چه کسی می‌تواند بهاره رهنما را محدود کند؟

Faradeed

همه چیز زیر سر سلبریتی‌هاست

چه کسی می‌تواند بهاره رهنما را محدود کند؟

«همه حوزه‌ها ازجمله کتاب، موسیقی، سینما و رسانه سلبریتی‌محور شده است و جریان اصلی این حوزه‌ها کنار رفته و کمرنگ شده است؛ اگرچه در حوزه روزنامه‌نگاری این مسأله کمی متفاوت است.»
کد خبر: ۶۷۲۳۲
بازدید : ۱۷۹۸
۰۳ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۲:۳۸
همه چیز زیر سر سلبریتی‌هاست
 
فرادید| چند روزی است ماجرای مصاحبه فائزه هاشمی با بهاره رهنما حاشیه ساز شده است. خیلی از کاربران فضای مجازی به متخصص نبودن بهاره رهنما اعتراض کردند. ماجرای املای صحیح "فائزه" هم کلی حاشیه ساز شد.
 
در این گزارش چند پرده از این ماجرا را بخوانید:
 
خود بهاره رهنما در اینستاگرامش نوشت: سالهاست در کنار بازیگری، روزنامه نگاری هم انجام دادم و این قلم را فریدون عموزاده خلیلی با چلچراغ سال‌های جوانی م. به دستم داد که همیشه بابت هر آنچه که به من آموخت از او متشکر و ممنونم. سال‌ها بعد در روزنامه "اعتماد ملی" سابق مصاحبه‌هایی داشتم با عنوان "فیلم دیدن با... " که با فیلم سازان شاخص فیلم‌های مورد علاقه شان را به تماشا می‌نشستم و از خاطره انگیزترین‌های آن مصاحبه‌ها می‌توانم به مصاحبه سه ساعته ام با مرحوم عباس کیارستمی اشاره کنم ...

درهمان سال‌ها در روزنامه اعتماد مجموعه مصاحبه‌های ادبی را نیز انجام دادم در باب موضوع عشق و مرگ با بزرگان ادبیات مثل مرحوم سپانلو، استاد احمد محمود، آقای شمس لنگرودی و ... که برایم تجربه‌ی بسیار گرانبهایی بود. ادامه‌ی این مسیر، اما به حضور ثابت من در صفحه‌ی آخر روزنامه شرق منجر شد در ستونی که نام و حال و هوایش با سن من تغییر می‌کرد، اما خانه ش. شرق بود و شرق و شرق.
 
حالا بازگشته م، با مصاحبه‌ای در مورد زنان موفق با خانم فائزه (فائضه/فایضه) هاشمی که جدا از مواضع و خانواده‌ی سیاسی اش به عنوان زنی پر مشغله و بسیار کوشا برای من همیشه مطرح بوده است و جدا از این به گواه بسیاری از روزنامه نگاران معتبر جهانی جز ده زن تاثیرگذار ایران در عرصه سیاست طی چند سال گذشته نیز بوده است.
 
طبیعی ست مصاحبه کردن با او برای زنی از جنس من بسیار جذاب و پر کشش است. ممنونم از خانم هاشمی که برای مصاحبه قبول زحمت کردند و اعتماد هم چنان روزنامه شرق و میلاد بهار برای این پیشنهاد جذاب و حمایت و همدلی همکار حرفه‌ای و خوبم خانم فرانک آرتا”
 
همه چیز زیر سر سلبریتی‌هاست
 
 
چه کسی می‌تواند بهاره رهنما را محدود کند؟
سیاوش باقی| مصاحبه بهاره رهنما با فائزه هاشمی و حاشیه‌هایی که به‌دنبال آن به‌وجود آمد، بهانه‌ای بود برای پرداختن دوباره به این موضوع قدیمی که «چرا سلبریتی‌ها باید به هر کار و حوزه‌ای سرک بکشند؟»
 
این‌بار پای همکاران مطبوعاتی ما هم وسط بود و طبیعی بود که آن‌ها با روحیه منتقدانه همیشگی و این‌بار با تعصبات صنفی به مصاحبه چاپ‌شده در روزنامه شرق معترض باشند؛ به این‌که چرا روزنامه شرق برای این مصاحبه از بهاره رهنما دعوت کرده و این‌که چرا یک بازیگر- نویسنده- کارگردان- تحصیلکرده رشته‌های انسانی (واقعا بهاره رهنما را باید با چه عنوانی مطرح کنیم) باید در نقش ژورنالیست ظاهر شود و جای روزنامه‌نگاران حرفه‌ای را تنگ کند.
 
