درباره قانون مورفی؛ شیشکی برای سینما

Faradeed

کوتاه درباره فیلم قانون مورفی

درباره قانون مورفی؛ شیشکی برای سینما

آن شیشکی که رامبد جوان سوار بر قایق روی مرداب انزلی در سکانس‌های پایانی فیلم می‌زند، واقعا از ته دل به هنر هفتم و مخاطب است، چون از بشکن و بالا بنداز و هیچ، پول میلیاردی درآورده است.
کد خبر: ۶۸۸۶۰
بازدید : ۷۵۶
۲۶ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۳:۴۱
شیشکی برای سینما و مخاطب
 
آخرین ساخته رامبد جوان را از هر زاویه‌ای که بررسی کنیم، ابتذال به معنی کلمه است و واقعا قابلیت نقد و بررسی را ندارد، اما این ابتذال سراسری که، چون خوره به جان سینما و اهالی آن افتاده قابل تحلیل و بررسی است.
 
صحنه‌های رقص در فیلم‌های فارسی قبل از انقلاب به مراتب کمتر بود و حداقلش این بود که یک ربطی به داستان و پرسوناژ‌های آن داشت و در خدمت خط روایی قصه فیلم بود و با سینمای امروز ایران و اهالی آن باید گفت: چرا سکانس رقص به هر قیمتی باید در فیلم گنجانده شود؟! شادی، طنز، کمدی- موزیکال، فانتزی از زیبایی‌های هنر هفتم است و در تاریخ سینمای جهان تبدیل به ژانر شده، اما باید مفهوم و ضرورت داشته باشد یا خیر؟ فیلمی سراسر بی‌معنی و از چند سکانس به هم چسبیده و بی‌ربط و بی‌خود و بی‌جهت که شوخی‌های بسیار دم‌دستی کودکستانی در آن موج می‌زند که هیچ چیز متوازن و درست سر جایش نیست چگونه باید احترام به مخاطب و هنر سینما را از آن انتظار داشت؟

توهم را رامبد جوان فقط در رقصیدن می‌بیند و مثلا نمی‌شود در توهم‌های پرسوناژ اصلی (فرخ) چیز دیگری جز رقص باشد؟! چون رقصیدن به هر شکل و بی‌دلیل و با دلیل، سال‌هاست که کلید فروش فیلم در ایران عزیز است.

تاسف برانگیز‌تر از فیلم قانون مورفی، حرف‌های رامبد جوان است که می‌گوید منتقدان به من حسودی‌شان می‌شود! یا گفته است که ۳/۵میلیارد تومان خرج فیلم شده و اکنون همین فیلم را باید با ۸ میلیارد تومان ساخت! معلوم نیست این هزینه صرف چه شده؟!
 
بدون شک این فیلم با رقمی حدود ۷۰۰میلیون تومان ساخته نشده! باید رامبد جوان با کمدی فانتزی آشنا شود تا عناصر، پرداخت، میزانسن‌ها و حال و هوای چنین ژانر سترگی را بشناسد تا دیگر چنین گاف بزرگی ندهد! بازی امیر جعفری و امیر جدیدی در کارنامه خودشان یک عقبگرد کامل است.
 
دریغ از یک خط داستان، دریغ از یک ثانیه شخصیت‌پردازی، دریغ از یک روزنه امید برای دیدن شوخی‌های خلاقانه و هزاران دریغ دیگر... قانون مورفی بی‌ربط و ضعیف و سخیف و خود ابتذال است. به جای این کار‌ها پیشنهاد می‌کنم که کارگردانانی که در پی الگو گرفتن از هزارپا‌ها هستند تا فیلم بفروش بسازند، از جمله رامبد جوان، در دیدگاه و الگوی خود تغییری اساسی دهند.
 
آن شیشکی که رامبد جوان سوار بر قایق روی مرداب انزلی در سکانس‌های پایانی فیلم می‌زند، واقعا از ته دل به هنر هفتم و مخاطب است، چون از بشکن و بالا بنداز و هیچ، پول میلیاردی درآورده است. مردم در فشار اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و در تنگنا به ترک دیوار هم می‌خندند و ابتذال و توهین به خود و شعورشان را به قیمت میلیارد هم می‌خرند.
 
فقط باید گفت: باعث تاسف فرهنگی است، مقصر اهالی سینما هستند که به ملت خوراک فرهنگی می‌دهند. مردم تشنه هنر و لذت بردن از فیلم هستند، ولی در سالن تاریک سینما که قرار است زاینده و رویاساز باشد با بی‌احترامی به خود و سینما مواجه می‌شوند.
 
منبع: روزنامه اعتماد
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه