فرادید | تأملات - سبک زندگی
چرا مدیران آلمانی شعبده‌بازی یاد می‌گیرند؟
آینه‌ای برای نشان دادن ادراک و خطاپذیریش
او دریافت که یوهان ولفگانگ ون گوته، نویسندۀ شهیر آلمانی - که شعر "شاگرد جادوگر" را سروده- در قرن هیجدهم، به هر یک از نوه‌هایش یک جعبۀ تردستی هدیه داده بود؛ بنابراین کلک‌ها را می‌توان ابزاری برای پیشبرد تفکر روشنگری دانست، چرا که اگر شعبده را درک کنیم، می‌تواند حکم آینه‌ای برای نشان دادن ادراک و خطاپذیریش را داشته باشد؛ همان چیزی که جوهر انسانیت ماست.
اعتیادآورترین مواد کدام‌ها هستند؟
بیش از دو سوم آمریکایی‌هایی که سیگار کشیدن را امتحان کرده‌اند، گزارش داده‌اند که در طول زندگی حداقل برای مدتی به آن وابسته شده‌اند. در سال ۲۰۰۲، سازمان جهانی بهداشت تخمین زد که بیش از ۱ میلیارد سیگاری وجود دارند و تخمین زده شده که تا سال ۲۰۳۰، توتون هر ساله بیش از ۸ میلیون نفر را به کام مرگ خواهد فرستاد.
فریبرز رئیس‌دانا
حذف خصوصی‌سازی به منزله قدرت‌دادن به ملی‌کردن و اجتماعی‌کردن دارایی‌هاست. باید در همه این جریان‌ها از خواست آمیزه‌ای از عدالت و دموکراسی دفاع کنیم. حذف خصوصی‌سازی بدون دموکراتیک‌کردن عمیق اجتماعی نامیسر است؛ یعنی بدون حذف فاسدانی که منابع مردمی را از آنِ خود کرده‌اند.
حاصل عشق انسان به صندلی چیست؟
جلوس بر صندلی "سیگار کشیدن جدید"
تاریخ‌نگاران آینده که به دوران آنتروپوسن نگاه کنند، ممکن است تکنولوژی‌ای که عصر مدرن ما را تعریف می‌کند، نه کامپیوتر که صندلی بدانند. به خاطر تاثیر بزرگی که صندلی بر بدن‌های ما دارد.
خب حالا چی؟ بریم پیاده‌روی!
هرگاه به هدفی می‌رسیم، مثلاً فارغ‌التحصیل می‌شویم یا خانه‌ای که دوست داریم را می‌خریم، آن هدف ناپدید می‌شود. به خودمان می‌گوییم «خب حالا چی؟» و مجبوریم پروژۀ جدیدی را کلید بزنیم تا زندگی‌مان دوباره معنادار شود. در میان‌سالی، این آونگِ رفت‌وآمد میان اهداف پراکنده آنچنان روح و روان ما را فرسوده می‌کند که دچار بحران می‌شویم و حس پوچی یا بیهودگی دست از سرمان برنمی‌دارد. کی‌رن ستیا در کتاب فلسفیِ اخیرش نقشۀ فرار از این بحران را کشیده است.
راز ژاپنی برای عمر طولانی در عین خوشبختی
ایکیگای خود را بیابید
تراپی یکی از روش‌های برای یافتن ایکیگای است، که به قول گارسیا و میرالس می‌توان آن را "سوخت وجودی" دانست که برای زندگی طولانی و شاد به ما انگیزه می‌دهد. روشی ارزانتر از تراپی این است که از خودتان این سوال بپرسید که "معنای زندگی من چیست؟ " و به دنبال فعالیت‌هایی بروید که در جهت نیل به پاسختان باشند.
پیشنهاد خواندن کتاب «درس‌های نیچه برای زندگی»
شاید خواندن کتاب «درس‌های نیچه رای زندگی» به ما کمک کند تا در روزگاری که بسیاری از متفکران بزرگ ـ. از جمله نیچه و شوپنهاور ـ. خامدستانه و شتاب‌زده خوانده می‌شوند و تفسیر می‌شوند، در روزگاری که خیلی سریع بسیاری از امور عمیق فکری و فرهنگی به مد‌های روز مبدل می‌شوند، از نیچه‌ی مد روز فاصله بگیریم و به نیچه‌ای نزدیک شویم که در دفاع از شور زندگی و اخلاق و فضیلت‌ها می‌نویسد.
چگونه پنج قدم بردارید و خود خودتان شوید؟!
چگونه خودتان را بپذیرید، خودتان را بشناسید و خودتان را بیان کنید
زندگی روزمرۀ ما تحت تاثیر القای انتظار‌های غیرواقعی رسانه‌ها در رابطه با اینکه چه بپوشیم، روابطمان باید چگونه باشد، و حتی چگونه رابطۀ جنسی برقرار کنیم قرار دارد. عجیب نیست که پروفایل‌های شبکه‌های اجتماعی ما بدل به نمایشی از اینکه فکر که چگونه کسی باید باشیم شده است، و اینکه واقعاً چه کسی هستیم را بازتاب نمی‌دهد.