راستش بخشی از این اعتراضات که به کیفیت و حاصل مصاحبه رهنما - هاشمی برمی‌گردد، چندان هم بیجا نیست. این مصاحبه به‌عنوان یک مطلب که قرار است در روزنامه پرآوازه‌ای مثل شرق چاپ شود، بسیاری از حداقل‌ها را ندارد؛ نه بهاره رهنما ذوق و استعدادی برای مصاحبه‌کردن داشته، نه فائزه هاشمی فضایی دیده تا مثل همیشه بی‌پروا صحبت کند.
 
این‌که چرا دوستان ما در روزنامه شرق این مصاحبه را پسندیده‌اند، البته به سلیقه‌شان برمی‌گردد. شاید خوشمان بیاید یا نیاید، اما نمی‌توانیم بگوییم چرا شرق این کار را کرده است. روزنامه سردبیر و روزنامه‌نگار حرفه‌ای دارد و این انتخاب‌شان بوده. اما آن بخش که به رهنما برمی‌گردد و این تلاش برای این‌که بگوییم او حق ندارد در نقش روزنامه‌نگار ظاهر شود، به نظرم نقض حقوق شهروندی است؛ منصفانه نیست.
 
بهاره رهنما هم مثل هر کدام از ما می‌تواند هر کاری که دلش می‌خواهد و زمینه‌اش وجود دارد را انجام دهد. تا جایی که تخلفی مرتکب نشده و به کسی صدمه نزده، هیچ مانعی نباید برایش تراشید. می‌خواهد گذاشتن شوی لباس باشد یا تبلیغ لوازم آرایشی یا گذاشتن تور فرهنگی برای قونیه. واقعا به ما مربوط نیست.
 
همان‌طور که به هیچ‌کس مربوط نیست که بخواهد نقاشی کند، در موسیقی فعالیت کند یا کار روزنامه‌نگاری انجام دهد. بهاره رهنما پیش از این برای روزنامه‌ها یادداشت نوشته و همکاری‌های متعددی با نشریات داشته و صدای کسی درنیامده. شاید فکر کرده‌اند یادداشت نوشتن کار حرفه‌ای مطبوعاتی نیست و مصاحبه هست! از کی تا حالا؟

اگر فراموش نکرده باشیم این نخستین‌بار نیست که چنین انتقاداتی می‌شود. پیش از این به نیکی کریمی، هدیه تهرانی و حامد بهداد به‌دلیل برگزاری نمایشگاه عکس کم حمله نشد. آن‌جا هم صنف عکاسان مدعی بودند و حرفشان این بود که عکاسی کاری تخصصی است و هر کس از راه رسید نباید حق داشته باشد عکاسی حرفه‌ای کند و آن را به نمایش و فروش بگذارد. مشابه همان انتقاد تئاتری‌ها که وقتی مهناز افشار و پژمان جمشیدی به این حیطه پا گذاشتند، فریادشان درآمد که تئاتر را نجات دهید! گفتند کجا داریم می‌رویم؟ که این فاجعه غیر قابل تحمل است.

حالا هم که عادت کرده‌اند و دیگر دردشان نمی‌گیرد، اما همان موقع هم حرف این بود که متر و معیار این مقاومت و مانع‌تراشی چیست؟ مگر نباید کارگردان و تماشاگر درباره توانایی و هنرنمایی بازیگر تصمیم بگیرند و رأی بدهند؟ مگر قرار نیست که هر کس بهتر بود و توانست کار تئاتر را بهتر انجام دهد و چرخ آن را بهتر بچرخاند به کار دعوت شود؟ پس این دعوا‌ها برای چیست؟ این صحبت تئاتری‌ها و عکاسان که پزشک و مهندس بدون مدرک حق ندارند کار کنند، پس عکاس و تئاتری هم باید مجوز داشته باشند، ادعایی منطقی نیست. خودشان هم احتمالا می‌دانند. پزشک با جان مردم سر و کار دارد و مهندس هم. عکاسی و نمایش، اما هنر است؛ کار ذوقی است؛ مثل شعر گفتن و نوشتن است.
 
روایت معروفی هست و بسیاری به شوخی می‌گویند ایرانی‌ها همه شاعرند، مگر این‌که خلافش ثابت شود. اما مگر می‌شود جلوی کسی را گرفت که تو شعر نگو و قبل از شعر گفتن باید مجوز بگیری و باید مدرک داشته باشی. یا تو آواز نخوان، چون تخصصش را نداری و قبلش باید اساتید به تو برگه داده باشند.
 
مگر استاد شجریان از کسی مجوز خوانندگی گرفت؟ این همه خواننده‌ای که این روز‌ها لاطائلات می‌خوانند و فالش هم می‌خوانند و موسیقی‌هایشان هم خالتور است نباید مجوز بگیرند. باید تا جایی که خلافی نکرده‌اند، بتوانند هرچه دلشان خواست بخوانند. معلوم است که نهاد‌های رسمی مثل صداوسیما باید به موسیقی فاخر بها بدهند و موسیقی سخیف پخش نکنند.
 
وقتی مدیر تحصیلکرده رسانه ملی که از همه فیلتر‌ها رد شده و تمام مجوز‌ها را دارد رعایت نمی‌کند، سلیقه موسیقی‌اش سطح بالا نیست یا تعریفش از هنر این است که به شجریان و شهرام ناظری و عبدالحلیم حافظ میدان ندهد و در عوض هر تازه به دوران رسیده‌ای را به رسانه راه بدهد، چطور می‌توان به شهروند مملکت گفت، ولی تو نخوان!
 
همه چیز زیر سر سلبریتی‌هاست
 
چطور می‌شود جلوی کسی را به خاطر کار دلی گرفت. نقاشی‌کردن و عکاسی و ترانه گفتن هم همین است. یکی از دوستان می‌گوید، ولی نباید به سلبریتی‌ها اجازه داد در حوزه محیط زیست اظهار نظر کنند، چون این کار تخصص می‌خواهد؛ باز هم حرف شایسته‌ای نیست. اگر میترا حجار و پریناز ایزدیار دغدغه‌اش را دارند و دلشان می‌خواهد مردم را دعوت به حمایت از حیوانات کنند و مدام هشدار بدهند که طبیعت را آلوده نکنید و آشغال نریزید، چرا باید جلویشان را گرفت؟ چه مجوزی لازم دارند؟
 
اگر حرف خلاف و نادرست زدند، شما بیا انتقاد کن و لازم شد شکایت کن، اما تا آن موقع سلبریتی هم مثل بقیه حق دارد درباره هر چیزی که عشقش کشید اظهار نظر کند. روزنامه‌نگاری هم حسابش از بقیه این مسائل جدا نیست. آحاد جامعه که شامل هنرمندان هم می‌شوند، حق دارند بنویسند و گزارش تهیه کنند و مصاحبه کنند. این مدیران و دبیران مطبوعات و رسانه‌ها هستند که تشخیص می‌دهند هر مطلب و تصویری ارزش انتشار دارد یا نه؛ که می‌ارزد به کسی تریبون بدهند یا نه.
 
اصلا فکر کنید بهاره رهنما مصاحبه می‌کرد می‌گذاشت روی اینستاگرامش یا در یک شبکه اجتماعی یا یک سایت پخشش می‌کرد. ما می‌توانستیم بگوییم چرا، چون روزنامه‌نگار هستیم؟ این همه روزنامه‌نگاری که مشغول کارند، همه علامه دهرند؟ این همه مجری و برنامه‌ساز تلویزیون همه کارکشته و فوق‌حرفه‌ای‌اند؟ رسانه‌ها پر از ما افراد سطح پایین و بی‌استعداد نیست؟
 
این‌که ما بی‌استعداد‌ها و بی‌هنر‌ها می‌توانیم در عالم موسیقی یا بازیگری تئاتر و سینما یا در عالم رسانه برای خود جایگاهی پیدا کنیم و بعد از سال‌ها تجربه اعتماد به نفس من به سقف برسد، مشکل مجوز دادن یا ندادن نیست؛ مشکل همان مدیرانی هستند که شایستگی تشخیص ندارند یا دنبال درجه سه‌ها می‌گردند، چون بلد نیستند با درجه‌یک‌ها کار کنند. بگذارید بهاره رهنما مصاحبه‌اش را بگیرد. شما هم بگیرید. الان جای کی را تنگ کرده.
 
اگر روزنامه فکر می‌کند مصاحبه بهاره رهنما بهتر از مصاحبه حرفه‌ای یک ژورنالیست می‌تواند دیده و خوانده شود و به نشریه کمک کند، بیشتر به خاطر سطح سلیقه مردم یا توانایی رهنما یا ضعف روزنامه‌نگار یا دلایل دیگر است. یک دلیلش هم البته می‌تواند تشخیص غلط دبیر و فرهنگ‌سازی نادرستش باشد. اما همه آن دلایل دیگر را ندیده نگیریم. این فضا را نبندیم. برای همه تعیین تکلیف نکنیم. این مملکت پر از خط قرمز و بکن و نکن است، بیشترش نکنیم.
 

بررسی تبعات یک مصاحبه‌کننده حاشیه‌ساز در گفتگو با یک جامعه‌شناس و یک روزنامه‌نگار
نیره خادمی| بهاره رهنما باز هم گل کرده است، یک مصاحبه آن هم با فردی سیاسی و بعد هم غلط املایی او در استوری اینستاگرام کافی بود تا دوباره همه نگاه‌ها به سمت او برود.

ماجرا، اما فقط به او برنمی‌گردد، مدت‌هاست که سلبریتی‌ها به دلیل محبوبیت‌شان در موضوعات مختلف سیاسی و اجتماعی مورد توجه قرار می‌گیرند.

یکی از موارد آن کمپین نه به خرید خودرو و طلا بود که علی کریمی به راه انداخت، اما به دلیل نداشتن پشتوانه تخصصی اقتصادی چندان از آن استقبال نشد. حالا هم بحث همین است، این‌که یک سلبریتی به حوزه تولید محتوای رسانه‌ای وارد شده است. آیا ورود او به نفع جامعه خواهد بود یا احتمالا آسیب‌هایی به دنبال خواهد داشت؟ این سوالات با یک جامعه‌شناس و یک روزنامه‌نگار در میان گذاشته شد و پاسخ‌های جالبی به آن دادند.

اصلی‌ترین آسیب چنین رویه‌ای کاهش سطح اعتماد اجتماعی است
از نظر دکتر محمد بخارایی، جامعه‌شناس و مدیرگروه مسائل و آسیب‌های اجتماعی انجمن جامعه‌شناسی ایران، نمی‌توان این ماجرا را مثل یک جزیره جداگانه بررسی کرد و حتما باید در بطن اجتماع باشد؛ چون تمامی الگو‌ها و رفتار‌های فردی و اجتماعی از الگو‌های کلان گرفته می‌شود: «باید ببینیم آیا در یک جامعه الگو‌های کلان در چهار عرصه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در جای درست خود قرار گرفته‌اند؟

در جامعه‌ای که به نوعی تشویش، شعارزدگی، فرمالسیم و صورت‌گرایی حاکم باشد، حتما این رویه به سطح خرد هم سرایت خواهد کرد. در این شرایط است که می‌بینیم گفتگو با یک فرد سیاسی تحت همان ساختار‌ها چهره‌گرا و صورت‌گرا می‌شود. در این روز‌ها بهاره رهنما به دلیل ازدواج و لاغرشدنش در مرکز توجه رسانه‌های مجازی و اینستاگرام است؛ بنابراین کسی که در اوج توجهات است با فائزه هاشمی مصاحبه می‌کند.

اگر این ماجرا در یک جامعه سالم اتفاق بیفتد، حرکت سبک و چیپی است، اما وقتی در جامعه‌ای که ساختارهایش در سطح کلان مشکل دارند، اتفاق می‌افتد نمی‌شود خیلی به آن خرده گرفت، چون مطبوعات هم شعارزده هستند.

آسیب ادامه این رویه که تخصص‌گرایی در آن نیست در هر جامعه‌ای در جا زدن است.» بخارایی معتقد است که درنهایت اصلی‌ترین آسیب چنین رویه‌ای کاهش سطح اعتماد اجتماعی است: «وقتی هدف وسیله را توجیه کند و در جامعه سعی شود به هر قیمتی از بن‌بست‌ها عبور کرد، چنین رویه‌ای باب می‌شود که بیشتر هم مختص نظام‌های بسته است.»


اگر بهاره رهنما با یک کارگردان گفتگو می‌کرد، اشکالی نداشت
این جامعه‌شناس به طور کلی‌تری ماجرای ورود سلبریتی‌ها به عرصه رسانه را به چالش می‌کشد؛ اما پژمان موسوی به عنوان روزنامه‌نگار می‌گوید که اساسا ورود سلبریتی‌ها به همه حوزه‌ها آسیب‌زا است: «همه حوزه‌ها ازجمله کتاب، موسیقی، سینما و رسانه سلبریتی‌محور شده است و جریان اصلی این حوزه‌ها کنار رفته و کمرنگ شده است؛ اگرچه در حوزه روزنامه‌نگاری این مسأله کمی متفاوت است.»

او معتقد است که روزنامه‌نگاری استاندارد و اصولی دارد که هر کسی بخواهد در آن حوزه مشغول شود باید در آن آموزش ببیند: «دقیقا همین‌جاست که تفاوت میان شهروند خبرنگار و خبرنگار مشخص می‌شود؛ خبرنگاری که باری به هر جهت نیست، مسئولیت اجتماعی دارد و از تبعات کار خود آگاه است؛ بنابراین ناآگاهی در این حوزه جامعه را با مشکل مواجه می‌کند.

بهاره رهنما قبلا گفتگو‌هایی داشته و شاید از این به بعد هم کارش ادامه پیدا کند و البته در گذشته هم خیلی‌ها به این رویه انتقاد داشتند.» پژمان موسوی هم مثل خیلی‌ها می‌گوید: «نمی‌توانیم شخصی را از داشتن حق ورود به حوزه‌ای محدود کنیم و بگوییم نمی‌توانی وارد آن بشوی.»، اما به دنبال آن تأکید زیادی به تخصص دارد: «در همه جای دنیا هستند کسانی که همین کار را انجام می‌دهند، اما حداقل در آن حوزه مصاحبه تخصص دارند. اگر بهاره رهنما با یک کارگردان گفتگو می‌کرد، اشکالی نداشت، اما وقتی که در حوزه سیاسی و نقش هاشمی در انقلاب صحبت می‌کند، جای سوال و ابهام ایجاد می‌شود.

گفت‌وگوی مطبوعاتی درددل نیست که هر کسی آن را انجام دهد. گفتگو باید ظاهر و محتوای حرفه‌ای داشته باشد و صرف این‌که کسی چهره است نباید بدون تخصص به حوزه تخصصی دیگران وارد شود.»

او می‌گوید: «در ایران سلبریتی‌ها با داشتن فالوور زیاد فکر می‌کنند می‌توانند وارد همه عرصه‌ها شوند، اما با واکنش‌هایی روبه‌رو می‌شوند. متاسفانه جامعه ایران اسیر داستان سلبریتی‌ها شده است، اما در کنار آن نقدی هم به روزنامه‌نگاری خودمان وارد است، این‌که اگر به دانش روز مسلط نباشیم حتما عده‌ای دیگر که به تکنولوژی‌ها تسلط دارند، آن را به دست می‌گیرند.»


در دو روز گذشته بهاره رهنما و حتی روزنامه شرق خیلی مورد انتقاد قرار گرفتند، اما عده‌ای هم در شبکه‌های مجازی به فائزه هاشمی خرده گرفتند که او نباید به عنوان یک فرد سیاسی به درخواست یک سلبریتی برای مصاحبه پاسخ مثبت می‌داد و شاید بهتر بود که در این جریان روزنامه‌نگار سیاسی و اجتماعی در بطن مصاحبه قرار می‌گرفتند.

 

منابع: شهروند، شرق

 
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه