ از Hades تا Resident Evil 4
در حقیقت، تنها پنج بازی این فهرست را میتوان شاهکار واقعی نامید. این پنج بازی بهخاطر گرافیک، گیمپلی، داستان و تأثیرگذاریشان شایسته قرار گرفتن در کنار بزرگترین نمادهای تاریخ بازیهای ویدیویی هستند و اعتبار آنها با گذشت زمان فقط بیشتر خواهد شد.
صنعت بازیهای ویدیویی درحال شکوفایی است. درواقع، شاید این صنعت اکنون در اوج نفوذ خود قرار داشته باشد؛ صنعتی که بیش از هر زمان دیگری به گیمرها دسترسی پیدا کرده و به یک کسبوکار کاملاً جهانی تبدیل شده است. علاوهبراین، پس از سالها تلاش ناموفق، بازیهای ویدیویی سرانجام درحال نفوذ به مدیومهای دیگر هستند و اقتباسهای سینمایی و تلویزیونی آنها توانستهاند نظر مثبت مخاطبان و منتقدان را جلب کنند.

در خود صنعت بازی نیز وضعیت بسیار خوب است. درواقع، دهه ۲۰۲۰ برای بازیهای ویدیویی فوقالعاده بوده و آثار زیادی از خوب تا عالی تولید کرده است. بااینحال، فقط تعداد کمی از آنها را میتوان در میان بهترین شاهکارهای تاریخ این مدیوم قرار داد.
در حقیقت، تنها پنج بازی این فهرست را میتوان شاهکار واقعی نامید. این پنج بازی بهخاطر گرافیک، گیمپلی، داستان و تأثیرگذاریشان شایسته قرار گرفتن در کنار بزرگترین نمادهای تاریخ بازیهای ویدیویی هستند و اعتبار آنها با گذشت زمان فقط بیشتر خواهد شد.

۵- Hades (2020)
سال ۲۰۲۰ دهه جدید بازیهای ویدیویی را با قدرت آغاز کرد و آثاری فوقالعاده مانند Animal Crossing: New Horizons، Final Fantasy VII Remake و The Last of Us Part II را به همراه داشت. اما شاهکار غیرقابلانکار سال و اثری که احتمالاً بهتر از همه ماندگار شده، Hades است؛ برداشتی خلاقانه از اسطورههای یونانی که همه ما آنها را میشناسیم و دوست داریم. داستان بازی درباره زاگریوس، پسر هادس، فرمانروای جهان زیرین است. زاگریوس با کمک خدایان المپ تلاش میکند مادر گمشدهاش پرسفونه را پیدا کند و به کوه المپ برسد.
از هر نظر مهمی، Hades یک بازی منحصربهفرد است. از نظر بصری، این بازی رویکردی متفاوت نسبت به مدیوم بازیهای ویدیویی دارد و بیشتر شبیه یک کتاب کمیک بهنظر میرسد، بهویژه آثار نمادین مایک میگنولا، تا یک بازی ویدیویی سنتی. استفاده از رنگها بسیار چشمگیر است و باعث میشود هر محیطی غنی، زنده و پرجزئیات بهنظر برسد. شخصیتها نیز کاملاً جان میگیرند و زیباییشناسی کلاسیک یونانی را با رویکردی مدرن بازآفرینی میکنند. همچنین داستان بازی نهتنها اسطورههای یونانی را بهروز کرده، بلکه آنها را بازتفسیر میکند و نتیجه آن اثری است که حس یک ماجراجویی افسانهای واقعی را منتقل میکند. Hades همچنین اوج گیمپلی سبک Roguelike محسوب میشود و همین موضوع آن را به یکی از محبوبترین بازیها میان Speedrunnerها در سراسر جهان تبدیل کرده است.

