ادامه ماجرای دختر ۳ ساله ربوده شده

Faradeed

ادامه ماجرای دختر ۳ ساله ربوده شده

آن زن یک تاکسی گرفت و من، او و باران به سمت میدان خراسان رفتیم. اول قرار شد از بساطی‌ها برای باران خرید کنیم که ارزان‌تر باشد، بعد که خرید برای باران تمام شد یک‌دفعه آن خانم گفت: این چه مانتویی است که پوشید‌ه‌ای؟ بیا یک مانتوی نو برای خودت بخر. به یک مغازه رفتیم و من خواستم باران را با خود به اتاق پرو ببرم، اما آن خانم گفت که نگران نباش، برو مانتو را راحت بپوش، اما وقتی از اتاق پرو بیرون آمدم فروشنده گفت: خانمی که با من بود، بچه را با خودش برد. من سراسیمه بیرون دویدم و فهمیدم بچه را دزدیده است.
کد خبر: ۶۷۸۰۳
بازدید : ۴۶۱
۱۷ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۴:۲۰
تحقیقات برای پیداکردن کودک سه‌ساله‌ای که ۱۰ روز پیش ربوده شده است، با دستگیری سه متهم ادامه دارد.

مادر و پدر این کودک سه‌ساله که از اتباع کشور افغانستان هستند، روز گذشته با مراجعه به دادسرای جنایی تهران پیگیر پرونده بودند. این مادر و پدر پس از جلسه تحقیق و مواجهه با سه متهم بازداشت‌شده ماجرای ربوده‌شدن دختر خود را که باران نام دارد، برای خبرنگاران حاضر در دادسرای جنایی شرح دادند.
 
مادر این کودک که دو بار با آدم‌ربا مواجه شده بود، در مورد نحوه ربوده‌شدن کودک خردسال خود گفت: اولین بار دوم بهمن بود که خانمی که دخترم را دزدید، به خانه ما آمد. حدود ظهر بود که زنگ خانه را زدند و پسرم که هفت‌ساله است در را باز کرد؛ او آمد و گفت: زنی با تو کار دارد.
 
وقتی جلوی در رفتم، خانمی بود که صورت خود را حسابی با چادر پوشانده بود، او به من گفت: نیکوکار است و برای کمک به ساکنان مناطق فقیرنشین آمده و می‌خواهد به خانواده من هم کمک کند. اما من به او گفتم که ما وضعمان خیلی هم بد نیست و خانواده‌هایی را می‌شناسم که وضع خیلی بدی دارند و بهتر است به آن‌ها کمک شود. اما آن خانم گفت: به آن‌ها هم کمک خواهد شد، اما الان ما می‌خواهیم به شما کمک کنیم. بعد آن خانم شماره من را گرفت و گفت: با شوهرت صحبت کن من دوباره زنگ می‌زنم و هماهنگ می‌کنیم و برمی‌گردم.

مادر باران درحالی‌که گریه می‌کرد، ادامه داد: آن زن سه روز بعد ساعت چهارونیم بعدازظهر دوباره آمد و در حالی که خیلی عجله داشت، اصرار کرد باران را به میدان خراسان ببریم تا برایش خرید کنیم. من خواستم دختر دیگر و پسرم را هم ببرم، اما آن زن گفت: فقط من، او و باران برویم، اما من گفتم من هرجا می‌روم، هر سه بچه را با خودم می‌برم.
 
او تأکید داشت که کار خطرناکی است و برایش مسئولیت دارد. اگر برای یکی از بچه‌ها اتفاقی بیفتد، برایش دردسر می‌شود. درنهایت آن زن یک تاکسی گرفت و من، او و باران به سمت میدان خراسان رفتیم. اول قرار شد از بساطی‌ها برای باران خرید کنیم که ارزان‌تر باشد، بعد که خرید برای باران تمام شد یک‌دفعه آن خانم گفت: این چه مانتویی است که پوشید‌ه‌ای؟ بیا یک مانتوی نو برای خودت بخر. به یک مغازه رفتیم و من خواستم باران را با خود به اتاق پرو ببرم، اما آن خانم گفت که نگران نباش، برو مانتو را راحت بپوش، اما وقتی از اتاق پرو بیرون آمدم فروشنده گفت: خانمی که با من بود، بچه را با خودش برد. من سراسیمه بیرون دویدم و فهمیدم بچه را دزدیده است.

در حالی که پلیس مشغول تحقیق دراین‌باره است تاکنون سه مظنون دستگیر شده‌اند، اما سرنخی از باران به دست نیامده است.

پدر باران در مورد سه متهم دستگیرشده گفت: دو، سه روز قبل یکی به من زنگ زد و گفت: هفت میلیون بده تا بچه‌ات را بدهیم، اما من گفتم باید با بچه صحبت کنم. آن فرد مخالفت کرد و گفت: عکسش را می‌فرستم، اما می‌دانستم که عکس باران همه جا هست؛ برای همین گفتم عکس او را با یک خوراکی خاص بفرستد تا من حرفش را باور کنم. او این کار را هم نکرد و فقط یک شماره حساب فرستاد و بعد از آن ما موضوع را به پلیس اطلاع دادیم و این سه نفر را گرفتند که یکی از آن‌ها سابقه بچه‌دزدی هم دارد، اما آن‌ها می‌گویند اصلا از بچه من خبر ندارند و فقط می‌خواستند پول را بگیرند، حالا پلیس آن‌ها را گرفته و تحقیقات ادامه دارد.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه