نقد گاردین به فیلم فروشنده
فیلمی زیرکانه و جاه‌طلبانه

نقد گاردین به فیلم فروشنده

کد خبر: ۲۴۹۰۱
بازدید : ۲۰۳۰۳
۰۸ شهريور ۱۳۹۵ - ۱۴:۳۵
نویسنده:پیتر بردشاو
گاردین| در درام جدید کارگردان جدایی، زوجی از طبقه متوسط ترک‌هایی در دیوار خانه‌شان می بینند، چرخشی استادانه در نمایشنامه آرتور میلر.

حضور اصغر فرهادی در جشنواره ی کن جالب می شود اگر درام "فروشنده " را لحظه ای برای اندیشیدن در این باره که آیا ژانری جدید درحال تولد در دنیای سینما است در نظر بگیریم: شوکی از جنس هانکه / آنتونیونی!

چند آدم خوب و از خود راضی طبقه متوسط به زندگیشان مشغولند که اتفاقی وحشتناک برایشان می افتد، اتفاقی مرموز، ناشناخته و نحس که آرامش‌شان را درهم شکسته و ترک هایی بر لاک زندگی روتینشان می اندازد و با خود فاش شدن شرم و گناه را به همراه دارد.

فیلم " فارغ التحصیل " کریستین مونجیو و نیز در حد کمتری "دختر گمنام" برادران داردن در جشنواره ی کن هر دو فیلم هایی بودند که اتفاق های شوک آوری از جنس شوک های آثار هانکه/ آنتونیونی داشتند. همه درباره ی تجاوز جنسی، حضور و دست داشتن طبقه متوسط، سلب آسایش، آدم هایی که به درها می کوبند تا اجازه ی ورود یابند و یا آدم هایی که پشت درها می مانند و تصاویر دوربین های مدار بسته ای که قسمتی از زندگی های در حاشیه ای را نشان می دهند و برای طبقات بالاتر ترسناک هستند. " فروشنده" شروع به متناسب کردن و سازمان دادن به الگوی مشخصی می کند، و با این حال بی شک خوش ساخت است و کم کم دارد شبیه یک سبک شخصی می شود.

فیلم های درخشان فرهادی " جدایی" 2011  و " درباره ی الی" 2009 هر کدام ادای دینی به هانکه و آنتونیونی داشتند، از دید من " فروشنده" از بسیاری جهات شبیه "چهارشنبه سوری" 2006 است و در هردو بازیگر نقش اصلی زنشان ترانه علیدوستی فوق العاده است. چهارشنبه سوری هم همین ایده یک زندگی مختل شده را داشت که منجر به ناراحتی، تنش و تغییر  می شد و این باعث می شد که روابط آدم هایی که به آن مربوط بودند و یا در آنجا زندگی می کردند مشخص شود. چهارشنبه سوری هم هیاهوتر و ظریف تر از فروشنده بود.

فیلم فروشنده درباره یک زوج شاد از طبقه متوسط در تهران است. رعنا و عماد که توسط علیدوستی و شهاب حسینی بازی می شوند. عماد معلم است و رعنا در خانه‌دار، آنها قصد دارند با هم زندگی تشکیل دهند. اما به جز این آنها هر دو از اعضای با استعداد یک گروه نیمه حرفه ای تئاتر هستند که در تدارک اجرای نمایشنامه "مرگ دستفروش" آرتور میلر هستند. عماد نقش ویلی لومن که فروشنده ای شکست خورده است را بازی می کند و رعنا در نقش همسر او لیندا بازی می کند. هر دو با گریم و کلاه گیس هایی خاکستری رنگ نقش کاراکتر های غمگین پیرتر از خودشان را بازی می کنند. دقیقا در ابتدای فیلم آنها مجبور به نقل مکان از آپارتمانشان می شوند، چون به نظر می رسد کل مجتمع به دلیل نقص ساختمانی در حال فرو ریختن است.

فرهادی صحنه ای به شدت متشنج خلق می کند که در آن ترک ها قاب پنجره را می شکنند. فاجعه ای قریب الوقوع از جنس تایتانیک. آنها سرانجام به لطف یکی از هم گروه های تئاترشان آپارتمان جایگزینی پیدا می کنند. اما آنها دیر متوجه می شوند که ساکن قبلی آنجا زن جوانی بوده که گویا روسپی گری میکرده و افراد مشکوک و بدنامی تمام طول شب آن اطراف می پلکند. یک شب رعنا اشتباه می کند و به خیال اینکه همسرش جلوی در است کلید باز شدن در بیرونی را می زند.

جذابیت و لذتی بصری در شیوه فرهادی در کنار هم قرار دادن صحنه های بازی نمایشنامه ی آرتور میلر و صحنه های زندگی واقعی این زوج و شومی آن وجود دارد. رئالیسم ویرانی و تراژدی کلاسیک شانه به شانه ی هم به نمایش در می آیند. خود عماد فردی خوددار و منطقی است ولی خوب می شود اگر بازی در نمایشنامه میلر به او از نظر اخلاقی دیدی مغرور، دراماتیک و قهرمانانه نسبت به خود بدهد. ویلی لومن در اندوه خویش متحیر از این است که چه مردی‌است که نمی تواند به زن و خانواده ی خود بهترین چیز های مورد نیاز در زندگی را بدهد. عماد متحیر از این است که چه مردی‌است که نمیتواند از زنش در برابر تجاوز محافظت کند. به وضوح فرهادی به مخاطبانش اجازه میدهد که از خلال دروغ های موازی ویلی لومن گمانه زنی کنند و سپس آنها را در دقایق پایانی بیندازد با این حال ارتباط جدید کمی صریح و واضح است.

این فیلمی زیرکانه و جاه طلبانه است، ولی داستان خیلی بر پدر یکی از شاگردان عماد که در بخش صدور مجوز وسیله نقلیه ی موتوری کار می کند وابسته است. " فروشنده " سعی می کند که تاثیر و نتیجه بزرگتری نسبت به فیلم قبلی فرهادی داشته باشد و کیفیت مبهم و معمایی "جدایی" را ندارد. در حقیقت تم انتقام-عدالت طلبی فیلم تقریبا من را به یاد فیلم ملودرام – جنایی دنیس ویلنیو " زندانیان" 2013 میندازد.

با این همه IQ محض فیلم سازی فرهادی این فیلم را بسیار تماشایی کرده است. در صحنه ای عماد که خسته است در کلاس به خواب فرو می رود و در حالی که در حال خرناس کردن است بچه ها گستاخانه برای گرفتن سلفی دور او جمع می شوند، تنها فیلمسازی با اعتماد بنفس و جسارت فرهادی می تواند در فیلمش فضایی برای ذره ای کمدی به این بی پروایی پیدا کند. فروشنده درامی خوش ساخت و ارزشمند است.

مترجم: عبدالرضا سلیمی
سلام سینما
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه