فرادید | تأملات - اخلاق
مصطفی ملکیان درباره فاز جدید پروژه عقلانیت و معنویت:
سخن من در این کتاب اصلا نو نیست و بسیاری از قدیم‌الایام به آن معترض شده‎اند. آنچه باعث شده بر آن تاکید کنم، این است که می‌بینم نه روشنفکران و نه خود مردم به ‎این نکته یا توجه ندارند یا توجه دارند، اما آگاهانه‎ آن را پس می‌رانند. این نکته که فرهنگ درون مردم مهم است. اینکه دائما بر فرهنگ درون مردم تاکید می‌کنم به ‎این معناست که گمان نکنیم وقتی از فرهنگ می‌گوییم، به ‎این معنا است که به تعداد عناوین کتاب‌هایی که در سال منتشر می‌شود، بحث من از درون است، وگرنه ما در کشورمان هم کتاب داریم و هم تئاتر و سینما و همه‌چیز‌هایی که مظاهر فرهنگ بیرونی است. آن چیزی که نیست، فرهنگ درونی است که محل بحث است.
آیا سرمایه‌داری غیراخلاقی است؟
بسیاری از طرفداران سرمایه‌داری، این نظام را نه صرفاً مکانیزمی اقتصادی، بلکه نوعی اخلاقیات همه‌جایی می‌دانند که در تمام عرصه‌های زندگی باید به اجرا درآید. اما این برداشت کل‌گرایانه از سرمایه‌داری منتقدان سرسختی نیز داشته است که معتقدند حتی اگر نتوان از سرمایه‌داری به‌عنوان نظامی اقتصادی دست کشید، باید در اخلاقیات فردی و جمعی راه دیگری در پیش گرفت.
ترجمه، بدون قاعده
آدم‌ها دو دسته‌اند: مترجمان و خوانندگان متن‌های ترجمه‌شده. بااین‌حال، هنوز فیلسوفانی پیدا می‌شوند که می‌گویند ترجمه امکان‌ناپذیر است. واقعیت این است که استدلال‌کردن برای ناممکن‌بودنِ ترجمه دردی دوا نمی‌کند. چالش اصلی ترجمه بلاتکلیفی است: مترجمان غالباً نمی‌دانند باید تحت‌اللفظی ترجمه کنند، روح معنا را منتقل کنند یا اصلاً دست به خیانت بزنند و جسم و روح متن را فدای زیبایی و هنر کنند. کتابی جدید مانیفستی نوشته تا مترجمان را نجات دهد.
ببخشید، شما؟
حتماً پیش آمده که نام افراد دور و برتان را فراموش کنید و، برای مدتی طولانی، بدون اینکه نام طرف مقابلتان را بدانید، با او معاشرت کرده باشید. اما لحظۀ شرم‌آور آن وقتی است که می‌فهمد نامش را نمی‌دانید؛ انگار تشتی آب سرد در یقه‌اش خالی کرده‌اید. تحقیقات جدید می‌گوید فراموش‌شدن تأثیرات مخربی بر انسان‌ها می‌گذارد: آن‌ها پس از اینکه می‌فهمند آن‌قدر‌ها هم ارزش نداشته‌اند تا در خاطر شما بمانند، برای چند لحظه احساس پوچی می‌کنند.
