خانواده مقدس

Faradeed

درباره فیلم «دله‌دزدها»

خانواده مقدس

چاره‎ای ندارند. کار «پدر» و «پسر» فیلم حتی «جالب» و جذاب به نظر می‎رسد. جلوتر در می‎یابیم که آن‌ها یک خانواده‎اند، پدر و مادری دلسوز و مادربزرگی مهربان و یک دختر جوان وجذاب، گیرم کمی شیطان.
کد خبر: ۶۸۷۹۸
بازدید : ۷۵۴
۲۵ اسفند ۱۳۹۷ - ۰۸:۵۰
خانواده مقدس
 
«دزدان فروشگاه» یا در ترجمه گویاتر «دله دزدها» (Shoplifters) آخرین ساخته (۲۰۱۸) هیروکازو کورئیدا، کارگردان شناخته‎ شده ژاپنی اثری چند لایه و پیچیده است. بی‌خود نیست که هفتاد و یکمین نخل طلای کن را از آن خود کرده است. فیلم با سکانس دله‎دزدی یک پدر و پسر در یک فروشگاه آغاز می‌شود. از دله‎دزدی آدم‌های فقیر، معمولا می‎توان به سادگی گذر کرد و آن را نادیده گرفت و گفت، بدبختند، بیچاره‎اند.
 
چاره‎ای ندارند. کار «پدر» و «پسر» فیلم حتی «جالب» و جذاب به نظر می‎رسد. جلوتر در می‎یابیم که آن‌ها یک خانواده‎اند، پدر و مادری دلسوز و مادربزرگی مهربان و یک دختر جوان وجذاب، گیرم کمی شیطان. یک خانواده درست و حسابی (ولو فقیر و ناگزیر درگیر تبهکاری‎های جزیی) که حتی دختر بچه‌ای بی‌سرپناه را نجات می‎دهند. از قضا کورئیدا در آثار پیشینش مثل «خواهر کوچک ما» (۲۰۱۵) و «پس از توفان» (۲۰۱۶) نشان داده که در ترسیم روابط خانوادگی استاد است.

با پیشروی فیلم، اما درمی‌یابیم که مناسبات انسانی پیچیده‎تر از آن توصیفی است که آمد و اینجا ما با یک خانواده معمولی طرف نیستیم. روابط آدم‎ها و علل و عوامل به‌هم ‎پیوستگی آن‌ها صرفا خونی نیست، اگرچه همیشه ارادی و اختیاری هم نیست.
 
در وهله نخست، به نظر می‎رسد که فیلم رویکردی محافظه‎کارانه دارد و می‎خواهد ارزش مناسبات انسانی را به مقوله خون و نسب فرو بکاهد و بگوید جایی که روابط خونی و ژنتیک نباشد، نمی‎توان یک خانواده مقدس داشت. حتی جایی که مامور پلیس می‎کوشد به شخصیت زن فیلم بقبولاند که به دلیل حسادتش این کار‌ها را کرده، زن می‎پرسد: «آیا فقط کودکی را زادن آدم را مادر می‎کند؟» و بعد در برابر این سوال مامور زن که «آن‌ها تو را چه صدا می‎کردند؟»، نمی‎تواند احساساتش را دراختیار بگیرد و اشک می‎ریزد.

فیلم در واقع می‎خواهد با شالوده‎شکنی باور‌های رایج و مرسوم درباره مناسبات انسانی در سطح خانوادگی نشان دهد که اتفاقا نمی‎توان پیوند‌های میان آدم‎ها را به خون و نژاد محدود کرد. همچنان‎که فروپاشی خانواده در فیلم، به این دلیل نبود که آدم‎ها فهمیدند واقعا با هم ربط و نسبت خونی ندارند، آن را که می‎دانستند بلکه زوال جایی شروع شد که به یکدیگر دروغ گفتند، به‌هم خیانت کردند و فهمیدند که این پول است که آن‌ها را به‌هم پیوند داده است و نه چیز دیگر.
 
کارگردان البته با نشان دادن کانون سرد خانواده‎های خونی شخصیت‎ها نشان می‎دهد که پیوند‌ها در آن‌ها چندان محکم‎تر و عمیق‎تر نیست و اگر نباشد زور قانون و فشار اجتماعی، چه بسا پدر و مادری جوان، دختربچه‎شان را به شدت اذیت و آزار کرده و او را گرسنه رها کنند.

دزدان فروشگاه تلاشی ارزنده برای بازاندیشی و مداقه در شالوده‎های روابط میان آدمیان است. کورئیدا نشان می‎دهد این روابط وقتی بر مبنایی غیراخلاقی بنا شود، حتی اگر این شالوده غیراخلاقی، بزهکاری‎های خرد و ناچیز و احیانا ناگزیر برای امرار معاش باشد، نمی‎توان از روابطی مستحکم و پایدار سخن گفت، تا جایی که همان ترک‌های کوچک درنهایت به فروپاشی کلیت جامعه می‎انجامد.
 
منبع: روزنامه اعتماد
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه