فرادید | حوادث - عمومی

Faradeed

لاغری به قیمت جان تمام شد

لاغری به قیمت جان تمام شد

امیر و میثم مدت‌ها بود که می‌گفتند دچار اضافه‌وزن شده‌اند، اما هیکل من خوب بود. آن‌ها نمی‌توانستند به علت کرونا به باشگاه بروند به قول معروف رو فرم نبودند. به همین علت در تب و تاب لاغری بودند که حسام این قرص‌ها را معرفی کرد که از عطاری محله می‌خرید.
قتل دوست صمیمی در خانه ویلایی

قتل دوست صمیمی در خانه ویلایی

من به خانه ابراهیم مدام رفت‌و‌آمد داشتم تا اینکه شب حادثه خواهرم با من تماس گرفت و گفت: ابراهیم و شیما دعوا کرده‌اند و شیما کمک لازم دارد. من هم قبول کردم به کمک بروم.
معمای نوزاد ناپدیدشده؛ توهم مادر یا دروغ پدر؟

معمای نوزاد ناپدیدشده؛ توهم مادر یا دروغ پدر؟

با آن راننده به خانه‌اش رفتم و بعد هم به عقد موقت او درآمدم. وقتی با هم عقد بودیم من باردار و صاحب یک دختر شدم. دخترم تازه به دنیا آمده و به من نیاز دارد، اما پلیس من را بازداشت کرد. ما رابطه نامشروع نداشتیم و با هم ازدواج کرده‌ایم.
موج دریا، دو کودک را با خود برد

موج دریا، دو کودک را با خود برد

وقتی به آن جا رسیدند، بچه‌ها از خوشحالی سر از پا نمی‌شناختند. دریا بسیار توفانی و مواج بود. بچه‌ها به سمت آب رفتند و همین که نزدیک امواج دریا شدند، موج، جلوی چشم پدر و مادرشان، آن‌ها را با خود برد.
قاتلی که سارق سریالی شد

قاتلی که سارق سریالی شد

شهرام پسری که در قهوه خانه بود یکی دیگر از دوستانش به‌نام امیر را به من معرفی کرد. هر دوی آن‌ها به من آموزش دزدی دادند و من هم که استعداد خوبی در این زمینه داشتم، خیلی زود یاد گرفتم.
مادر میانسال؛ سردسته باند زورگیران خشن

مادر میانسال؛ سردسته باند زورگیران خشن

شوهرم سال‌ها قبل فوت کرد و پسرانم را خودم بزرگ کردم. کار می‌کردم تا زندگی‌ام را تأمین کنم؛ اما بعد از بزرگ‌شدن پسرانم آن‌ها به جای اینکه کار کنند، سرقت می‌کردند و به من هم گفتند باید به آن‌ها کمک کنم.
قتل در ساختمان ۱۱۸

قتل در ساختمان ۱۱۸

وقتی به درون اتاق آمد، دیگر مهلت ندادم، او را روی تخت انداختم و متکا را روی صورتش فشار دادم. وقتی فهمیدم که دیگر جان ندارد، رهایش کردم و گردنبندش را به همراه پول‌ها برداشتم، ولی نتوانستم به گاوصندوق دستبرد بزنم چرا که کلید آن را پیدا نکردم!
برادرکشی در دفاع از پدر

برادرکشی در دفاع از پدر

در این کشمکش، ما زمین خوردیم و من روی برادرم افتادم و چاقو در بدنش فرو رفت. من اصلا قصدم این نبود که برادرم را بکشم. متهم در ادامه گفت: درست است که او معتاد بود، اما برادرم بود و من همه دردسر‌ها را به خاطر او تحمل کرده بودم و نمی‌خواستم مشکلی برایش ایجاد شود.
معمای قتل طلافروش معروف

معمای قتل طلافروش معروف

از یک شماره ناشناس برای ما چند خط پیام ارسال شد به ما هشدار دادند که از مقتول فاصله بگیریم، حتی در یکی از پیام‌ها خطاب به ما عنوان شده بود که قصد کلاهبرداری و اخاذی از مرحوم مظفریان را داریم، ولی وقتی این موضوع را باخودشان مطرح کردیم اظهار بی‌اطلاعی کردند.
قتل شوهر به خاطر حسادت زنانه

قتل شوهر به خاطر حسادت زنانه

«مهری» که در حال شستن تیغه یک چاقو برای بریدن هندوانه بود به طرف شوهر ۳۶ ساله اش برگشت و با یکدیگر درگیر شدند در این میان ناگهان تیغه چاقو به قفسه سینه مرد جوان فرو رفت و او تلوتلوخوران روی موتورسیکلت افتاد که در انبار ضایعات پارک شده بود.
برادرکشی مقابل چشمان مادر

برادرکشی مقابل چشمان مادر

آن روز به مادرم زنگ زدم و گفتم به اینجا بیا و تکلیف من و پدرام را روشن کن، اما باهم درگیر شدیم من فقط قصد ترساندن پدرام را داشتم، اما نمی‌دانم چه شد که چاقو را برداشتم خون جلوی چشمم را گرفت وبه او ضربه‌ای زدم.
راز ۱۳ ساله؛ قتل مرد افسرده با کپسول گاز

راز ۱۳ ساله؛ قتل مرد افسرده با کپسول گاز

متوجه شدند مرد میانسال که فرهاد نام داشت، کشته شده است. وضعیت اتاق نشان می‌داد او مورد شکنجه قرار گرفته است. فرد یا افرادی دست و پای او را بسته و وی را به کپسول گاز وصل کرده بودند.
افشای راز قتل موبد زرتشتی

افشای راز قتل موبد زرتشتی

محمدجواد گنجعلیخانی حاکمی به دلیل جمود نعشی ایجاد شده در اجساد و ناتوانی در خارج کردن آن‌ها از صندوق عقب خودرو از یک سو و عذاب وجدان ناشی از ارتکاب این قتل از سوی دیگر با زدن شاهرگ خود خودکشی کرده است.
توهم مرد، موجب قتل همسرش شد

توهم مرد، موجب قتل همسرش شد

مرد جوان مدعی شد که شب خواب بوده و با صدای مار از خواب بیدار شده است. زمانی که به پذیرایی رفته مار‌ها را روی سر و گردن همسرش دیده که با خنجر مار‌ها را کشته، اما زمانی که به خود آمده است، متوجه شده همسرش را کشته است.