اوحدی مراغهای؛ زندگینامه، معرفی اشعار و آثار
«اوحدی مراغهای»، شاعر و صوفی عصر پایانی حکومت ایلخانان مغول و از همعصران شاعران بزرگی چون مولانا، سعدی و حافظ بود.
فرادید| «رکنالدین اوحدی مراغهای» عارف و شاعر پارسیگوی دوره ایلخانی، در شهر مراغه زاده شد و در همان شهر نیز از دنیا رفت. او به «اوحدی مراغهای» شهرت دارد؛ اما بهدلیل اصالت اصفهانی، برخی لقب «اوحدی اصفهانی» را نیز برای او به کار میبرند. از اوحدی اشعاری بهجای مانده که نشانه استعداد و ذوق هنری اوست.
اوحدی مراغهای، شاعر صوفی قرن هشتم (۶۷۰-۷۳۸ هجری قمری) از جمله شاعرانی است که تا به امروز کمتر از ارزش واقعی خود، مورد مطالعه و نقد قرار گرفته است. او همزمان با سالهای پایانی زندگی مولانا و سعدی و اوایل دوره زندگی حافظ میزیست. دلیل اصلی مغفول ماندن نام وی، همعصری با این شاعران بزرگ و قرارگیری زیر سایه آنها بود.

اوحدی از نامدارترین شاعران عصر خود بود که اشعار خود را در قالبهای قصیده، مثنوی، غزل و رباعی میسرود. مهمترین ویژگی شعر او، اقتباس از شیوه شاعران پیش از خود بود و بر شاعران پس از خود نیز اثر گذاشت. او ذوق و استعداد شاعری کمنظیری داشت؛ اما برای دستیابی به قله فرهیختگی، مدام در حال مطالعه، آموزش شعر پیشینیان و ممارست بسیار بود. نشانههای این تلاش در دیوان اشعار او آشکار و ملموس است.
اوحدی از مضمون، محتوا و شگردهای شاعرانه فردوسی، ناصرخسرو، منوچهری، انوری، سنایی، خاقانی، نظامی، سعدی و مولوی تاثیر گرفت؛ اما نباید گمان برد که نوشتههای او تقلید شعر دیگران بود. او با رعایت سبک شعری، رسالت تاریخی-فرهنگی خود را نیز انجام میداد و لابهلای مضامین عرفانی، به مضامین اجتماعی از قبیل زشتی اعتیاد به میخوارگی و مواد مخدر، همچنین دغلکاری برخی علما در لباس فقه و قضاوت نیز میپرداخت.
زندگینامه اوحدی مراغهای

رکنالدین بن حسین اصفهانی سال ۶۷۳ هجری قمری در مراغه متولد شد و به اوحدی مراغهای شهرت یافت. برخی منابع نام او را «رکنالدین» و برخی دیگر «اوحدالدین» ذکر کردهاند.
اوحدی که همزمان با حکومت سلطان ابوسعید ایلخانی میزیست، به عرفان و تصوف علاقه بسیار داشت. او مراحل تربیت عرفانی خود را در مراغه آغاز کرد؛ اما از نوع و چگونگی تحصیلات وی اطلاعاتی در دست نیست. اوحدی را شاگرد «ابوحامد اوحدالدین احمد کرمانی» دانستهاند. او ابتدا تخلص «صافی» را برای خود برگزید؛ اما بعد بهدلیل ارادتی که به استاد خود پیدا کرد، تخلص خود را به «اوحدی» تغییر داد. برخی این قول را درست نمیدانند و بر این عقیدهاند که اوحدالدین کرمانی سال ۶۳۴ هجری قمری، یعنی پیش از تولد اوحدی، درگذشته بود و اوحدی نمیتوانست به محضر وی حضور یابد یا شاگردی او را بکند.
اوحدی برای دستیابی به تجربیات بیشتر به شهرهای مختلف سفر کرد. او مدتی را در اصفهان، زادگاه خانوادگی پدرش گذراند و آنجا شاگرادن زیادی را تربیت کرد. وی همچنین در دیوان خود از سفر به شهرهای بغداد، بصره، دمشق، کربلا، نجف، قم، همدان و کوفه سخن گفته است.
سند معتبر و قابلاستنادی درباره مذهب اوحدی مراغهای وجود ندارد. در دیوان او اشاراتی به برخی امامان شیعه، از جمله امام علی (ع)، امام حسین (ع) و حضرت مهدی (عج الله) شده که بر این اساس، برخی او را شیعهمذهب معرفی میکنند؛ اما سعید نفیسی، نویسنده و پژوهشگر ادبیات فارسی، با استناد به اشعار اوحدی درباره خلفای راشدین، وی را سنی شافعی میداند.
اوحدی مراغهای پس از سفرهای متعدد، دوباره به مراغه، پایتخت ایلخانان بازگشت و در همان شهر اقامت گزید. او توسط سلطان ابوسعید و وزیرش خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی مورد تکریم و احترام فراوان قرار گرفت. اوحدی تا پایان عمر در مراغه ماند، در همان شهر بدرود حیات گفت و همان جا به خاک سپرده شد.
اشعار و آثار اوحدی مراغهای

اشعار و آثار چندی از اوحدی بهجای مانده که برخی از آنها دستنویس هستند و برخی دیگر چاپهای متنوع و مختلفی دارند؛ آخرین آنها، کلیات اوست که به کوشش سعید نفیسی در سال ۱۳۴۰ در تهران چاپ شد. مهمترین آثار اوحدی عبارتند از:
دیوان اوحدی
دیوان شعر اوحدی شامل غزلیات، قصاید، رباعیات، ترکیبات و ترجیعات وی میشود که حدود ۱۴.۷۲۹ بیت را شامل میشود. امیر علیشیر نوایی، وزیر دانشدوست ابوسعید، این اثر را از مشهورترین کتابهای اوحدی میداند و جامی آن را «نهایت لطافت و عذوبت» میداند. همچنین ترجیعات او از حقایق و معارف برخوردارند.
در بین سرودههای اوحدی به غزلیات او توجه بیشتری شده، همچنین علاقهمندان به شعر نیز در زمان حیات شاعر، از غزلیاتش استقبال بیشتری میکردند. او خود نیز عنایت بیشتری به غزلیاتش داشت. تشابه غزلیات اوحدی به شعر حافظ، سبب ورود غزلهایش به نسخههای دستنویس حافظ شد.
جام جم
کتاب جام جم که سال ۷۳۳ هجری قمری سروده شد، مثنویهای اوحدی را در بر میگیرد. او این مثنویها را یک سال در تبریز سرود، سپس آنها را به نام «خواجه غیاثالدین محمد» پسر «خواجه رشیدالدین فضلالله» وزیر کرد.
اوحدی مثنوی خود را بر وزن و اسلوب «حدیقهالحقیقه» سنایی غزنوی سرود. کتاب از همان ابتدا با اقبال عمومی روبهرو شد؛ به این جهت نسخههای متعددی از آن آماده کردند.
منطق العشاق
منطق العشاق که به نامهای «دهنامه» و «محبتنامه» نیز شهرت دارد، از آثار مشهور سدههای هفتم و هشتم هجری قمری است و شامل نامههایی عاشقانهای میشود که بین عاشق و معشوق رد و بدل میشد. اوحدی این اثر را سال ۷۰۶ هجری قمری به وجیهالدین یوسف بن حسن، نوه خواجه نصیرالدین توسی در مراغه تقدیم کرد.
اوحدی مراغهای سه غزل با گویش اصفهانی سروده که به فهلویات شهرت دارند. همچنین در دیگر شعرهای خود نیز از سرزمین پدریش، اصفهان یاد میکند. او در شعرهای خود به دوری از اصفهان نیز اشاره دارد و همچنان که سعدی را اهل شیراز میداند، خود را اهل سپاهان معرفی میکند.
آرامگاه اوحدی مراغهای
آدرس: آذربایجان شرقی، مراغه، خیابان دانشسرا (شهید مصطفی خمینی)، روبهروی بیمارستان سینا
آرامگاه اوحدی مراغهای میان باغی سرسبز و زیبا در شهر مراغه قرار گرفته است. این آرامگاه سال ۱۳۵۲ هجری شمسی با عنوان تجدید بنای مقبره اوحدی به دست جمعی از معماران بنا شد و بهجای آرامگاه قبلی، گنبد زیبایی با معماری مدرن و از جنس بتن وسط باغ ساختند؛ سنگ مقبره قبلی را به موزه کنار آرامگاه انتقال دادند. اکنون مکان مقبره وسط باغ است، همچنین در جوار آن، مقبره دیگری است که به سرخوش بیگ، پیر همعصر اوحدی تعلق دارد.
آرامگاه اوحدی سازهای بتنی است که توسط انجمن آثار ملی ایران روی مزار این شاعر بزرگ قرار گرفت. این مقبره مربعی شکل، روی یک سکو قرار دارد. سطح آرامگاه سه پله از سطح باغ بالاتر و کف آن نیز سنگفرش است. همچنین محوطه باغ را با بلوکهای سیمانی سنگفرش کردهاند.

موزه ایلخانی مراغه نیز در محوطه آرامگاه اوحدی قرار دارد. ساختمان موزه سال ۱۳۶۱ هجری شمسی، همزمان با تشکیل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، به موزه مقدماتی مراغه تبدیل شد. این مکان را سال ۱۳۷۵ هجری شمسی بهدلیل نقش پراهمیت مراغه در دوره ایلخانی، به موزه تخصصی ایلخانان اختصاص دادند. در موزه ایلخانی افزون بر نسخ خطی، انواع کاشی، سفال، سکههای ایلخانی، انواع اشیای فلزی و شیشهای در معرض نمایش هستند.
منبع: کجارو