پایان رابطه پنهانی با اتهام تعرض

پایان رابطه پنهانی با اتهام تعرض

این مرد در شکایت خود گفت: شغل من و همسرم طوری است که فرزندمان ساعت‌های طولانی را در خانه تنها می‌ماند و پسر جوان که مهرداد نام دارد و راننده وانت است، در نبود ما دخترمان را اغفال و او را آزار و اذیت کرده است.
کد خبر: ۷۳۹۷۲
بازدید : ۱۰۷۱۲
۱۳ آبان ۱۳۹۸ - ۱۱:۱۳
پایان رابطه پنهانی با اتهام تعرض
 
مردی با شکایت علیه پسری جوان مدعی شد این پسر به دختر نوجوانش تعرض کرده است. این شکایت سه ماه قبل به دست مأموران پلیس رسید. دختر نوجوانی همراه پدرش به مأموران مراجعه کرد و پدر مدعی شد جوانی که راننده یک وانت است، دخترش را اغفال کرده و او را مورد آزار و اذیت قرار داده است.

این مرد در شکایت خود گفت: شغل من و همسرم طوری است که فرزندمان ساعت‌های طولانی را در خانه تنها می‌ماند و پسر جوان که مهرداد نام دارد و راننده وانت است، در نبود ما دخترمان را اغفال و او را آزار و اذیت کرده است.

دختر نوجوان نیز تأیید کرد که از سوی مهرداد مورد تعرض قرار گرفته است. او گفت: من و مهرداد با هم آشنا بودیم، اما من راضی به برقراری رابطه نبودم و او به من تعرض کرد.

این دختر حاضر نشد درباره نحوه آشنایی‌اش با مهرداد توضیح دهد، اما وقتی مهرداد تحت بازجویی قرار گرفت، گفت: من راننده وانت هستم و بار جابه‌جا می‌کنم.
 
یک روز دختر نوجوان با من تماس گرفت و خواست با هم دیداری داشته باشیم. من به او گفتم نمی‌شناسمش و تلفنم برای کار است و مشتریان با آن تماس می‌گیرند. این دختر اصرار کرد و این‌طور بود که با او قرار گذاشتم.
 
وقتی او را دیدم به من گفت: یک روز که در جاده با خانواده‌اش می‌رفته از کنار ماشین من عبور کرده و مرا دیده و عاشقم شده و شماره تلفنم را از روی وانت برداشته است. همین باعث آشنایی و ارتباط بیشتر ما شد.
 
من بیشتر شب‌ها با او قرار می‌گذاشتم. دلیلش هم این بود که شغل پدر و مادر دختر نوجوان طوری بود که بعضی شب‌ها اصلا در خانه نبودند و او راحت می‌توانست بیرون بیاید. ما مدت زیادی است که با هم ارتباط داریم و گفته‌های این دختر درباره اینکه به او تعرض کردم، درست نیست.

با این حال، شعبه ۱۱ دادگاه کیفری استان تهران با توجه به شکایت دختر و پدر، این جوان را بازداشت کرد. وقتی دختر نوجوان مورد پرسش قضات قرار گرفت، اظهارات مهرداد را تأیید کرد و گفت: من در جاده عاشق او شدم ولی راضی به رابطه نبودم البته بعد از آن اتفاق چیزی نگفتم، اما وقتی پدرم فهمید ناراحت شد و تصمیم گرفت شکایت کند.

با پایان گفته‌های متهم و شاکی، قضات دختر نوجوان را برای معاینه به پزشکی قانونی ارجاع دادند و پرونده در شعبه ۱۱ در حالی رسیدگی است و پسر جوان در بازداشت به‌سر می‌برد.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه