عمارت کلاه فرنگی، نخستین مرکز رادیو
نخستین دیدار با خانة «مورس» و «تلگراف» ‏

عمارت کلاه فرنگی، نخستین مرکز رادیو

همین که نخستین ‏نظامیان فارغ‌التحصیل شدند، از طریق این ساختمان با استفاده از مورس و تلگراف و بی‌سیم به دنیا وصل ‏شدیم و از‌سال ۱۳۰۵ به بعد ورژن‌های مختلف روز را خریداری و این‌جا نصب کردند.
کد خبر: ۷۳۴۳۱
بازدید : ۵۷۴۹
۲۰ مهر ۱۳۹۸ - ۱۰:۲۴
عمارت کلاه فرنگی، نخستین مرکز رادیو
 
مهتاب جودکی| گوشه‌ای از سقف شیروانی کلاه فرنگی، این نوشته به خطی ظریف روی تکه‌ای چوب ‏سوزانده شده: «پژمان، ۱۳۰۶، قصر».

کار ساخت این عمارت که امروز دفتر وزیر ارتباطات است، پنج‌سال قبل ازآن شروع شده بود؛ ‎ ‎سال ‏‏۱۳۰۱، با طرح «نیکلای مارکوف» روس و به دستان ابراهیم معمارباشی، معمار وزارت پست و تلگراف سابق و ‏به دستور رضاخان، وزیر جنگ وقت. ساختمان را در ییلاقات تهران ساختند، در بیابانی که جاده قدیم شمیران ‏از آن می‌گذشت، خیابان دکتر شریعتی امروزی.
 
قرار بود کلاه فرنگی، نقطه اتصال ایران به دنیا باشد و ‏نخستین امواج رادیویی از آن مخابره شود. همین‌طور هم شد؛ پیام‌ها با «مورس» و «تلگراف» از این‌جا به ‏همه دنیا مخابره شد.

رفته رفته سیم و دکل و ژنراتور و فرستنده‌ها، ساختمان بی‌سیم را احاطه کردند و ‏نزدیک صد‌سال بعد کلاه فرنگی بین همه ساختمان‌های بلند سیمانی دور و برش شد گاو پیشانی سفید؛ با ‏گنبد گرد و پنجره‌های مشبک و دکل بلندی که آسمان را قلقلک می‌داد. با این همه در تمام این سال‌ها، از ‏آن‌چه داخل این بنا نگهداری می‌شود، کمتر کسی خبر داشت. ‏

در پیچ و خم تاریخ و با از رونق افتادن تلگراف و مورس و رادیو، کلاه فرنگی هم متروکه شد تا سال ۸۴ که ‏بالاخره مرمتش کردند و سال ۸۸ تابلوی «موزه بی‌سیم» را بر دیوارش نصب کردند، اما بازدید عمومی از ‏آن ممکن نشد. دست آخر یک‌سال قبل محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، بساط ‏دفتر کارش در ساختمان مرکزی وزارت ارتباطات را به یکی از اتاق‌های این عمارت منتقل کرد و منتقدان ‏گفتند که «وزیر جوان، کاخ‌نشین شده!»
 
گفته بودند که قرار نیست هیچ‌کدام از بازمانده‌های این بنا، یعنی ‏ژنراتورها، دستگاه‌های بی‌سیم، تابلو‌های نقاشی، فایل‌های تصویری و میز‌ها و صندلی‌های قجری از عمارت ‏خارج شوند. وزیر که به کلاه فرنگی پا گذاشت، لوله‌کشی و برق‌کشی و نم‌زدگی‌های بنا را کنترل و ایراد‌های ‏ساختمان را رفع کردند. در اتاق کار او هم رنگ و تزییناتی به کار گرفتند که به کل بنا بیاید.
 
چند روز پیش، ‏این عمارت برای بازدید خبرنگاران باز شد و حالا به نظر می‌رسد بالاخره کلاه فرنگی سر و سامان گرفته، ‏هرچند در وزارت ارتباطات هنوز فهرستی از بنا‌های ارزشمند تحت اختیار خبری نیست. ‏

تجهیزات قدیمی که اوراقی شدند
عمارت کلاه فرنگی، نخستین مرکز رادیو و دستگاه‌های رادیو و ژنراتورها، به جز اتاق وزیر و منشی‌ها و رئیس ‏دفتر و بالکن چشمگیرش، دو سالن دارد پر از تجهیزات بازمانده از زمان زنده بودن این بنا. یکی از در‌های ‏ورودی عمارت به سالن میانی باز می‌شود.
 
دست راست و چپ این سالن، دو تالار کنفرانس قرار دارد که ۱۳ ‏سال از اصلِ بنا جوان‌ترند و دور تا دورشان صندلی چیده شده. «این دو سالن را به بنا اضافه کرده‌اند، چون ‏برای نصب فرستنده آمریکایی برای کاربرد رادیو به فضا نیاز داشته‌اند.» این را ابوالفضل مرشدزاده، کاخ‌دار ‏کلاه فرنگی می‌گوید. ‏

وقتی عمارت آماده ‏شد، یک فرستنده موج بلند روسی خرید و نصب شد که ایرانی‌ها کار با آن را بلد نبودند. پس مقرر شد دوره آموزشی ببینند که کار دست خودی‌ها باشد

روی دیوار عکسی است از بنای درحال ساخت و گرداگردش بیابان. زیرش نوشته: «ساختمان مرکز فرستنده ‏موج بلند/ وزارت جنگ در‌سال ۱۳۰۳ ساختمان بنای دستگاه‌های بی‌سیم ایران را در اراضی قصر قاجار به ‏اتمام رساند.» در عکسی دیگر، دو‌سال بعد از این تاریخ، رضاخان در مراسم افتتاح نخستین ساختمان بی‌سیم ‏در این عمارت روی پله‌های فرش شده ورودی ایستاده و نظامیان دو طرفش به خط ایستاده‌اند.
 
مرشدزاده توضیح می‌دهد که این‌جا را از ابتدا برای مقاصد نظامی ساختند: «وقتی عمارت آماده ‏شد، یک فرستنده موج بلند روسی خرید و نصب شد که ایرانی‌ها کار با آن را بلد نبودند.
 
پس مقرر شد دوره آموزشی ببینند که کار دست خودی‌ها باشد.» توی عکس شاگردان مدرسه پشت به دستگاه ‏فرستنده روس ایستاده‌اند؛ با پیشرفت کار‌های فنی، تربیت کارمندان فنی آغاز و مدرسه بی‌سیم کل قشون از ‏اول‌سال ۱۳۰۴ تأسیس شد تا در موقع شروع مخابرات تمام کار‌ها به دست ایرانیان باشد.
 
«همین که نخستین ‏نظامیان فارغ‌التحصیل شدند، از طریق این ساختمان با استفاده از مورس و تلگراف و بی‌سیم به دنیا وصل ‏شدیم و از‌سال ۱۳۰۵ به بعد ورژن‌های مختلف روز را خریداری و این‌جا نصب کردند.

تا این‌که‌سال ‏‏۱۳۱۷ موفق شدند یک فرستنده موج کوتاه آمریکایی خریداری کنند و این منجر به تشکیل رادیو شد.» زیر ‏تصویری از دو مرد که به ژنراتور تکیه داده‌اند نوشته: «قسمتی از وسایل داخلی موج بلند/ از نیمه‌سال ۱۳۰۴ ‏نصب دستگاه ۲۰ کیلوواتی موج بلند آغاز شد.» بعد از گشایش دستگاه‌های موج کوتاه مرکز گیرنده و ‏مخابرات از مرکز فرستنده جدا شد. مرکز گیرنده در اراضی نجف آباد مستقر شد؛ جایی در جنوب شرق ‏تهران، پارک بی‌سیم، خیابان طیب در ضلع جنوبی میدان خراسان. مرکز مخابرات در محل وزارت پست و ‏تلگراف و تلفن قرار گرفت. ‏

ژنراتور روس تا اواسط دهه ۳۰ دیگر توان پشتیبانی دستگاه‌های رادیویی را از دست داده بود، این بود که یک ‏غول آهنی جایگزینش شد؛ ژنراتور زیمنس. غول آهنی ساخت آلمان که برق دستگاه‌های فرستنده امواج ‏رادیویی مستقر در عمارت را با قدرت ۴۰۰ کیلووات تأمین می‌کرد، خاموش، وسط سالن اصلی کلاه فرنگی ‏نشسته است.
 
