فرادید | تأملات - فلسفه
نگاهی به اندیشه‌های فیلسوف عدالت و انصاف
رالز نسبت به ذات بشر خوش‌بین است و اعتقاد دارد که انسان‌ها به طور کلی می‌توانند بر سر موضوعات مهمی مانند آزادی و عدالت به تفاهم دست یابند. کانت در عقل عملی معتقد است، لازمه اخلاقی بودن و عدالت ورزیدن قبول موجودیتی به نام خداست. اما رالز در مقابل وی قرار گرفته و دلایلی اقامه می‌کند و معتقد است بدون چنین موجودیتی هم می‌توان انسان را موجودی اخلاقی نامید.
گفتگو با دکتر داوود فیرحی
امروز نیز تقابل بین این دو نهاد وجود دارد که بیشتر ناشی از کج‌فهمی یا درک نادرست از فلسفه وجودی این دو نهاد است. علتش این است که دروس علوم‌انسانی بیشتر در حوزه موضوع‌شناسی است در حالی که علوم حوزوی بخصوص فقه حتی اگر در موضوع‌شناسی نیز مباحثی داشته باشند؛ بیشتر دنبال استنباط حکم هستند. در واقع، این دو نهاد هر کدام متدولوژی خاص خود را دارند که قابل تقلیل به یکدیگر نیستند. هرچند که ارتباطاتی با هم دارند
اندیشه در دو دهه‌ای که گذشت در مقاله‌ای از سایمون کریچلی
اواخر دهه ۱۹۸۰ «ژیژک» را به یاد دارم که به کرات به اسکس می‌آمد و پس از خواندن ۱۰۰ صفحه اول کتاب «اهداف والای ایدئولوژی» که در ۱۹۸۹ انتشار یافته بود، فکر کردم «این خودش است»، اما متاسفانه اشتیاق من رو به افول گذاشت. در اوایل ۱۹۹۰، تب تند مناظرات پست‌مدرنیسم از بین رفته بود و مواضع آن‌ها یکنواخت و تا حدی خسته‌کننده شده بود. طرفداران «هابرماس» سرسختانه از دیدگاه سکولار/مدرنیست خود دفاع و سایرین سعی می‌کردند آن‌ها را نادیده بگیرند و اغلب هم موفق بودند.
کسی دیگر به‌دنبال فضیلت و رستگاری نیست، چرا که دنیای جدید بر قدرت، لذت و سود برپا شده است
هر کس به فکر خودش است و نهایتاً تا آنجا به شما اهمیت می‌دهد که در خوشبختی‌اش سهمی داشته باشید. اگر از خودخواهیِ آدم‌های این دوره‌زمانه شکایت دارید، دیوید ووتن می‌داند تقصیر را باید به گردن چه کسی انداخت. او در کتاب جدیدش می‌گوید با ظهور ماکیاوللی، هابز و آدام اسمیت جهانی به وجود آمد که رؤیایی مانند رستگاری جای خود را به جست‌وجوی واقعیاتی همچون قدرت، لذت و سود سپرد و این‌چنین جهان جدید شکل گرفت.
نقد مهم‌ترین اثر توماس هابز
بسیاری از محفل‌ها صحبت «لویاتان» را پیش می‌کشند. نامی که پیش‌تر منظور از هیولای بی‌شاخ و دمی را حمل می‌کرد که بر بستر دریا زندگی می‌کرده، اما از این پس لویاتان قرار است، نشانه‌ای از آغازگری تجدد در اندیشه سیاسی اروپا باشد.
گفت‌و‌گو با کن لوچ درباره پوپولیسم و اهمیت همبستگی
سیاست در میان مردم حیات دارد، ایده‌ها در میان مردم حیات دارند، این‌ها در مبارزات ملموسی که مردم داشته‌اند حیات دارند. در ضمن انتخاب‌های پیش‌روی ما را تعیین می‌کند، و این انتخاب‌ها به نوبه خود تعیین می‌کند ما چه نوع انسان‌هایی بشویم.
اراسموس و آثار او در گفتگو با موسی اکرمی
اراسموس تا پایان عمر چندان که سرسختانه از وحدت قلمروی کاتولیک دفاع می‌کرد، از تن دادن به اقتدار کلیسا سر باز می‌زد. اما با وجود این پس از مرگش از سوی کلیسای کاتولیک تکفیر و نوشته‌های‌اش در شمار کتاب‌های ممنوعه جای گرفت.
گفت‌وگو با یورگن هابرماس
من ۶۵ سال کار و مبارزه را صرف «اصول چپ» در دانشگاه‌ها و سپهر عمومی کردم. اگر من یک‌چهارم قرن را برای یکپارچگی سیاسی بیشتر اتحادیه اروپا جنگیدم، به خاطر این گمان بود که تنها این سازمانِ قاره‌ای، می‌تواند سرمایه‌داری افسارگسیخته را مهار کند. من هرگز دست از انتقاد از سرمایه‌داری نکشیدم؛ اما آگاهم که تشخیص بی‌تأمل کافی نیست. من از آن دست روشنفکرانی نیستم که بی‌هدف شلیک می‌کنند.