تصور دانشمندان از موجودات فضایی
یک مؤسسۀ خصوصی در آمریکا، چهل سال است که با تلسکوپ‌های رادیویی به امواج کهکشانی گوش می‌دهد تا شاید بتواند فضایی‌ها را پیدا کند. چندماه پیش یکی از محققان مؤسسه در مراسمی اعلام کرد که چه بسا فضایی‌ها هم مثل ما فقط دارند گوش می‌دهند، بنابراین ما باید خودمان فعالانه به فضا سیگنال بفرستیم. جنجالی به راه افتاد و برخی دانشمندان و کارآفرینان مشهور در نامه‌ای سرگشاده دربارۀ خطرات این کار هشدار دادند. اما یک سوال: چرا از نظر ما فضایی‌ها خطرناکند؟
پیتر سینگر استاد فلسفه در دانشگاه سیدنی و صاحب تالیفاتی بسیار در حوزه فلسفه هگل و مارکس است. او مشهور است که اندیشه‌های پیچیده هگل را به‌ساده‌ترین شکل ممکن در کتاب‌هایی که نوشته، بیان کرده است. در این مقاله او از راه دقت به مقوله‌هایی مثل وجدان اخلاقی و ارزش پولی کوشیده است تا نظریه‌ای ساده در باب رفع فقر را ترسیم کند. شیوه او همان شیوه آشنای والتر بنیامین در مقاله‌نویسی است؛ آوردن مثال‌ها، نقل‌قول‌ها و مصداق‌ها؛ گونه‌ای آیین حکایت‌گری. پرداختن به مقوله «فقر» از این راه خود ارزش تدقیق و مطالعه را خواهد داشت.
کتاب «ذهن‌های آشفته» مأموریت ویژۀ نفرت‌افروزان را توضیح می‌دهد
تاریخ سرشار است از جنگ‌هایی که خون افراد بی‌شماری را هدر داده است. اغلب این درگیری‌ها به این خاطر شکل می‌گیرند که یکی از طرف‌ها افراد آن سوی میدان نبرد را «انسان» به حساب نمی‌آورد و افسانه‌هایی سر هم می‌کند تا حجم انبوهی از خشونت را توجیه کند. کتاب جدید یان هیوز توضیح می‌دهد که چگونه جنگ‌طلبانِ نفرت‌افروزی همچون هیتلر، استالین، مائو و اخیراً ترامپ در آتش نفرت می‌دمند و مردم را با خود همراه می‌کنند.
وظایف اخلاقی والدین در قبال بچه‌ها چیست؟
گفتاری از مصطفی ملکیان در باب خشونت عشق
اما وقتی نیاز فرزند را بر خواسته‌اش ترجیح می‌دهید، احساس بی اعتنایی به فرزند دست خواهد داد و گویی رفتاری خشونت‌آمیز با فرزند شده است. اما وظیفه‌تان چنین است که نیاز را بر خواسته ترجیح دهید و طبعا به فرزند چنین حسی دست می‌دهد که با او به خشونت رفتار کرده‌اند و این خشونت ناشی از این است که به فرزند عشق ورزیده‌اید. در حقیقت این خشونت، خشونت عشق نام دارد. خشونت عشق را با کسی انجام می‌دهیم که نیاز و خواسته او با یکدیگر تعارض دارد و شما سویه نیاز را گرفته‌اید، چرا که به او علاقه دارید.
۴ ویژگی که می‌تواند هر متفکری را در تاریخ ماندگار کند
حال اگر متفکری بیاید و توأمان به باورها، عواطف و هیجان‌ها، خواسته‌ها، اهداف و آرمان و... بپردازد، یک انسان به تمام معنا را مخاطب خود قرار می‌دهد نه یک تصویر کاریکاتوری از انسان؛ و اینچنین فردی است که شانس ماندگاری می‌یابد. متفکران ماندگار در پی نظام‌پردازی نیستند. انسانی که در پی نظام‌پردازی است، آنقدر واقعیات را مثله می‌کند و سر و ته‌شان را می‌زند تا بتواند آن‌ها را در نظام فکری خود بگنجاند.
تاریخ تکوین خانواده
بررسی تاریخ خانواده از سال ۱۸۶۱ با انتشار کتاب «حق مادری» نوشته باکوفن آغاز شد. باکوفن معتقد بود که انسان در آغاز در حالت بی‌بند‌و‌بار جنسی زندگی می‌کرده که ازدواج اشتراکی نامیده می‌شده است. این بی‌بند‌و‌باری باعث می‌شد تبار پدری یک‌سره غیرقطعی باشد، بنابراین اصل و نسب تنها از سوی زن برابر حق مادری شناختنی بود.