این دستگاه را در‌سال ۱۳۳۶ جایگزین دستگاه مولد برق روسی کردند. مولد روسی الان ‏کجاست؟ شاید اوراق شده. کاخ‌دار هم از سرنوشت آن خبر ندارد: «دستگاه‌هایی که از این‌جا طی دوره‌های ‏مختلف بیرون برده شده، دیگر به این‌جا برنگشته است.
 
بسیاری از تجهیزات به انبار‌های اسقاطی وزارت پست و ‏تلگراف رفت، ولی، چون به ارزشش واقف نبودند، به مرور زمان بعضی‌هایشان از بین رفتند، اما بعضی از ‏قطعات‌شان شاید قابل بازگردانی باشد.» از باکس‌های فرانسوی هم جز عکس چیزی باقی نمانده. «هیچ کدام از ‏این دستگاه‌ها نیستند.
 
از تمام تجهیزات شاید ۲۰‌درصد باقی مانده باشد. در تغییر سیستم مخابرات وزارت ‏پست و تلگراف، سیاست بر این بود که وقتی مرکزی را به‌روز می‌کردند، دستگاه‌ها به‌صورت قطعه‌قطعه به ‏انبار‌های مختلف منتقل شود و اگر قابل استفاده بود، به سیستم برگردد. خیلی از تجهیزات طی این سال‌ها در ‏مناقصاتی به‌عنوان اوراق فروخته شده است.» ‏

دستگاه‌هایی که از این‌جا طی دوره‌های ‏مختلف بیرون برده شده، دیگر به این‌جا برنگشته است. بسیاری از تجهیزات به انبار‌های اسقاطی وزارت پست و ‏تلگراف رفت

هیچ آرشیوی وجود ندارد
بعد از نصب نخستین فرستنده، رضاخان دستخطی به وزیر دربارش می‌دهد با این مضمون که باید مقدمات کار ‏رادیو فراهم شود. «بعد هیأت دولت در سال ۱۳۱۷ با بودجه ۸۰‌هزار تومان، راه‌اندازی رادیو را مصوب کرد ‏و دقیقا دو سال بعد در ۴ اردیبهشت ۱۳۱۹ ساعت هفت شب، رادیو داخل این ساختمان افتتاح شد، اما از ‏نخستین صدایی که این‌جا پخش شده خبری نیست. شاید هم صفحه‌هایش باشد و پیدا شود.» مدت فعالیت ‏رادیو در این بنا هم معلوم نیست. کاخ‌دار می‌گوید که آن زمان آرشیوی وجود نداشته است: «برای دو تا سه ماه ‏برنامه‌ها لایو (زنده) اجرا می‌شد و همه منتظر می‌ماندند که نوبت‌شان برسد.»

ساختمان رادیو بنایی سفید ‏است نزدیک به کلاه‌فرنگی. «تجهیزات فنی را در این ساختمان نصب می‌کردند تا رادیو به آن‌جا نقل مکان ‏کند. رادیو تا سال ۱۳۳۷ در ساختمان سفید فعال بود تا این‌که تعطیل و به میدان ارگ منتقل شد. ‏دولت هم اسم رادیو را از رادیو تهران به رادیو ایران تغییر و اجازه داد استان‌ها رادیوی مستقلی به نام ‏خودشان افتتاح کنند.» همین‌طور هم شد. رادیو از روز اول به هفت زبان زنده دنیا اخبار پخش می‌کرد.
 
برنامه‌‏ها از روزی دو ساعت شروع و کم‌کم طولانی‌تر شد. کاخ‌دار ماجرا‌های جالبی از رادیو می‌داند؛ مثل دو ‏موتوری که موظف بودند اخبار را از وزارت خارجه تحویل بگیرند و در دو نسخه به ساختمان سفید بیاورند تا ‏در صورت رخ دادن حادثه‌ای برای هر یک از آنها، بالاخره یک نسخه از اخبار به رادیو برسد. یا این‌که دو ‏ماشین صبح به صبح گوینده‌ها و اخبارگو‌ها را از میدان توپخانه به این‌جا می‌رساندند. ‏

نخستین گوینده رادیو خانمی بود به نام «قدسی رهبری» که حقوقش ماهیانه ۱۰۰ تومان ‏بود. آن زمان گوینده‌های فارسی‌زبان دو برابر خارجی‌ها پول می‌گرفتند؛ ایرانی‌ها ماهانه ۱۰۰ تومان و ‏خارجی‌ها ۵۰ تومان.

