عشق به عمه، کودک‌ربایی عجیب را رقم زده بود!

عشق به عمه، کودک‌ربایی عجیب را رقم زده بود!

خان آقا که متهم بود پسربچه ١٠ ساله دوست خانوادگیشان را ربوده بود صبح دیروز پیش روی تیم تحقیق پرده از انگیزه اش برداشت. این مرد به خاطر عشق به عمه پسر بچه این سناریوی کودک ربایی را طراحی کرده بود.
کد خبر: ۱۳۸۳۶
بازدید : ۳۸۷۳
۲۶ اسفند ۱۳۹۴ - ۰۰:۴۱
عشق به عمه، کودک‌ربایی عجیب را رقم زده بود!
خان آقا که متهم بود پسربچه ١٠ ساله دوست خانوادگیشان را ربوده بود صبح دیروز پیش روی تیم تحقیق پرده از انگیزه اش برداشت. این مرد به خاطر عشق به عمه  پسر بچه این سناریوی کودک ربایی را طراحی کرده بود.

شامگاه پانزدهم اسفندماه، مرد هراسانی در تماس با پلیس ١١٠، گم‌شدن پسر ١٠ ساله‌اش به نام محمدرضا را خبر داد.

این مرد گفت: «محمدرضا هر روز بعد از مدرسه برای کار به کارگاه خیاطی می‌رفت که یکی از دوستانم معرفی کرده است و در ماه‌های آخر سال تا ساعت ٩ شب آنجا می‌ماند اما امشب پسرم ساعت ٧:٣٠ غروب به خانه آمد و بار دیگر از خانه بیرون رفت و دیگر باز نگشت.»

پس از اعلام این شکایت موضوع در دستور کار ماموران قرار گرفت و تلاش در این رابطه آغاز شد.

درحالیکه ماموران تجسس های خود را در رابطه با پیدا کردن پسربچه مرحله به مرحله انجام می دادند، ساعت ٤ صبح، مردی با پلیس تماس گرفت و خبر از یک کودک ربایی در خانه اش داد.

بلافاصله کارآگاهان به همراه سیفی بازپرس شعبه چهارم دادسرای جنایی تهران راهی محل حادثه در خیابان شوش شدند. محل این کودک ربایی، خانه ای قدیمی بود که کارآگاهان به محض ورودشان به این خانه، با پسربچه ای روبه‌رو شدند که دست و پایش بسته شده و روی سرش نایلونی کشیده شده بود. این پسر نیمه بیهوش روی زمین افتاده بود. تحقیقات نشان می داد که او همان محمدرضای ناپدید شده است.

با این مدارک، صاحبخانه به نام «خان‌آقا» ٢٦ ساله دستگیر شد اما با وجود شواهد هرگونه آدم‌ربایی را تکذیب کرد.

اما دو میهمان او با پیدا کردن پسر نوجوان در زیرزمین از او عکس گرفتند و به پلیس دادند. این دو مرد ادعا کردند میهمان خانه خان آقا بودند که چمدان مرموز را دیدند و بعد در زیرزمین باپسربچه‌ای در شرایط اسفناک روبه‌رو شده و سریع پلیس را خبر کرده‌اند. مرد جوان در بازجویی ها به داستانسرایی پرداخت و خود را بی گناه می دانست.

او گفت: از یکی از دوستانم شنیدم دو نفر از کسانی که من می‌شناسم محمدرضا را دزدیده‌اند. من پیگیری کردم و آنها پس از تماس من ٢٠ هزار دلار برای آزادی این پسر پول خواستند که من تحویلشان دادم و محمدرضا را تحویل گرفتم.

وقتی معامله با آدم‌رباها را انجام دادم آنها محمدرضا را دست و پا بسته در چمدان تحویل من دادند و من هم همانطور او را به خانه آوردم.

با اظهارات مرد آدم‌ربا و خانواده محمدرضا، بازپرس سیفی دستور بازداشت این مرد را صادر کرد.در حالی که تحقیقات ادامه داشت خان آقا در بازجویی پرده از جزییات این کودک ربایی برداشت و گفت:عاشق عمه محمد رضا بودم می خواستم با این نقشه  او را جذب خودم کنم.

محمد رضا را بی هوش کردم. دست و پای او را بستم و داخل چمدان انداختم. می خواستم نقش بازی کنم. همه تصور کنند من ناجی این پسر بودم.حتی گفتم که ٢٠ هزار دلار هم به آدم ربایان پرداخت کردم تا محمد رضا را تحویل بگیرم. اما فایده ای نداشت. میهمانان خانه ام با دیدن محمد رضا که داخل چمدان بود پلیس را در جریان قرار دادند.

با ادعاهای خان آقا متهم به آدم ربایی برای تحقیقات تکمیلی در اختیار مأموران پلیس آگاهی قرار گرفت.
برچسب ها: کودک ربایی حوادث
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه
راز بزرگ در پشت بدن انسان
شاهراه ارتباطی بدن را بهتر بشناسید

راز بزرگ در پشت بدن انسان

عجیب‌ترین سوالات مصاحبه شغلی!
شاید برای شما هم پیش آمده باشد

عجیب‌ترین سوالات مصاحبه شغلی!