فرادید | تأملات - سیاست
سخنرانی مراد فرهادپور درباره انقلاب اکتبر
کنش جمعی کارگران را باید به‌عنوان همیاری و همبستگی و پایداری مشترک انسان‌هایی آزاد و برابر درک کرد. اینجاست که آزادی و برابری نه به‌عنوان ایده‌آلی که باید به آن رسید بلکه به‌عنوان واقعیتی پیش‌روی ما قرار می‌گیرد که در خود جنبش تحقق می‌یابد. این کنش جمعی از طریق حضور انسان‌های آزاد و برابر به ما یادآور می‌شود که ذات حقیقی انسان چیزی نیست جز سیاست، و سیاست نه نوعی نبرد قدرت بلکه پایداری و وفاداری به حقیقت است.
او در مقاله «درمان‌روانی» با پزشکان سرشاخ می‌شود و نشان می‌دهد اگرچه «رابطه تن و روان (هم در حیوانات و هم در انسان‌ها)، رابطه تأثیر متقابل است، اما طرف دیگر این رابطه، یعنی تأثیر روان بر تن، در زمان‌های پیشین مورد عنایت پزشکان نبود». فروید می‌گوید با بررسی پدیده‌های بیمارگون می‌توان به فهم پدیده‌های بهنجار روان دست یافت.
آرنت در این مقاله بر مسائلی متمرکز است که از دل جنبش حقوق مدنی و جنبش دانشجویی دهه ۱۹۶۰ برآمدند و مشخصا به رخداد‌ها و مباحثی می‌پردازد که بر زمینه قرن بیستم برانگیخته شدند. او این قرن را به تاسی از پیش‌بینی لنین (قرن جنگ و انقلاب) قرن خشونت می‌نامد. فصل آخر کتاب نیز مصاحبه‌ای است که آدلبرت رایف، نویسنده آلمانی، در سال ۱۹۷۰ با آرنت انجام داد. او در اواخر این مصاحبه از شورا‌ها می‌گوید و تأکید دارد شکل جدید حکومت باید نظام شورایی باشد که هر بار و در همه جا نابود شده است، یا به دست بوروکراسی ملت-دولت یا دستگاه حزبی.
عده زیادی از کارگران و خانواده‌های آن‌ها در حال حاضر با مسائلی، چون بیکاری، شغل نامناسب، بی‌خانمان‌شدن، ازدست‌دادن دارایی و ناتوانی در پرداخت هزینه‌های درمانی (که مسئله مرگ و زندگی است) دست و پنجه نرم می‌کنند و این‌طور که پیداست در آینده وضع‌شان بدتر هم خواهد شد.
گفت‌وگو با جودی دین، نظریه‌پرداز آمریکایی، درباره دموکراسی، جنبش تسخیر و کمونیسم
دموکراسی محیطی است که در آن به سر می‌بریم، هوایی است که تنفس می‌کنیم، این روز‌ها همه‌چیز را در چارچوب دموکراسی بیان می‌کنند و این ما را به دلیل سوم می‌رساند: لفظ دموکراسی امروزه آن‌چنان پرزور است که با فرمی از سرمایه‌داری ترکیب می‌شود که من آن را «سرمایه‌داری ارتباطی» می‌نامم. در «سرمایه‌داری ارتباطی»، اپل و تی‌موبایل [۱]هم از آرمان‌هایی مثل حضور و مشارکت همگان، شنیده‌شدن صدای همه و توجه به نظر همه استفاده می‌کنند.
خطا‌های آشکار و پنهان یک پژوهش‌گر برجسته
جولیا کریستوا، روشنفکر، روان‌کاو و رمان‌نویس مشهور، به‌تازگی از طرف دولت بلغارستان متهم شده است که در دوران کمونیسم خبرچین کمیتۀ امنیت ملی بوده است؛ سازمانی اطلاعاتی که با کا. گ. ب. همکاری می‌کرده است. این اتهام، چه حقیقت داشته باشد چه نه، پروندۀ کاری کریستوا را که اندک اندک در حال فراموشی بود، دوباره سر زبان‌ها انداخته است. پرونده‌ای که در آن شاید همکاری با سازمانی اطلاعاتی گناه چندان بزرگی هم به حساب نیاید.
آیا جاذبۀ ترامپ فرو خواهد ریخت؟
ترامپ مجلس نمایندگان را خواهد باخت
بیل کریستول، سردبیر ویکلی استاندارد و از منقدان سرشناس ترامپ می‌گوید: "بله، او مجلس نمایندگان را خواهد باخت. هشت تا ده تا فرمانداری را هم احتمالاً از دست خواهند داد. خوب کجایش فوق‌العاده است؟ جادوی سیاسی کجاست؟... او سال ۲۰۱۶، ۴۶ درصد رای داشت. به نظر جمهوری‌خواه‌ها اگر خوش‌شانس باشند، همین حدود رای بیاورند یا کمتر... خوب الان ترامپ برای این حزب چه کار کرده است؟ "
امروز نیز با وجود همه چالش‌ها واشنگتن روابط مهم خود با چین را که از دوره کیسینجر به یادگار مانده حفظ کرده است. ترامپ ممکن است منتقد روابط تجاری با چین باشد، اما او به‌طور قابل‌توجهی نسبت به سرکوب مسلمانان در این کشور ساکت است. «سیاست‌خارجی مبتنی بر واقع‌گرایی آمریکایی» تنها محدود به خاورمیانه نیست. پس از انقلاب کوبا در ۱۹۵۹، آمریکا در دوره‌هایی از دیکتاتور‌های آمریکای لاتین که شهروندان خود را مورد شکنجه قرار می‌دادند حمایت می‌کرد تا از آمریکایی‌ها در برابر کمونیسم دفاع کنند.