نخستین گوینده خانمی بود به نام «قدسی رهبری» که کپی احکام و اسنادش در کلاه‌فرنگی است و اصلش در ریاست‌جمهوری: ‏‏ «او در تستی از بین ۱۰۰ نفر انتخاب و تبدیل شد به نخستین گوینده رادیو. حقوقش ماهیانه ۱۰۰ تومان ‏بود.
 
آن زمان گوینده‌های فارسی‌زبان دو برابر خارجی‌ها پول می‌گرفتند؛ ایرانی‌ها ماهانه ۱۰۰ تومان و ‏خارجی‌ها ۵۰ تومان. حتی از گروه ارکستر موسیقی ایرانی، شهرداد مشیر همایون، بالاترین حقوق را می‌گرفت. ‏با ماهی ۸۰ تومان، هم پیانو می‌زد و هم می‌خواند. گروه ارکستر غربی متشکل از ارامنه روس‌تبار، ماهیانه ‏‏۱۵۰ تومان می‌گرفتند. کمترین حقوق هم مال سرایدار بود، ماهی ۲۴ تومان.» ‏

یک شاهکار معماری، پر از امضا
روی دستگاه فرستنده موزه بی‌سیم، کپی یکی از تلگراف‌های خاص آن زمان نصب شده؛ تبریک نوروز از ‏طرف هیتلر به رضاخان، به تاریخ ۱۳۱۷: «از آن اعلی‌حضرت خواهشمندم به مناسبت نوروز صمیمی‌ترین ‏تبریکات و ادعیه‌ام را جهت مزید ترقی و تعالی کشور ایران قبول فرمایند. امضا، آدولف هیتلر.»
 
این تلگراف ‏‏۸۱‌سال پیش همین‌جا دریافت شد و حالا اصل آن در ساختمان ریاست‌جمهوری نگهداری می‌شود، اما ‏علاوه بر اتفاقات تاریخی، معماری کلاه‌فرنگی هم ارزش آن را بیشتر کرده است. ‏

کاخ‌دار می‌گوید که این یک شاهکار معماری ۹۵ ساله است و تصویرِ نوشته سوزانده‌شده بر چوب را نشان ‏می‌دهد: پژمان ۱۳۰۶ قصر. «نجاری که در این‌جا کار کرده، نامش را روی چوب‌های زیر شیروانی ‏نقش کرده است.» عمارت پر از راز است و عکاس مخابرات خیلی اتفاقی این نوشته را پیدا کرده. مرشدزاده از ‏مرمت بنا می‌گوید: «بازسازی این‌جا چهار‌سال طول کشید: از ۸۴ تا ۸۸. از سال ۸۸ هم با یک فِرِز مخصوص، ‏دود ژنراتور‌ها را از روی سقف برداشتند و سقف را با بتونه و قیر مرمت کردند.
 
بعد فقط برای زیبایی، پایه‌خرک‌هایی به سقف اضافه کردند. حتما کار پرزحمتی بوده. اتاق اول را که ۱۳‌سال ‏جوان‌تر است هم سقف کاذب زده‌اند. استقامت بنا هم در حد ۶ تا ۷ ریشتر است. ستون‌های محکمی ‏دارد و بعد از بازسازی حدود یک و نیم متر قیرگونی و سیمان شده. دیوار‌ها هم برای استقامت بیشتر سیمان ‏شده است.» ‏
 
ورودی اصلی ساختمان می‌رسد به راهرویی که دفتر وزیر در آن است و از سقف گنبدی، نور شیشه‌های ‏رنگی به داخل تابیده. ته این راهرو راه‌پله باریکی است که به بالکن می‌رسد و در این بالکن جلسات وزیر برپا ‏می‌شود و یکی از مهمترین این جلسات، اجلاس چهارجانبه وزرای ارتباطات ایران، جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ‏روسیه بوده است.
 
امضا‌های تاریخی کلاه‌فرنگی هم زیاد است، یکی دیگرشان روی کرکره‌های ۷۰ ساله بیرون ‏بناست که دو پلاک سربی دارند و رویشان نوشته: کارگاه فنی اصغر حاج عبدالله. پیچ شمیران، خیابان شاه ‏رضا. ‏

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه