دانشگاه مستقل برای تولید علم

بوردیو، پدیده دانشگاه، استاد و دانشجو را مبتنی بر فضای ایماژها، تردیدها و آگاهیهای اقتضایی آن میداند. باید توجه کرد دانشگاه ساختار و ریختار شخصی و آنومیک خاص خود را دارد، بنابراین باید از هرگونه اعمال نفوذ و احیانا، دستاندازی در آن سخت پرهیز کرد.
کد خبر :
۵۷۳۹۲
بازدید :
۶۷۶

تحقیقا دانشگاههای ما از بدو تأسیس خود در ایران به علل مختلف جایگاه و منزلت مقبول و درخور اهداف خویش را نداشتهاند. با مرور مجمل وضعیت دانشگاههای ایران از قبل از انقلاب تا اکنون درمییابیم جز در نشر بعضا جنبههای آریستوکراتیک و فرهیختگی، دانشگاههای ایران چنان که بایدوشاید در راستای فونکسیون و کارویژههای معتبر جهانی -در چارچوب توسعه پایدار- حرکت نکرده و کماکان نمیکنند و البته این قصور و کاستی عمدتا ریشه در عدم شناخت دقیق موقعیت راهبردی و فلسفه وجودی دانشگاهها و همچنین سیاستزدگی مفرط آنها در این سرزمین داشته و دارد.
دکتر روحانی در بخشی دیگر از سخنرانی خود تأکید کرده: «اگر در دانشگاهی اولویت اول سیاست بود، آن دانشگاه دیگر دانشگاه نیست و این سخن به این معنا نیست که دانشگاه سیاستگریز باشد! بلکه، این به معنای آن است که دانشگاه اول باید به علم توجه کند و در کنار توجه به آن همینطور فرهنگ و سیاست و اشتغال، مهارتآموزی و کارورزی را نیز مدنظر قرار دهد».
از منظر آسیبشناسانه، باید گفت: شرط نخستین و از زمره الزامات اجتنابناپذیر تحقق این برنامهها و ایدهها، آن است که دولت باید همه اهتمام و ابرام خود را عملا و بیوقفه بهرسمیت شناختهشدن و متمایزکردن نهاد دانشگاه از سایر مؤسسات تولید فلهای مدارک معطوف کند و مضافا تمهیدات نظری و عملیاتی کافی استقلال دانشگاه را به جهت دموکراتیزهکردن آن به مدد نخبگان و دلسوزان فراهم آورد تا دانشگاه را از ورطه بازار سیاه حراج شبهدانشنامههای گوناگون -که بهویژه در دولت پیشین به نهایت انحراف رسید- نجات دهد و از طریق گماردن متفکران، دانشوران و متولیان لایق درجهیک بر مصادر تصمیمساز و تصمیمگیر علمی کشور در یک بازه تاریخی مشخص آن را به وضعیت مناسب و حقیقی خود درآورد!
دولت باید در راستای تدوین برنامههای پیشرو و تنظیم اسناد بالادستی از شدت و غلظت سیاستزدگی دانشگاه بکاهد و شرایط کنشگری سیاسی در دانشگاه را نرمال و به استانداردهای آکادمیک جهانی آن نزدیک کند.
دولت باید در راستای تدوین برنامههای پیشرو و تنظیم اسناد بالادستی از شدت و غلظت سیاستزدگی دانشگاه بکاهد و شرایط کنشگری سیاسی در دانشگاه را نرمال و به استانداردهای آکادمیک جهانی آن نزدیک کند.
علوم انسانی و دانش مدرن باید در درون و ژرفساختهای دانشگاهها جایگاه لطیف و رفیع خود را پیدا کند. از سوی دیگر دانشگاهها باید در همه مناسبات و الزامات خود بهدور از اوامر و نواهی کلیشهای و سترون، مختار و مستقل عمل کنند تا از این دالان به شرایط نخبه و شأنیت و مسئولیت نخستین و راستین تعریفشده خود در نظام دانایی و اجرائی جامعه لازم خود دست یابند.
نباید با دید ذاتانگارانه و بوروکراتیک، دانشگاه را بهمثابه ساختارها و سیستمهای دیگر درآورد! چنین نگاه و اقدامی در درازمدت بههیچوجه بهنفع و مصلحت کشور نبوده و نیست و باعث آن میشود مسائل کشور پروبلماتیک و ناهنجار شده و دانشگاهها دیگر مبدأ و گرانیگاه تحولات سازنده جامعه نباشند.
بوردیو، پدیده دانشگاه، استاد و دانشجو را مبتنی بر فضای ایماژها، تردیدها و آگاهیهای اقتضایی آن میداند. باید توجه کرد دانشگاه ساختار و ریختار شخصی و آنومیک خاص خود را دارد، بنابراین باید از هرگونه اعمال نفوذ و احیانا، دستاندازی در آن سخت پرهیز کرد. مراد از استقلال دانشگاه در این نوشتار آن است که نهاد دانشگاه باید بالذاته «خودبنیاد» و «خودفرمان» باشد و از پایگاهها و مراجع نامرتبط و غیرمسئول دانشگاهی، امریه نگیرد و بر طبیعت خود، فنسالارانه سر در کار اصلی خویش داشته باشد و فقط و فقط به اعتلا و ارتقای علمی کشور بیندیشد نه حوالی و حواشی متعارض با اهداف واقعی! در چنین منظر و چشماندازی، افکار و آحاد دانشگاهها به کمک شرایط ناهموار و آنومیک جامعه خواهند شتافت و برای امحا و اضمحلال مشکلات عدیده داخلی و خارجی نسخههای مفید خواهد پیچید.
۰