دختران آمریکایی در «کلاسهای خانهداری»؛ صد سال قبل

امروزه بسیاری از افراد عقیده دارند که «کلاس خانهداری» پدیدهای مردسالارانه بوده است، اما هدف کلی این کلاسها که در دهههای ۱۹۳۰-۱۹۲۰ برگزار میشدند، مجهز کردن جوانان به مجموعه مهارتهای لازم برای زندگی کردن به عنوان یک بزرگسال مستقل بود.
فرادید | بنا بر تعریف، «اقتصاد خانه»، هنر و علم مدیریت خانه است. از قرن نوزدهم، خیلی از مدارس در آمریکا دورههای اقتصاد خانه را در برنامههای آموزشیشان گنجاندند. در آمریکا، آموزش اقتصاد خانه در سطوح آموزش عالی با قانون موریل در سال ۱۸۶۲ بشدت افزایش یافت. این قانون که به امضای آبراهام لینکولن رسید، به هر ایالت یا قلمرویی در آمریکا بخاطر برنامههای آموزش عالی در هنرهای حرفهای به ویژه هنرهای مکانیکی، کشاورزی و خانهداری، زمین اهدا میکرد.
به گزارش فرادید ، کلاسهای اقتصاد خانه به دانشآموزان آشپزی، خیاطی، باغبانی و مراقبت از کودکان را آموزش میداد. اکثر این برنامهها توسط زنان مدیریت میشد. این کلاسها به زنان اجازه میداد هم آموزش بهتری ببینند و هم برای تشکیل خانواده آماده شوند. آنها قرار بود کارهای روزمره خانهداری را انجام دهند و از فرزندانشان مراقبت کنند در حالی که شوهر نانآور خانواده بود.
کلاسهای اقتصاد خانه در نظام آموزشی آمریکا در اوایل قرن بیستم محبوبیت یافت و به عنوان جنبشی برای تربیت زنان برای تبدیل شدن به مدیران کارآمدتر خانه ظهور کرد. همزمان، مصرف کالاها و خدمات از سوی خانوادههای آمریکایی در قیاس با تولید شروع به افزایش کرد. برای راهنمایی زنان در این دوران گذار و تحول، کلاسهای حرفهای خانهداری دو هدف مهم داشتند: آموزش به زنان برای ازسرگیری نقشهای جدیدشان به عنوان مصرفکنندگان امروزی و اعلام نیازهای خانهداران به تولیدکنندگان و رهبران سیاسی.
آمریکاییها خواهان فرصتهای بیشتری برای آموزش مهارتهای حرفهای و مهارتهای خانه و زندگی به فرزندانشان بودند. با این حال، کلاسهای اقتصاد خانه توسط زنان کنترل میشد و زنان دسترسی اندکی به دیگر آموزشهای حرفهای داشتند.
«خانههای تمرین» در اوایل دههی ۱۹۰۰ به منظور الگوبرداری از شرایط زندگی به دانشگاههای آمریکا اضافه شدند، هرچند مدل «تیمیِ» تماماً زنانه با انتظارات بیشتر زنان خانهدار تفاوت داشت. به عنوان مثال، زنان بر اساس همکاری درجهبندی میشدند، در حالی که آن زمان خانوادهها تصور میکردند زنان به طور مستقل کار میکنند. با وجود این، خانههای تمرین ارزشمند بودند.
این دورههای عملی در محیطهای مختلفی برگزار میشد از جمله خانههای ویلایی، آپارتمانها و خوابگاههای دانشجویی. به مدت چند هفته، دانشآموزان با هم زندگی میکردند و نقشها و مسئولیتهای مختلفی را به عهده میگرفتند، مثلاً آشپزی، نظافت، تزیینات داخلی، میزبانی و تنظیم بودجه. برخی کلاسها هم شامل مراقبت از نوزادانی میشد که به طور موقت از پرورشگاه به سرپرستی گرفته شده بودند. در سراسر آمریکا نیاز به بهبود سیستمهای آموزشی حرفهای و خانهداری همچنان وجود داشت، چون تقاضای کار پس از جنگ جهانی اول و دوم قابلدرک و مسلم بود.
بنابراین، سال ۱۹۱۴ و ۱۹۱۷، گروههای زنان، احزاب سیاسی و ائتلافهای کارگری دست به دست هم دادند تا قانون اسمیت-لِوِر و قانون اسمیت هیوز تصویب شود. قانون اسمیت-لِوِر ۱۹۱۴ و قانون اسمیت-هیوز ۱۹۱۷ بودجههای فدرال برای «آموزش حرفهای کشاورزی، تجارت و صنعت و خانهداری» و دفتر اقتصاد خانگی را ایجاد کردند. در طول دههی ۱۹۴۰، کالج دولتی آیوُوا (دانشگاه آینده) تنها برنامهای بود که مدرک کارشناسی ارشد علوم در تجهیزات خانگی را اعطا میکرد.
با این حال، این برنامه روی این ایدهآل متمرکز بود که زنان مهارتهای عملی را بیاموزند و نحوهی کارکرد فناوریهای بکار رفته در خانه را درک کنند. برای مثال، زنان یاد میگرفتند وسایل آشپزخانه را از هم جدا کنند و سپس دوباره سرهم کنند تا با این کار کارکرد اساسی آنها را درک کنند.
در سراسر بخش پایانی قرن بیستم، دورههای آموزش خانهداری کلیتر شدند. سال ۱۹۶۳، کنگره قانون آموزش حرفهای را تصویب کرد که به موجب آن، بودجهی بیشتری به این حرفه اختصاص داده شد. سال ۱۹۷۰، این دوره هم برای مردان و هم برای زنان الزامی شد. از این زمان دورههای اقتصاد خانه در ایالات متحده به منظور فراگیرتر نشان دادن آن با عنوان «علوم خانواده و مصرفکننده» آغاز شد.
مترجم: زهرا ذوالقدر