تصاویر| ۱۰ فیلم علمیتخیلی برتر که هیچکس آنها را به یاد نمیآورد
با این که پیشرفت تکنولوژی سینمایی باعث رشد و افزایش ژانر علمی-تخیلی شده، اما اصول اولیه همچنان ثابت ماندهاند؛ چه داستان در یک آینده نزدیک باشد یا یک جهان پسا-آخرالزمانی، این ژانر همیشه نمایانگر شرایط انسان در عصر حاضر بوده است؛ قصه و داستانهایی که امیدها، ترسها و رویاهای بینندگان را نشان میدهد.
فیلمهای علمی-تخیلی بینقص خیلی زیادی وجود ندارند و حیف است که هیچکس برخی از بهترین فیلمهای این ژانر را یاد نداشته باشد. در ژانر علمی-تخیلی فیلمسازان همیشه سعی داشتند که مرزها را رد کنند و ناممکنها را ممکن کنند. تصور ناممکنها، کاری است که در ژانر علمی-تخیلی به خوبی انجام میشود.
با این که پیشرفت تکنولوژی سینمایی باعث رشد و افزایش ژانر علمی-تخیلی شده، اما اصول اولیه همچنان ثابت ماندهاند؛ چه داستان در یک آینده نزدیک باشد یا یک جهان پسا-آخرالزمانی، این ژانر همیشه نمایانگر شرایط انسان در عصر حاضر بوده است؛ قصه و داستانهایی که امیدها، ترسها و رویاهای بینندگان را نشان میدهد. در ادامه با بهترین فیلمهای ژانر علمی-تخیلی آشنا خواهید شد که هیچکس آنها را به یاد نمیآورد.
۱۰- Alphaville (1965)

ژان لوک گدار، فیلمساز مشهور فرانسوی، بیشتر به آثار موج نوی فرانسه مشهور است، اما با فیلم Alphaville در ژانر علمی-تخیلی نیز اثری جذاب ساخت. این فیلم با ترکیب حال و هوای ژانر نوآر و علمی-تخیلی، داستان ماموری را روایت میکند که باید به سراسر کهکشان سفر کند تا جلوی دانشمندانی را بگیرد که از دستگاه کنترل ذهن استفاده میکنند.
نگاه فیلم Alphaville به ژانر علمی-تخیلی تازه و نو بود؛ به جای استفاده از تجهیزات پیشرفتهی آیندهانگارانه، جهان فیلم به فرانسهی دهه ۶۰ میلادی شباهت داشت. ترکیب یک داستان جاسوسی و المانهای ژانر هارد-بویلد جذاب از آب درآمده و مشخص است که چرا این فیلم به عنوان یک فیلم علمی-تخیلی کلاسیک نادیده گرفته شده، زیرا به خوبی توانسته قوانین این ژانر را تغییر دهد.
۹- eXistenZ (1999)

فیلم eXistenZ به کارگردانی دیوید کراننبرگ تنها چند هفته پس از فیلم ماتریکس به نمایش درآمد و مشخصاً شانسی برای موفقیت نداشت. داستان دربارهی یک طراح بازیهای ویدیویی است که یک دنیای مجازی خلق میکند که مرز دنیای واقعی و خیالی را از بین میبرد. در ادامه اما باید از دست کسی که میخواهد او را بکشد، فرار کند. همانند دیگر کارهای کراننبرگ، در این فیلم نیز شاهد وحشت جسمانی هستیم.
استفاده از بازی ویدیویی به عنوان استعارهای از مواد مخدر چیز خاص و جدیدی نیست، اما کارگردانی و صحنههای زنندهای که این کارگردانی کانادایی خلق میکند، باعث جذابیت فیلم شده است. در هر صورت، این فیلم جزو آن دسته از آثاری است که جذابیت خاص خودش را دارد.
۸- When Worlds Collide (1951)

عصر اتمی تاثیر بزرگی بر روی ژانر علمی-تخیلی گذاشت و فیلمهای جذاب زیادی با این موضوع ساخته شد. فیلم When Worlds Collide دربارهی ساخت کشتیهای فضایی برای نجات بشریت پس از نابودی زمین است. به جای استفاده از موجودات بیگانه یا هیولاهای غولپیکر، فیلم When Worlds Collide یک داستان علمی-تخیلی عمیق را ارائه میدهد که پیام مهمی دارد.
فیلم When Worlds Collide با استفاده از جلوههای ویژه تاثیرگذار و رنگبندیهای مناسب خودش را از فیلمهای درجه دوم زمان خود مجزا میکند. فیلم، دنیایی را به تصویر میکشد که انسانها قادرند برای حل یک مشکل با یکدیگر همکاری کنند و آشوب به پا نکنند. متاسفانه، این پیامی نبود که بینندگان در دوران پرآشوب دهه ۵۰ میلادی دریافت کردند.
۷- Europa Report (2013)

