برای خنده، مردم را آتش می‌زدم
کد خبر: ۶۵۲۴۳
بازدید: ۱۵۸
تاریخ انتشار: ۱۷ آذر ۱۳۹۷ - ۰۹:۲۵
دو ماه قبل دو تا از بچه محل هایمان به سراغم آمدند و گفتند سیروس می‌خواسته آن‌ها را اذیت کند. وقتی این موضوع را شنیدم عصبانی شدم سیروس را سوار ماشین کرده و به همراه همان دو بچه او را به سمت بهشت زهرا بردم. آنجا من فقط یک سیلی به سیروس زدم، اما او از من شکایت کرد و مدعی شد من او را آزار و اذیت کرده‌ام به همین خاطر برای انتقامگیری فیلم‌های ۹ سال قبلی ام را منتشر کرد.
برای خنده، مردم را آتش می‌زدم
 
عامل آتش زدن مردم در بوستان‌های پایتخت، مجرم سابقه‌داری بود که پس از دستگیری مدعی شد به‌خاطر تفریح و خنداندن مردم دست به این کار می‌زده است.



چهارشنبه گذشته فیلمی از سوی پلیس پایتخت منتشر شد که در آن مردی جوان در یکی از بوستان‌ها با ریختن بنزین روی افرادی که در حال استراحت بودند آن‌ها را به آتش می‌کشید. پلیس بلافاصله ردیابی‌ها برای شناسایی این مرد را آغاز کرد و با به‌دست آمدن هویت متهم، مشخص شد که او یکی از مجرمین سابقه دار است.

مهدی-۳۳ ساله- در عملیات ویژه پلیسی دستگیرشد و بلافاصله دو همدست دیگر او نیز به‌نام‌های اکبر و محمود نیز بازداشت شدند.

سردار علیرضا لطفی- رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ- در این باره گفت: بررسی سوابق «مهدی» نشان داد که وی سابقه قدرت نمایی و آزار و اذیت دارد که پیش از این بار‌ها دستگیر و روانه زندان شده است. در ادامه تحقیقات و همزمان با انتشار خبر دستگیری وی، مرد میانسالی به اداره شانزدهم پلیس آگاهی رفت و مدعی شد که مهدی به قصد قدرت نمایی و انتقام گیری، او را به همراه دو نفر دیگر به بیابان‌های اطراف اتوبان تهران – قم برده و در آنجا با تهدید چاقو مورد آزار و اذیت قرار داده و اقدام به فیلمبرداری کرده و تصاویر آن را بین تعدادی از افراد محل نیز منتشر کرده است.

گفتگو با متهم

چرا مردم را آتش می‌زدی؟
این موضوع برای الان نیست، ۹ سال قبل من این کار را انجام دادم. آن‌ها ۵ معتاد کارتن خواب بودند که از قبل با آن‌ها هماهنگ کرده بودم.

یعنی چی؟
من به چند نفر از معتادانی که می‌شناختم پول و لباس می‌دادم. آن‌ها هم لباس‌ها را می‌پوشیدند و در پارک خودشان را به خواب می‌زدند. بعد از اینکه روی آن‌ها کمی بنزین می‌ریختم و آتش می‌زدم فرار می‌کردم و دونفر دیگر هم آن‌ها را خاموش می‌کردند.

چقدر به آن‌ها پول می‌دادی؟
یادم نمی‌آید، اما شاید ۵۰ هزار تومان.

با چه هدفی این کار را انجام می‌دادی؟
برای تفریح و خنداندن مردمی که در پارک بودند.

به خاطر خودنمایی نبود؟
اصلاً، حتی فیلم‌ها را هم من نگرفتم.

ولی در یکی از فیلم‌ها صدایت می‌آید که می‌گویی مستند بگیر؟
متهم سکوت می‌کند.

اما چهره‌ات در فیلم‌ها با الان تغییر نکرده و مشخص است که فیلم‌ها به تازگی گرفته شده است؟
نه. فیلم‌ها به‌تازگی منتشر شده وگرنه قدیمی است. یک مرد میانسال به‌نام سیروس برای انتقامگیری از من این فیلم‌ها را منتشر کرده است.

انتقامگیری برای چی؟
دو ماه قبل دو تا از بچه محل هایمان به سراغم آمدند و گفتند سیروس می‌خواسته آن‌ها را اذیت کند. وقتی این موضوع را شنیدم عصبانی شدم سیروس را سوار ماشین کرده و به همراه همان دو بچه او را به سمت بهشت زهرا بردم. آنجا من فقط یک سیلی به سیروس زدم، اما او از من شکایت کرد و مدعی شد من او را آزار و اذیت کرده‌ام به همین خاطر برای انتقامگیری فیلم‌های ۹ سال قبلی ام را منتشر کرد.

فیلم دیگری هم از تو منتشر شده که مردی را داخل سطل زباله انداخته‌ای.
آن فیلم برای ۶ ماه قبل بود. کسی را که داخل سطل انداختم دوستم بود. اما وقتی فیلم آن منتشر شد و پلیس به سراغم آمد به مأمور‌ها گفتم شوخی کردم و به پیشنهاد یکی از دوستانم با یک جعبه شیرینی به سراغش رفتم و از او عذرخواهی کردم. از این ماجرا فیلم گرفتم و فیلم عذرخواهی را در اینستاگرام منتشر کردیم.

در سابقه هایت یک مورد آزار و اذیت پسر جوان هم دیده می‌شود.
نه آن شکایت ساختگی بود من از یک فروشنده حدود ۱۰ میلیون تومان مواد گرفتم. اما نتوانستم پولش را بدهم. بعد به سراغ دوستم آمدم و گفتم برو از من شکایت کن تا مرا بازداشت کنند. اگر دستگیر شوم فروشنده مواد بیخیال پول و مواد‌ها می‌شود. بعد هم تو بیا و رضایت بده، او هم این کار را کرد و نقشه‌مان گرفت.

سابقه سرقت هم داری؟
بیشتر دعوا بوده و زورگیری. البته کبوتر دزدیده‌ام. ۲۴ سالم بود که یک کیسه میوه از دست فروشی سرقت کردم. زمانی که بچه بودم کبوتر دزدیدم و به خاطر آن به زندان افتادم.

با این همه سابقه کیفری چرا بازهم کار‌های خلاف را ادامه دادی؟
چند سال قبل که به خاطر سرقت و زورگیری ۵ سال حبس کشیدم واقعاً تنبیه و سر به راه شدم. الان هم اگر نجات پیدا کنم دیگر سراغ کار‌های خلاف نمی‌روم. آن زمان بچه بودم و برای قدرتنمایی این کار‌ها را می‌کردم.

چرا دوست‌داری قدرتنمایی کنی؟
پول که نداشتم تا با آن فخر فروشی کنم. دلم می‌خواست کاری کنم که مورد توجه دیگران قرار بگیرم و از من حساب ببرند. مثلاً برای قدرتنمایی روی موتورسیکلت می‌ایستادم تا خودی نشان دهم.

همسرت از جرم هایت با خبر است؟
هست، ولی چاره‌ای ندارد. ۱۸ سالم بود که با دختر یکی از فامیل هایمان ازدواج کردم و بعد از آن هم خلافکاری هایم شروع شد.
 
منبع: ایران