۴- Elden Ring (2022)
سال ۲۰۲۲ بازیهای تحسینشدهای مانند God of War Ragnarök و Horizon Forbidden West را به همراه داشت. بااینحال، اگر یک بازی وجود داشته باشد که تقریباً از مرزهای صنعت بازی عبور کرده و به یک برند شناختهشده در فرهنگ عامه تبدیل شده، آن بازی Elden Ring است. این اثر به کارگردانی هیدتاکا میازاکی و با جهانسازی جرج آر. آر. مارتین ساخته شده و در سرزمینی فانتزی به نام Lands Between جریان دارد. داستان درباره Tarnished است که باید Elden Ring را بازسازی کرده و به Elden Lord جدید تبدیل شود.
Elden Ring بدون تردید یکی از بزرگترین آثار فانتزی حماسی دنیای بازیهای ویدیویی محسوب میشود که بهعنوان یک بازی ویدیویی، تجربهای جذاب و غوطهورکننده ارائه میدهد؛ آن هم تا حد زیادی بهخاطر جهان عظیم و پر از شگفتیای که جرج آر. آر. مارتین خلق کرده است. درواقع، کشفکردن مهمترین ویژگی این بازی است و گیمر میتواند ساعتها در این سرزمین گردش کند؛ جایی که تقریباً در هر گوشه آن یک شگفتی تازه انتظارش را میکشد.
طبیعت بسیار مقاوم دشمنان گاهی آزاردهنده است، اما درعینحال شکستدادن دشمنی که ساعتها درگیرش بودهاید، حس رضایت فوقالعادهای ایجاد میکند. درنهایت، داستان بازی جذاب و چالشبرانگیز است و تجربهای بینقص ارائه میدهد که بلافاصله پس از تمامشدن، دوست دارید دوباره آن را شروع کنید. قرار است بهزودی اقتباس سینمایی Elden Ring به کارگردانی الکس گارلند ساخته شود و باید دید آیا میتواند به فضای فراموشنشدنی و تأثیرگذار بازی برسد یا نه.

۳- Baldur’s Gate 3 (2023)
شاهکارهای فانتزی زیادی از زمان آغاز صنعت بازیهای ویدیویی ساخته شدهاند، اما تنها تعداد محدودی از آنها شایسته قرار گرفتن در بالاترین جایگاه این ژانر هستند و Baldur’s Gate 3 یکی از آنهاست. این بازی که براساس نسخه پنجم Dungeons & Dragons ساخته شده، سومین قسمت مجموعه Baldur’s Gate محسوب میشود و داستان گروهی را روایت میکند که برای خلاصشدن از انگلهای ایلیثید که مغزشان را آلوده کردهاند، وارد ماجراجویی میشوند. برخلاف منبع اصلی، Baldur’s Gate 3 را میتوان هم بهصورت تکنفره و هم همراه با یاران بازی کرد.
سال ۲۰۲۳ شاید بهترین سال صنعت بازی در دهه ۲۰۲۰ تاکنون باشد؛ در حالی که دو بازی بعدی این فهرست نیز متعلق به همین سال هستند. بااینحال، Baldur’s Gate 3 ویژگی خاصی دارد که آن را متمایز میکند. فضای بازی کاملاً فانتزی حماسی است و درعینحال که از کلیشههای رایج این ژانر استفاده میکند، راههای هوشمندانهای برای ارتقای آنها پیدا میکند. مأموریتهای فرعی بازی نیز سرگرمکننده و ارزشمند هستند و بیشتر شبیه مکمل داستان اصلیاند تا عامل حواسپرتی.
اما مهمترین ویژگی بازی، بازآفرینی بینقص حسوحال یک کمپین واقعی Dungeons & Dragons است. خلاقیت و استفاده درست از منابع، کلید موفقیت در بازی محسوب میشوند. علاوهبراین، Baldur’s Gate 3 یک نقشآفرینی کامل است؛ زیرا واقعاً هر تصمیم بازیکن اهمیت دارد و یک انتخاب اشتباه میتواند پایان کار شما و گروهتان باشد.