یادداشتی از اسلاوی ژیژک
«پتر اسلوتردایک» فیلسوف آلمانی، زمانی گفت که اگر بنا باشد صد‌ها سال بعد مجسمه یابود کسی را بسازند، آن شخص کسی نخواهد بود جز «لی کوان یو»، رهبر سنگاپور که اصطلاح «سرمایه‌داری با ارزش‌های آسیایی» را ابداع کرد و به کار بست. ویروس این سرمایه‌داری خودکامه گرچه به‌آهستگی، اما با قاطعیت در سراسر جهان خود را می‌گستراند.
بعد از "پایان تاریخ"
فوکویاما می‌گوید دموکراسی به‌سبک آمریکا شاید پایان تاریخ باشد، اما با بحران جدید چه می‌توان کرد؟
فرانسیس فوکویاما در گفتگو با نیواستیتزمن
وکویاما مرا شگفت‌زده‌تر کرد و گفت: «در این مقطع به نظر می‌رسد برخی از حرف‌های کارل مارکس درست از آب درآمده. او درباره بحران تولید مازاد صحبت کرده... [که در نتیجه‌اش]کارگران فقیرتر خواهند شد و با ناکافی‌بودن تقاضای مؤثر در بازار روبرو می‌شویم». اما به گفته فوکویاما بااین‌حال تنها نظام رقیب قابل‌تامل در مقابل لیبرال‌دموکراسی نه سوسیالیسم بلکه الگوی سرمایه‌داری دولتی چین بود.
ترامپ شاید هیتلر دنیای ما نباشد، اما تسلیم و سکوت جمهوری خواهان امریکا در هر گامی که او در مسیر دور شدن از هنجار‌های دموکراتیک دنیای متمدن برداشته، تهدیدآمیز است و نیز بحث چپ‌های افراطی هم که می‌گویند تفاوت میان ترامپ، هیلاری کلینتون و باراک اوباما در شدت است، نه در نوع: او صرفا رذالت‌های نئولیبرالیسم را رکتر و آشکارتر از آن دو رهبر دیگر به نمایش گذاشته است.
هر وقت زمان انتخابات می‌رسد، آدم‌های تحصیل‌کرده با خودشان می‌گویند «چرا بی‌سواد‌ها هم باید به اندازۀ من حق رأی داشته باشند؟ آن‌ها که از سیاست سر درنمی‌آورند». این سؤال همان‌قدر که درست به نظر می‌رسد، اشتباه هم هست: هرطور حساب کنیم، متخصص‌ها دربارۀ اوضاع و احوال مملکت‌داری دانش بیشتری دارند تا مردم کوچه و بازار. اما چه کسی تعیین می‌کند فرد متخصص کیست و تخصصش باید در چه زمینه‌ای باشد؟ کتاب جدید دیوید رانسیمن دنبال حل همین تناقض‌هاست.
گشودن فضا برای لویاتانی قهار
فوکویاما پس از اشارات تاریخی، به وضعیت فعلی نظام‌های غربی می‌پردازد و چشم‌اندازی تیره از آن‌ها به‌ویژه از آمریکا ترسیم می‌کند.
چرا مردم
تحلیل روانکاوانه
گرچه نظریه‌های کایرل از مشاهده سخنرانی‌های نازی‌ها سرچشمه گرفت، اما بدین معنا نیست که تحلیل‌هایش تنها مختص به نازی‌ها است. خبرنگاری به نام "گویین گیلفورد" در مبارزات انتخاباتی سال 2016 آمریکا در بسیاری از گردهمایی‌های دونالد ترامپ شرکت کرد و از مشاهدات خود برای آزمایش نظریه‌های کایرل استفاده کرد. او در مقاله‌ای جذاب که در مجله آنلاین "کوارتز" چاپ شد نوشت: "از تمام مشاهداتم در گرد هم‌آیی‌های ترامپ یادداشت‌برداری کردم. تقریباً تمام پاراگراف‌ها با مشاهدات کایرل همخوانی دارد." تحلیل و روانکاوی چنین رهبرانی چه درست باشد و چه غلط، مسئله مهم این است که به این تحلیل‌ها نیاز داریم تا منشأ روان‌شناختی تمایل به این رهبرها مشخص شود. درک جذابیت توهمات استبدادی می‌تواند به ما در مبارزه با آن کمک کند.
    صفحه  از ۱۱
پرطرفدار