از نظر مولانا زندگی چه زمانی ارزش زیستن دارد؟
گفتاری از مصطفی ملکیان در باب رنج زیستن
وقتی بی خود می‌شوی، دل افسرده هم به نظر تو بهار دل افزا و منبسط می‌آید. قبض بر تو نیست و همه چیز بر تو گشادگی است. این که ما بتوانیم درباره جهان، نگرشی فارغ از ایگو داشته باشیم، از آموزه‌های بوداست و مولانا به گمان من، این آموزه را پذیرفته است و کمابیش هم با تعالیم اسلام سازگار می‌افتد. اگر این گونه باشد، آن وقت از منظر مولانا، زندگی ارزش زیستن دارد و درد و رنج‌ها در این زندگی به حداقل کاهش پیدا می‌کند، بنابراین این که من به دنبال چیزی بگردم که بتواند جبران این همه درد و رنج زندگی را کند، در واقع کار گریزپذیری است و می‌توانم به آن نپردازم.
سرزنش‌کردن دیگران از رایج‌ترین واکنش‌های ما انسان‌هاست
پسر بیست‌ساله‌ای را تصور کنید که، در یک درگیری خیابانی، جوان دیگری را به ضرب چاقو کشته است. احتمالاً اولین واکنشتان تأسف‌خوردن به حال جوان کشته‌شده و سرزنش و تقبیح قاتل است. اما اگر داستان زندگی آن قاتل را بدانید چه؟ اگر بفهمید در آن درگیری حق با او بوده است، چطور؟ فرض اصلی ما هنگام سرزنش دیگران این است که می‌توانسته‌اند طور دیگری عمل کنند. اما این فرض با چالش‌های بزرگی روبه‌روست. چالش‌هایی نه‌تنها عملی، که فلسفی.
حیات دینی در جهان سکولار در گفتگو با بیژن عبدالکریمی
تعجب می‌کنم که چرا در کشور ما موسیقی سنتی کشورمان که با حکمت و شعر ما پیوند بسیار نیرومندی دارد، بسیار ناآگاهانه سرکوب می‌شود. انتظار می‌رفت این هنر بعد از انقلاب بسط پیدا کند و مورد حمایت قدرت سیاسی نیز قرار گیرد. این هنر و این موسیقی می‌تواند جوانان ما را به سوی نوعی مقاومت در برابر نیهیلیسم غربی و به سوی نوعی زیست معنوی سوق دهد.
چگونه می‌توان سیستم‌های پیچیده را فهمید
کتاب «سیری در نظریه پیچیدگی»
یچل چندین مثال را توضیح می‌دهد تا نشان دهد چگونه می‌توان پیچیدگی را در طبیعت اندازه گرفت، چگونه پیچیدگی دیدگاه ما را درباره سیستم‌های زنده تغییر می‌دهد و چگونه این دیدگاه جدید ممکن است بر طراحی ماشین‌های هوشمند تأثیر بگذارد. همچنین در این فصول نگاهی می‌اندازد به چشم‌انداز‌های مدل‌سازی کامپیوتری سیستم‌های پیچیده و مخاطرات این مدل‌ها. سرانجام در فصل آخر به مسئله بزرگ‌تر جست‌وجوی اصول عمومی در علوم پیچیدگی می‌پردازد.
قرار ملاقات در زیرزمین
هاروکی موراکامی هفتادساله است. هر روز، چهار صبح بیدار می‌شود، پنج‌شش ساعت می‌نویسد و سپس نُه کیلومتر می‌دود. تنها یکی از رمان‌هایش، در اولین سال انتشار، ۳.۵ میلیون نسخه فروش رفته. خودش خبر ندارد چرا این‌همه مردم دوستش دارند، اما می‌داند محبوبیتش بی‌ربط به عجیب‌بودن اتفاقات قصه‌هایش نیست: ماهی‌هایی که از آسمان می‌بارند و گربه‌هایی که در خیابان گم می‌شوند. می‌گوید «در رمان‌نوشتن نباید خیلی، چون وچرا کرد، من به تاریکیِ ناخودآگاهم می‌روم و با دست پُر از آنجا برمی‌گردم. نتیجه‌اش می‌شود رمان‌هایی که نوشته‌ام».
خدا نمرده است
سال ۱۹۷۵، یوری گاگارین به فضا رفت و از آن بالا پیامی به زمین فرستاد: «خدایی وجود ندارد». آن ایام، هر گامی که علم به جلو برمی‌داشت، دین ده‌ها قدم عقب می‌نشست. مؤمنان آیندۀ جامعه‌شان را تهی از دین و ایمان می‌دیدند: «همگی سکولار خواهیم شد». اما وقتی به اوضاع امروز جهان نگاه می‌کنیم، گویا اوضاع وارونه شده است: حالا این دین است که مهره‌های شطرنج سیاست و اجتماع را حرکت می‌دهد. این دگرگونی چگونه رخ داد؟
بیاموز و آنچه هستی باش
نیچه در یکی از مهم‌ترین کتاب‌هایش، ارادۀ قدرت، می‌نویسد: «برای آن دسته از انسان‌ها که برایم مهم‌اند آرزوی درد و رنج، اندوه، بیماری، بدرفتاری و بی‌آبرویی می‌کنم.» این آرزو احتمالاً شامل حال کسانی که نیچه برایشان مهم است نیز می‌شود. جان کاگ، فیلسوف آمریکایی، به دنبال نیچه افتاد تا بفهمد فلسفه برای زندگی چه حرفی دارد. مسیری که از کتابخانۀ دانشگاه بازل شروع شد با کوهنوردی در آلپ ادامه یافت و تا فروپاشی زندگی خانوادگی‌اش پیش رفت.
    صفحه  از ۳۱
پرطرفدار