مراکش تا رسیدن به آستانۀ «بی‌آبیِ مطلق» تنها دو سال فاصله دارد. این وضعیت تقصیر کیست؟
مراکش تا رسیدن به آستانۀ «بی‌آبیِ مطلق» تنها دو سال فاصله دارد. این وضعیت تقصیر کیست؟ وقتی فرانسه مراکش را به استعمار خود درآورد، آن‌قدر این سرزمین حاصل‌خیز بود که فرانسویان یاد کشتگاه‌های اسطوره‌ای روم باستان افتادند. سدسازی، کانال‌سازی و کشاورزی صنعتی برای تولید گندم، هندوانه و مرکباتی که باید به اروپا صادر می‌شد شروع شد و شیوۀ سنتی تقسیم آب در مراکش را متلاشی کرد. حالا، هوا هر سال گرم‌تر می‌شود و زمین خشک‌تر و چشم‌انداز آینده یاد تشبیهی را زنده می‌کند که یک‌بار هایدگر بین هولوکاست و کشاورزی صنعتی برقرار کرده بود.
سقط جنین، رحم اجاره‌ای و...؛ متافیزیک حاملگی و تبعات اخلاقی آن
آیا جنین جزئی از مادر است یا مستقل از مادر؟
چرا از شرایط مادرم شرمسار بودم؟!
روایت دختری که به خاطر فقر مادرش خجالت می‌کشید
حالا خجالت می‌کشم که این را بگویم ما با اینکه واجد شرایط بودیم هرگز در مدرسه غذای رایگان دریافت نکردیم و من و مادرم مرتب در این مورد جرّ‌و‌بحث می‌کردیم. من نمی‌خواستم احساس شرم یا بیچارگی یا حقارت کنم. خیلی خوب می‌دانستم که این کار چقدر به مادرم کمک می‌کرد. با این وضع او ناچار می‌شد با اندک پولی که در کیف پولش داشت، غذایی سر‌هم کند و بسته‌بندی کند و بدهد من به مدرسه ببرم. وقتی به این کارم فکر می‌کنم، از خودم بدم می‌آید.
روایت مصطفی ملکیان از "تنهایی"
ما تنهایی را به ۴۵ معنا به کار می‌بریم. من از میان این ۴۵ معنا ۱۲ معنا را در گفتار و نوشتار امروزی بیشتر می‌بینم. از این منظر من این ۱۲ نوع تنهایی را از هم تفکیک کنم تاکید می‌کنم که هر کدام از این نوع تنهایی را از هر سه منظر به آن نگاه بکنید. آیا به لحاظ روانشناختی خوشایند است یا بدآیند است؟ آیا به لحاظ اخلاقی مثبت است یا منفی است؟ آیا واقعیت دارند یا توهم است. آیا من وقتی احساس تنهایی می‌کنم احساس یک واقعیت می‌کنم یا احساس یک امر متوهم می‌کنم؟
در این چند سال الگویی تکرارشونده در دانشگاه‌های آمریکا به راه افتاده است: وقتی برای یک برنامه یا همایش سخنرانی دعوت می‌شود که مواضعی خلاف دانشجویان دارد، مثلاً ضدفمینیسم است، یا با همجنس‌گرایی مخالف است، دانشجویان با فریادزدن، شلوغ‌کاری، قطع برق سالن یا دیگر شیوه‌ها جلوی حرف‌زدن او را می‌گیرند. اما همین دانشجویان در عین‌حال خودشان را رادیکال‌ترین مدافعان آزادی بیان می‌دانند. چطور چنین چیزی ممکن است؟ شاید یک بررسی تاریخی و مفهومی به ما کمک کند.
    صفحه  از ۶
پرطرفدار