فیلم یک ساعت و نیمهی Europa Report دست کمی از فیلمهای علمی-تخیلی پرهزینهی دههی ۲۰۱۰ میلادی ندارد. داستان دربارهی خدمهی یک کشتی فضایی بینالمللی است که برای پیدا کردن نشانهی حیات به یکی از قمرهای سیارهی مشتری فرستاده میشوند. داستان فیلم Europa Report میتواند تاثیر خودش را بگذارد چرا که به شکل باورپذیری روایت میشود.
فیلم Europa Report برای طرفداران این ژانر ساخته شده و بدون صحبت اضافه محتوایش را به بیننده ارائه میدهد. پلات داستانی ساده است اما با شخصیتپردازیها و نویسندگی قوی همراه میشود. این فیلم ژانر وحشت و علمی-تخیلی را بدون آسیب زدن به ریشههای هرکدام ترکیب میکند. اما متاسفانه این فیلم تبلیغات خوبی نداشت و به فراموشی سپرده شد.
۶- Stalker (1979)

فیلم هنری و علمی-تخیلی Stalker شاید مورد علاقهی همه نباشد، اما این فیلم به کارگردانی آندری تارکوفسکی یکی از بهترین فیلمهای ژانر علمی-تخیلی محسوب میشود. در یک آیندهی دیستوپیایی، مردی به عنوان راهنما برای ورود به منطقه فعالیت میکند، ناحیهای قرنطینهشده که ورود به آن ممنوع است.
فیلم Stalker ناخوشایند و سخت است، اما تارکوفسکی تصاویر زیبایی را در تیکههای شکستهی دنیای دیستوپیاییاش خلق کرده است که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. فیلم به آرامی جلو میرود اما ارزش تماشای تفسیر عمیق فیلم از ایمان و امید را دارد.
۵- Never Let Me Go (2010)

رمان Never Let Me Go به نویسندگی کازوئو ایشیگورو یکی از محبوبترین رمانها در میان مردم است، اما اقتباس سینمایی آن نتوانست به آن محبوبیت برسد. سه دوست، پیوندی ناگسستنی با یکدیگر ایجاد میکنند و این پیوند وقتی که متوجه حقیقت وجود خود میشوند، مورد آزمایش قرار میگیرد.
المانهای علمی-تخیلی در فیلم Never Let Me Go تنها پنجرهای برای ایجاد روایت داستانی دراماتیک بین شخصیتها است. فیلم Never Let Me Go غمگین و دردآور است و همانند دیگر آثار خوب علمی-تخیلی، مشکلات دنیای معاصر را به تصویر میکشد.
۴- Paprika (2006)

ساتوشی کُن، اسطورهی دنیای انیمه، خیلی زود این دنیا را ترک کرد، اما میراث ارزشمندی از خود به جای گذاشت. انیمه Paprika یک شاهکار علمی-تخیلی است و داستان مامور رویایی را روایت میکند که باید یک تکنولوژی دزدیدهشده را از تروریستها پس بگیرد.
در میان صحنههای اکشن جذاب و استفاده از احتمالا بیشمار رویاها، انیمهی Paprika روایت شخصیتمحور عمیق و پیچیدهای ارائه میدهد. تمام کارهای ساتوشی کن چندلایه هستند، اما Paprika نه تنها زیبایی کارهای دیگر را دارد، بلکه چیزی بیشتر ارائه میدهد.
۳- Primer (2004)

فیلم Primer با بودجهای ناچیز توانست تکان دوبارهای به ژانر سفر در زمان بدهد. دو مهندس نرم افزار موفق میشوند یک ماشین زمان اختراع کنند، اما خیلی زود غرق در سفر به زمانهای مختلف میشوند. به جای استفاده از یک جریان ساده، سفر در زمان در فیلم Primer به طور عامدانه پیچیده است و فهم آن شاید برای عموم بینندگان سخت باشد.
فیلم Primer بینندگان را با مفاهیم پیچیده گیج میکند و در واقع شیرجهی عمیقی به جنبههای فلسفی و اخلاقی سفر در زمان است. تماشای فیلم Primer برای عموم نیست اما همچنان الماس نهفتهی بینقصی است که نباید نادیده گرفته شود.
۲- Sunshine (2007)

فیلم Sunshine با وجود استقبال منتقدین، شکست بدی در باکس آفیس داشت. در آینده، خدمهای فرستاده میشوند تا خورشید در حال مرگ منظومه شمسی را احیا کنند، اما عمیلات آنها به شکل خطرناکی به بیراهه کشیده میشود.
با استفاده از طراحی صحنهی جذاب و جالب، فیلم Sunshine داستان جست و جوی بشریت برای معنا در یک دنیای بیاحساس را روایت میکند. این فیلم در گذر زمان به لطف طرفدارانش دوباره شهرت خودش را بدست آورد.
۱- Strange Days (1995)
شکست فیلم Strange Days یکی از تراژدیهای سینمایی دههی ۹۰ میلادی است. در یک آیندهی نزدیک، یک پلیس سابق خاطرات دیگران را میفروشد تنها برای این که به یک توطئه گسترده و مرگبار منجر شود. این فیلم نه تنها یک اثر علمی-تخیلی خوب است، بلکه یک فیلم رازآلود پیچیده هم است.
کاترین بیگو با فیلم Strange Days نشان داد که در ژانرهای مختلف میتواند عملکرد خوبی داشته باشد و کارگردانیاش باعث شده تا این فیلم خودش را حفظ کند. این فیلم با به چالش کشیدن فناوریهای نوظهور، به پیامدهای آن میپردازد. این فیلم اثری است که در گذر زمان، بهتر میشود آن را درک کرد.
منبع: گیمفا