گفتاری از عماد افروغ
این فرصت حرام خواری به اقتصاد نفتی و رانت دولتی برمی گردد ومن معتقدم این عمل نادرست، به توده‌ها هم کشیده می‌شود. شرایط اجتماعی امروز، مستعد کج روی است و این به تاثیر و تاثرات جامعه و اقتصاد برمی گردد. منشأ رابطه جامعه ما با حرام خواری، اقتصاد نفتی و متکی بودن به دولت است. در این سیستم، بی توجهی به خطا‌های فردی در واقع امکان پذیر است و اگر موضوع مقابله مطرح شود، کل سیستم جلوی واکنش را می‌گیرد. پس اگر اخلاقا هم همه چیز برای حرام خواری فراهم باشد، دلیل بر این نیست که می‌توان این کار را انجام داد.
نظریه‌ای که با ترک تحصیل موافق است
از وقتی یادمان می‌آید، در حال تحصیل بوده‌ایم. دوازده سال از دبستان تا دبیرستان و بعد هم دانشگاه. مداوماً به ما گفته‌اند که اگر درس نخوانی، به جایی نخواهی رسید. اما زندگی واقعی، به خیلی‌هایمان نشان داده است که تحصیلات ربط چندانی ندارد به جایگاهی که در جامعه خواهیم داشت. آیا همین یک نکته، کافی نیست که در فایدۀ آن همه درس‌خواندن شک کنیم؟ اقتصاد می‌گوید کافی است، اما فلسفه مخالف است.
ساعت‌زدن
الگوی کار انسانی، چه هنگام کشاورزی و شکار و چه در فعالیت‌های اجتماعی، معمولاً چنین بوده است: دورۀ کوتاهی از کار سخت و توان‌فرسا و دوره‌ای طولانی از استراحت و بیکاری. اما اختراع ساعت و تبدیل‌شدنِ زمان به سرمایۀ ارزشمندی که نباید یک لحظه‌اش را هم از دست داد، این روند را سراپا تغییر داد. حالا برایمان عادی است که یک‌سوم روزمان را به کارفرمایان بفروشیم، در حالی که پانصدسال پیش، چنین کاری با بردگی فرقی نداشت.
موجود دوست‌داشتنی و نفرت‌انگیزی به اسم هم‌اتاقی
دانشجویانی که تجربۀ تحصیل در شهری دیگر را داشته‌اند، معمولاً چندسالی درگیر رابطۀ انسانی سردرگم‌کننده‌ای شده‌اند که با هم‌اتاقی‌ها یا همخانه‌هایشان داشته‌اند. مشکل هم‌اتاقی این است که واقعاً معلوم نیست چه نسبتی با او داریم. شبانه‌روزمان را با او می‌گذرانیم، ولی رابطه‌ای خونی یا دلبستگی‌ای عاطفی به او نداریم. اگر هم‌اتاقی‌ها حداقل دانشگاهی مشترک دارند، همخانه‌ها وضعشان از این هم بدتر است. همخانه‌ها ممکن است به بدترین شکل روی اعصابمان بروند، یا به بهترین دوستانمان تبدیل شوند.
هر آدم سالمی در طول زندگی با دوستان خود به اختلاف می‌خورد و دلگیر می‌شود. اما معمولاً نمی‌دانیم در این مواقع باید چه‌کار کنیم؟ با رفیق صمیمی‌مان حرف بزنیم و توضیح دهیم چرا از او دلخوریم؟ یا شاید بهتر باشد سکوت کنیم و در عمل نشانش دهیم که از او گلایه‌ای داریم؟ حتی ممکن است به این نتیجه برسیم که گذشت زمان زخم‌های رفاقتمان را بهتر درمان می‌کند. دبورا تانن، در کتاب جدیدش، می‌گوید پیچیدن یک نسخۀ واحد برای همه، فقط اوضاع را خراب‌تر می‌کند.
خوشبختی هم حدی دارد
چند سالی هست که پزشکان توانسته‌اند با تحریک الکتریکی مغز افراد افسرده احساس خوشبختی و آرامش در آن‌ها ایجاد کنند. اما به موازات این پیشرفت هر روز سؤالات بیشتری مطرح می‌شود. آیا این پزشکان هستند که باید میزان تحریک الکتریکی و احساس خوشبختی فرد را مشخص کنند، و یا افرادی که از هر کسی بیشتر میزان نیازشان به این‌ها را می‌دانند؟ آیا این تحریکات می‌تواند درمانی ماندگار باشد؟ و آیا احساس خوشبختی هم حدی دارد که گذر از آن می‌تواند مخرب باشد؟
ریشه تصمیمات احمقانه
همه ما چنین چیزی را تجربه کرده‌ایم: تصمیمی می‌گیریم که به نظر منطقی برسد. و پس از چند ثانیه، دقیقه یا روز به خود می‌گوییم "پیش خودت چی فکر می‌کردی؟ آیا این یک حماقت زودگذر بود؟ آیا حواسم پرت بود و در این شرایط تصمیم‌گیری کردم؟"
    صفحه  از ۱۰
نگاه ویژه

پوران، مهربان بود

دکتر ناصر فکوهی
پرطرفدار