فرادید | تأملات - جامعه
مرتباً به مطالبی در شبکه‌های اجتماعی نوک می‌زنیم و بعد آن‌ها را نشخوار می‌کنیم
هر وقت هر کسی از هر چیزی سخن می‌گوید ما تظاهر می‌کنیم دربارۀ آن چیزی می‌دانیم. واقعاً دروغ محسوب نمی‌شود اگر در مهمانی، وقتی همکارانمان دربارۀ فیلم یا کتابی صحبت می‌کنند سرمان را بالا و پایین ببریم که یعنی من هم دربارۀ آن مطالعه کرده‌ام؛ احتمالاً همکارانمان هم دربارۀ آن فیلم یا کتاب فقط نظرات شخصی دیگر در شبکۀ اجتماعی را بازگو می‌کنند. کارل تارو گرینفلد، ژورنالیست ژاپنی، ادعا می‌کند ما به شکلی خطرناک به نوعی تقلید از دانایی نزدیک می‌شویم، دانایی‌ای که در واقع الگوی جدیدی از نادانی است.
شکم او از جراحات ناشی از بدرفتاری‌هایی که در لیبی با او شده پر است و چشم راستش به گفتۀ خودش پس از حملۀ پلیس ایتالیا به اینجا در اثر ضرب و شتم، کور شده است. با این حال، مصطفی از دیگران خوش‌شانس‌تر بوده است.
جامعه‌ای که «رؤیا» ندارد فاقد اخلاق جمعی است
به تعداد آدمیان و زندگی‌ها، رؤیا‌های گوناگون وجود دارد. برخی از «رؤیا‌های فردی» در ضمن حکایت شخصیت‌های نامدار یا داستان‌ها و وقایع مهم نقل می‌شده‌اند و باقی رؤیا‌ها طبعاً گسترش و دوامی نمی‌یافته‌اند. اما نزد متفکران ایرانی قلمرو رؤیا و رؤیابینی تنها رؤیا‌های شبانه افراد نبود و رؤیا‌ها تنها در محدوده‌های فردی، مهم و اثرگذار نبودند. رؤیا و رؤیابینی جایگاهی گسترده‌تر داشت. این جایگاه گسترده‌تر از رهگذر تبیینی فراهم می‌آمد که در آثار علمی و فلسفی برای رؤیا آمده بود و جنس و طبیعت آن را مشخص می‌کرد.
نسبت اینستاگرام و زندگی روزمره در گفتگو با فردین علیخواه
من فکر می‌کنم که به تدریج میکروسلبریتی‌ها نیز به همه قواعد بازار تن خواهند داد. به تدریج شاهدیم که برخی از آنان به شکل حرفه‌ای به تبلیغات روی آورده‌اند. شگرد‌های تبلیغات بازرگانی در شبکه‌های اجتماعی کمی متفاوت است، ولی به تدریج این امر برای دنبال کنندگان آشکار و فاش خواهد شد. یعنی آنان با این شگرد‌ها آشنا خواهند شد. هم‌اکنون اکثر دنبال کنندگان می‌دانند که چه کسی در حال تبلیغات است و چه کسی نیست.
کنشگری پشت‌میزی؛ نقد «زیگمونت باومن» به رسانه‌های اجتماعی
رسانه‌های اجتماعی به ما گفتگو کردن را نمی‌آموزند، زیرا آنجا اجتناب از مجادله آسان است. چراکه اغلب مردم از رسانه‌های اجتماعی برای متحد شدن یا گسترش افق‌های ذهنی استفاده نمی‌کنند، بلکه برعکس، آن را برای منزوی کردن خود در یک کنج عافیت به کار می‌گیرند که در آن تنها صدا‌هایی را بشنوند که پژواکی از اصوات خودشان است و تنها چیز‌هایی را ببینند که بازتاب چهره خودشان است. رسانه‌های اجتماعی بسیار کارآمد و لذت‌بخش‌اند، اما آن‌ها یک دام هستند.
فروکاستن سیاست به دل‌مشغولیِ سلبریتی‌ها ما را گمراه می‌کند
در صحنۀ تاریک تئاتر، اگر نورافکن را متمرکز کنیم روی بازیگرِ بالای سن، چیز دیگری جز آن شخص دیده نمی‌شود. به همین ترتیب، وقتی رسانه‌ها خود را وقفِ اخبارِ سلبریتی‌ها می‌کنند، مشکلات واقعی جامعه به فضای تاریکِ فراموشی سپرده می‌شود. ازآن‌پس، تا حرفی از دهان یک هنرپیشه خارج نشود، رسمیت پیدا نمی‌کند: جامعۀ ما دچار خشکسالی یا کودک‌آزاری است، تنها اگر پُست اینستاگرام یک بازیگر چنین بگوید. در این اوضاع، سیاست به‌دست افرادی می‌افتد که زندگی‌شان هیچ ربطی به مردم عادی ندارد.
آیا هیچ زنی می‌تواند بین زندگی خودش و دغدغه‌هایی که برای فرزندش دارد، توازن ایجاد کند؟
تصویر اسطوره‌ای از مادر، زنی است که در سوگ فرزندِ از دست رفتۀ خود نشسته است. مثل تصویر مریم مقدس در مسیحیت که پای صلیب پسرش عزاداری می‌کند. اما مادران فقط با مرگ نیست که فرزندان خود را از دست می‌دهند، آن‌ها از همان لحظۀ تولد، درگیر اندوهی می‌شوند که دست سرنوشت برای فرزندانشان رقم خواهد زد. فرزندانی که ممکن است مادر را از یاد ببرند، پرخاشگر یا معتاد شوند، یا ناخواسته در دام فقر و تبعیض بیفتند.