۲- The Legend of Zelda: Tears of the Kingdom (2023)
در سال ۲۰۱۷، نینتندو و کل صنعت بازیهای ویدیویی با انتشار The Legend of Zelda: Breath of the Wild وارد دورهای کاملاً جدید شدند. این بازی که احتمالاً بهترین عنوان تاریخ مجموعه Zelda محسوب میشود، این فرنچایز را برای نسل جدید بازتعریف کرد و استاندارد تازهای برای بازیهای جهانباز بهوجود آورد. شش سال بعد، دنباله آن منتشر شد و توانست کاملاً در حد و اندازه نسخه قبلی ظاهر شود. The Legend of Zelda: Tears of the Kingdom داستان لینک را روایت میکند که در جستوجوی پرنسس زلدا است و همزمان تلاش میکند مانع نابودی Hyrule توسط گانوندورف شود.
Tears of the Kingdom تمام ویژگیهای موفق Breath of the Wild را بهبود داده و دنیاسازی، شخصیتپردازی، داستان و جهانباز بازی را گسترش داده است. نتیجه، اثری عظیم و باشکوه است که حس یک ماجراجویی بیپایان در جهانی فانتزی و مسحورکننده را منتقل میکند.
Sky Islands یکی از بهترین اضافات به این بازی است؛ بخشی که نهتنها مقیاس جهان را بزرگتر کرده، بلکه چالش تازهای برای گیمپلی ایجاد کرده است. قابلیتهای جدید نیز از نقاط قوت اصلی بازی هستند؛ زیرا باوجود اینکه بازیکنان نزدیک به ۴۰ سال است کنترل لینک را در دست دارند، Tears of the Kingdom همچنان موفق میشود تجربهای تازه و جذاب ارائه دهد. نویسنده معتقد است مجموعه The Legend of Zelda اکنون در بهترین دوران خود قرار دارد و امیدوار است فیلم لایو-اکشن آینده این مجموعه نیز همین روند موفق را ادامه دهد.

۱- Resident Evil 4 (2023)
ساخت بازسازیها همیشه کار دشواری است؛ بهویژه زمانی که نسخه اصلی بازی، یک شاهکار شناختهشده و یکی از مهمترین آثار آن مجموعه باشد. بااینحال، Resident Evil 4 محصول ۲۰۲۳ ثابت کرد کاملاً شایسته این جایگاه است و شاید حتی بتوان آن را نسخه نهایی و قطعی این داستان دانست. همانند نسخه اصلی سال ۲۰۰۵، این بازسازی نیز روی لئون اس. کندی تمرکز دارد که باید اشلی گراهام، دختر رئیسجمهور آمریکا، را از دست یک فرقه مرموز در روستاهای اسپانیا نجات دهد.
Resident Evil 4 دقیقاً همان کاری را انجام میدهد که یک بازسازی عالی باید انجام دهد؛ حفظ روح نسخه اصلی در کنار بهروزرسانی گرافیک، گیمپلی، داستان و شخصیتپردازی. این بازی نهتنها وجود خود را توجیه میکند، بلکه نشان میدهد چرا بازسازیها در صنعت بازی اهمیت دارند؛ صنعتی که با سرعتی بسیار زیاد درحال تغییر است.
این بازی همچنین بهخوبی درک میکند که هیچ داستانی بدون شخصیتپردازی قوی موفق نمیشود و به همین دلیل لئون و اشلی را به دو شخصیت ماندگار و جذاب این مجموعه تبدیل میکند. Resident Evil 4 نسبت به نسخه اصلی ترسناکتر نیز شده است؛ بخشی بهدلیل طراحیهای بهبودیافته و بخشی بهخاطر فضای سنگین و دلهرهآوری که در تمام بازی حفظ میشود.
مجموعه Resident Evil در طول سالها آثار درخشانی تولید کرده، اما Resident Evil 4 جایگاه ویژهای دارد و یکی از مهمترین بازیهای تاریخ این فرنچایز و شاید بهترین اجرای ایدهها و فضای منحصربهفرد آن محسوب میشود.
منبع: روزیاتو