بیمها و امیدها در آموزشوپرورش

ارسطو میگوید امید رؤیایی بیدارکننده است و هیچ چیزی بدون امید و اعتمادبهنفس به دست نمیآید. آموزشوپرورش مدتهاست تشنه امید، نشاط و شادابی است. انتخاب مجدد دکتر روحانی با شعار «دوباره امید و دوباره ایران» و همچنین تشکیل کابینهای با رأی اعتماد بالای مجلس زمینه امید و موفقیت در جامعه را فراهم کرده است.
کد خبر :
۴۲۳۵۵
بازدید :
۱۰۴۴

رحیم عبادی، عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان در شرق نوشت: ارسطو میگوید امید رؤیایی بیدارکننده است و هیچ چیزی بدون امید و اعتمادبهنفس به دست نمیآید. آموزشوپرورش مدتهاست تشنه امید، نشاط و شادابی است. انتخاب مجدد دکتر روحانی با شعار «دوباره امید و دوباره ایران» و همچنین تشکیل کابینهای با رأی اعتماد بالای مجلس زمینه امید و موفقیت در جامعه را فراهم کرده است.
شروع کار وزیر محترم آموزشوپرورش برادر خوبمان جناب آقای سیدمحمد بطحائی با دو پشتوانه، یکی رأی اعتماد بسیار بالای ایشان از مجلس دهم و دیگری برگزیدن فردی از درون خانواده بزرگ آموزشوپرورش که همه مراحل آموزشی و مدیریتی را به صورت پلکانی طی کرده است، آیا میتواند نقطه امیدی برای جامعه تعلیم و تربیت کشور باشد؟
اینجانب با توجه به تجربه بیش از ٤٠ساله در آموزشوپرورش، ضمن تبریک و آرزوی توفیق ایشان نکاتی کلیدی را که میتواند امید و نشاط و پویایی را در آموزشوپرورش نهادینه و ماندگار کند، در هفت سرفصل توصیه میکنم:
١- نشاط و شادابی در برنامههای آموزشوپرورش و نقطه امیدبخش همه تحولات از معلمان و از کلاس درس آغاز میشود. اینک معلمان منفعل و در فرایندهای اصلی یاددهی - یادگیری به حاشیه رانده شدهاند. کلید تحول در آموزشوپرورش در شورایعالی آموزشوپرورش یا شورای انقلاب فرهنگی و در اتاقهای بسته رقم نمیخورد؛ کمااینکه تاکنون رقم نخورده است؛ بلکه در یک تعامل مشارکتجویانه، فراگیر و همهجانبه با حضور مؤثر معلمان محقق خواهد شد تا آنان بتوانند نقش فعال ایفا کنند. بههمینخاطر پیشنهاد میشود در گام اول با «تشکیل سازمان نظام صنفی معلمان» زمینه مشارکت نظامیافته و حرفهای معلمان را فراهم آورید و آنان را پیشگامان تحول و حاملان نشاط و امید در مدارس کنید.
١- نشاط و شادابی در برنامههای آموزشوپرورش و نقطه امیدبخش همه تحولات از معلمان و از کلاس درس آغاز میشود. اینک معلمان منفعل و در فرایندهای اصلی یاددهی - یادگیری به حاشیه رانده شدهاند. کلید تحول در آموزشوپرورش در شورایعالی آموزشوپرورش یا شورای انقلاب فرهنگی و در اتاقهای بسته رقم نمیخورد؛ کمااینکه تاکنون رقم نخورده است؛ بلکه در یک تعامل مشارکتجویانه، فراگیر و همهجانبه با حضور مؤثر معلمان محقق خواهد شد تا آنان بتوانند نقش فعال ایفا کنند. بههمینخاطر پیشنهاد میشود در گام اول با «تشکیل سازمان نظام صنفی معلمان» زمینه مشارکت نظامیافته و حرفهای معلمان را فراهم آورید و آنان را پیشگامان تحول و حاملان نشاط و امید در مدارس کنید.
٢- دانشآموزان یکی از ارکان اصلی تعلیم و تربیت هستند. همه سازوکارها در نظام آموزشوپرورش باید در خدمت اعتلای تعلیم و تربیت در ساحتهای اخلاقی، علمی و اجتماعی آنان قرار گیرد. دانشآموزان بیش از همگان به نشاط و شادابی و امید نیازمندند که باید به صورت همهجانبه برنامههای دانشآموزی در مدارس تقویت و مشارکت آنان نهادینه شود.
تجربه تشکیل و فعالکردن شوراهای دانشآموزی در مدرسه و سپردن برخی اختیارات ازجمله اداره نمادین مدارس از سوی آنان، فعالکردن مجامع دانشآموزی در سطوح منطقهای و استانی، فعالکردن مجلس دانشآموزی، کارآمدکردن سازمان دانشآموزی، توسعه فعالیتهای کتاب و کتابخوانی، فعالیتهای ورزشی بهویژه برای دختران، توسعه پژوهشگاههای دانشآموزی و مراکز فرهنگی و هنری ازجمله اقدامات پرورشی زمینهساز تحرک و پویایی دانشآموزان است. باید تلاش شود مدرسه محل دومی برای زندگی دانشآموزان تلقی شود.
٣- محتوا و برنامههای آموزشوپرورش از محورهای محدودکننده یا شتابدهنده تحولات امید و نشاط در آموزشوپرورش است. در وصف محتوا باید گفت: «آنچه خوبان همه دارند، تو تنها داری». محتوای کتب درسی و کمکدرسی، روشها و ابزارهای تدریس، نقش فناوریهای نوین آموزشی در تولید و نشر و توزیع منابع آموزشی افق فرایند یاددهی- یادگیری را ترسیم میکند و چه خوب است محتوا و برنامههای آموزشی و پرورشی معطوف به چهار ستون یادگیری، یعنی یادگیری برای دانستن، یادگیری برای عملکردن، یادگیری برای زیستن و یادگیری برای همزیستی مسالمتآمیز با دیگران شود و نظام آموزشی ما از یادگیری برای دانستن فراتر میرفت.
٤- نظام پذیرش، تربیت و نگهداشت و ارتقای معلم از دغدغههای اساسی نظام آموزشوپرورش در دهه آینده است که از یک سو خروج بیش از یکسوم معلمان از آموزشوپرورش در برنامه ششم و از سوی دیگر ناکارآمدبودن الگوی مناسب برای جذب، تربیت معلم و نگهداشت آنان با وجود دانشگاه فرهنگیان، بیم آن میرود که با فقدان معلمان حرفهای و تربیتشده ، درِآموزشوپرورش به روي نیروهای ناکارآمد و غیرواجد صلاحیت و حتی غیرمرتبط باز شود و به بهانههای غیرکارشناسی از سوی مجلس یا برخی از نهادهای خاص نظام تأمین و تربیت معلم به جای اهتمام به محتوا و کیفیت حرفه معلمی به ظواهری مانند مدرک تحصیلی اکتفا كند و کیفیت تعلیم و تربیت بیش از هر زمان دچار افت تربیتی و تحصیلی شود. شایسته است در گام اول دانشگاه فرهنگیان به دانشگاه تربیت معلم تغییر هویت یابد و با تمرکز بر مأموریت این دانشگاه و تغییر در ساختار و مدیریت آن از ظرفیت قابل اتکا و ملی آن به کمک اسناد بالادستی برای تأمین و تربیت معلم حرفهای اقدام عاجل به عمل آید.
٥- ارتقای منزلت و معیشت معلمان هرچند تکراری است؛ اما باید همیشه سرلوحه برنامهها و اقدامات باشد و هیچگاه از دستور کار خارج نشود. نظام مدیریت کشور به معلمان بدهکار است جایگاه معلمان نه به لحاظ منزلتی در سطح ملی مورد اهتمام است و نه به لحاظ معیشتی جبران شده و نیازهای طبیعی آنان به دلیل غفلت و نسیان و البته کوتاهی به مطالبات اجتماعی بدل شده است كه باید برای اقدام عاجل در برنامه قرار گیرد و با کمک تیمی از کارشناسان داخل و بیرون راهکارهای عینیتری پیدا کرد؛ اگرچه نظام رتبهبندی میتواند به لحاظ سیستمی یکی از راهکارهای مؤثر باشد؛ اما نباید با توجه به محدودیتهای سیستم اداری و منابع انسانی کشور همه راهها به این امر معطوف شود. حداقل تقویت و توسعه امکانات رفاهی مانند بیمه طلایی، خدمات رفاهی بهخدمتگرفتن صندوق ذخیره فرهنگیان برای معلمان و نجات آن از حیاطخلوت مدیران و اقدامات مشابه مورد انتظار و از اقدامات کوتاهمدت است.
٦- نظام ارزشیابی و تضمین کیفیت در آموزشوپرورش وضعیت آشفتهای دارد. در سالهای گذشته نظام ارزشیابی همیشه دستخوش آزمون و خطا بوده و این امر موجب افت کیفیت و توجه به کمّیت شده است. همچنين همه تلاش آموزشوپرورش در این دوره مدیریت، با توجه به کاهش آمار دانشآموزان باید استانداردسازی مدارس و شاخصها و نشانگرهای کیفیت و تلاش همهجانبه برای بهبود و ارتقای کیفیت برنامههای آموزشوپرورش مدارس باشد. آینده آموزشوپرورش در گرو تضمین کیفیت و ارتقای شاخصهای آموزشی و پرورشی است و طراحی نظام جامع ارزیابی درونی و بیرونی میتواند تضمینکننده کیفیت باشد.
٧- شورایعالی آموزشوپرورش در جایگاه سیاستگذاری، تصمیمسازی و اتخاذ راهبردهای کلان در حوزه تعلیم و تربیت است؛ به عبارت دیگر این نهاد قوه عاقله و نهاد هماهنگکننده راهبردی برنامههای آموزشوپرورش و پارلمان یا قوه مقننه آموزشوپرورش است. متأسفانه با وجود تغییر و ارتقای ساختار آن در سال٨١ و سپردن ریاست آن به رئیسجمهور، هنوز یک نهاد حاشیهای و کماثر است.
وقتی در مدت چهار سال حتی یک بار جلسه با مسئولیت و حضور رئیسجمهور برگزار نمیشود، نشاندهنده تنزل جایگاه این نهاد است. آموزشوپرورش امروز هم نیاز به تحول و تغییر دارد و هم نیازمند تدبیر و تأنی در تصمیمات و اجراست، هم نیازمند تکثر و تنوع در برنامهها و مأموریتهاست و نیازمند همگرایی، هم نیازمند به حفظ گذشته و پیشینهها و هویتهای آموزشی و پرورشی است و هم نیازمند به نوگرایی و نواندیشی و حرکت به سوی آینده است و... . تنها نهادی که قادر است از درون، آموزشوپرورش را مدیریت و راهبری کند، نهاد شورایعالی آموزشوپرورش است؛ مشروط بر اینکه در نگاه کلان در جایگاه واقعی خود قرار گیرد و در ترکیب آن از چهرههای تکراری و غیرمؤثر استفاده نشود.
۰