شد یک دقیقه که جواب نداده. پنج دقیقه. نیم ساعت...
هر کسی که در این سال‌ها درگیر رابطه‌ای عاطفی شده باشد، قطعاً با چالش شبانه‌روزی پیامک‌ها دست و پنجه نرم کرده است. برایش پیامکی می‌فرستید، آن را می‌بیند، ولی جواب نمی‌دهد. هی گوشی‌تان را چک می‌کنید، صدبار پیامکتان را از نو می‌خوانید. ناراحت شده؟ حوصله نداره؟ دیگه از من خوشش نمیاد؟ کار احمقانه‌ای کردم؟ می‌میرید و زنده می‌شوید تا بالاخره گوشی‌تان می‌لرزد و پیامکش می‌رسد. حالا نوبت شماست که انتقام بگیرید.
ما و راه‌های نرفته
بعد از انقلاب، ما با تیپ جدیدی آشنا شدیم که نه مبارز سیاسی بود و نه الزاماً روشنفکر متعهد؛ هر چند که همپوشانی‌ها و شباهت‌هایی با این دو تیپ نیز داشت. سیاسی نبود، چون دغدغه‌اش فقط قدرت سیاسی نبود و روشنفکر متعهد نبود، چون تنها قشر فرهیخته و تحصیلکرده را خطاب قرار نمی‌داد؛ بلکه مخاطبش متن جامعه و مردمان عادی بود.
گفتگو با عماد افروغ
بتدریج اتفاقاتی بعد از انقلاب رخ داده است و خیلی‌ها متوجه شده‌اند که «قدرت اجتماعی و قدرت مدنی» فدای «قدرت رسمی» شده است، این در حالی است که هر کدام عرصه‌ای مستقل و متفاوت و البته مرتبط است. این‌ها باید با هم رابطه دیالکتیکی داشته باشند. نباید به اسم تقویت نظام رسمی، قدرت مستتر در سطح جامعه را فدا کرد. ما یک «انسجام نهادی و رسمی» داریم و یک «انسجام اجتماعی».
تا چند دهه پیش، ازدواج عملی ضروری برای بقا بود. مخصوصاً برای زنان، تأمین اولیه‌ترین نیازها، مثل سرپناه و غذا، خارج از چارچوب‌های ازدواج فوق‌العاده دشوار بود. ولی این روز‌ها ازدواج غیرضروری‌تر از همیشه است، بااین‌حال، نمی‌توان گفت که غیرضروری‌بودن، آسان‌ترش هم کرده است. ازدواج موفق، هنوز هم کمیاب است، اما اگر موفق شوید، باید واقعاً به خودتان تبریک بگویید. چرا که احتمالاً دارید یکی از بهترین ازدواج‌های تاریخ بشر را تجربه می‌کنید.
فقط مردم کوچه بازار می‌دانند پرسش چیست!
«زرافه بزرگ‌تر است یا فیل؟»، «چرا قیافه‌ام زشت‌تر شده؟»، «تابه‌حال کسی عاشقت شده؟» این جملاتِ نسبتاً مسخره هیچ وجه اشتراکی ندارند، جز اینکه همه‌شان نوعی پرسش‌اند. یکسری امور در زندگی ما مثل خورشید روشن‌اند، اما وقتی از چیستی‌شان سؤال می‌کنیم، در ابهامی رازآلود فرومی‌روند. «پرسش» هم از این دست چیزهاست. واقعاً پرسش چیست و ما در حین پرسیدن چه کار می‌کنیم؟ لنی واتسون روی بیش از پنج‌هزار نفر تحقیق کرده و به پاسخی رسیده که با پاسخ فیلسوفان و زبان‌شناسان تفاوتی جدی دارد.
هنر حاضرخوابی ژاپنی‌ها
ژاپنی‌ها نمی‌خوابند. چرت هم نمی‌زنند. به گفتۀ یک استاد مطالعات ژاپن، «حاضرخوابی» می‌کنند.
چرا میزان خودکشی در جهان رو به کاهش است؟
در اغلب نقاط دنیا، افراد مسن‌تر خود را بیشتر از جوانان می‌کشند، و مردان بیشتر از زنان. اما در چین و هند، زنان جوان به شکل غیر معمولی به خودکشی گرایش داشته‌اند.
احوال ایرانی‌ها در گفتگو با اصغر مهاجری
اخیرا، اخبار چند سرقت منتشر شد که انگیزه سرقت و نوع سرقت، بسیار سوال برانگیز و متفاوت از آن تعریف معمولی بود که ما در مورد سرقت سراغ داریم. سرقت خودرو‌های لوکس توسط سه دختر نوجوان از منطقه کیانشهر با انگیزه تفریح در خیابان، سرقت یک قابلمه غذا از خانه همسایه به دلیل ناتوانی در تامین معاش خانواده، همدستی سه رفیق برای سرقت از خانه‌ها با انگیزه کمک به رفیق تازه دامادشان برای تامین هزینه خرید فرش دستباف. به نظر می‌رسد اتفاقی در جامعه ایران رخ داده که به این تنوع و تغییر منجر شده و انگار سرقت هم گرفتار اختلاف طبقاتی شده. در مقایسه وضعیت امروز جامعه ایران با تغییر ماهیت جرایم خرد چه تحلیل جامعه شناختی می‌توان ارایه داد؟
    صفحه  از ۱۷
پرطرفدار