ویدیو/ آقامحمدخان: بیست هزار چشم میخواهم
نزدیک به ۲۳۰ سال از فاجعه قتل عام، تبعید و کور شدن مردم کرمان به دست آقا محمد خان قاجار میگذرد، حادثهای که کرمان را چشمخانه تاریخ ساخت. شاه قاجار پس از روزهای محاصره کرمان وقتی که توانست به کرمان وارد شود، دستور داد که کوهی بلند از چشمان مردم کرمان پیش روی وی بسازند.
کد خبر :
۵۱۹۹۳
بازدید :
۱۳۵۲۱
نزدیک به ۲۳۰ سال از فاجعه قتل عام، تبعید و کور شدن مردم کرمان به دست آقا محمد خان قاجار میگذرد، حادثهای که کرمان را چشمخانه تاریخ ساخت. شاه قاجار پس از روزهای محاصره کرمان وقتی که توانست به کرمان وارد شود، دستور داد که کوهی بلند از چشمان مردم کرمان پیش روی وی بسازند؛ و سرانجام شاه زند نیز پس از فرار به ارگ بم در این منطقه دستگیر و کشته شد.۲۰ هزار جفت چشم مردم بیگناه کرمان به پای شاه قاجار ریخته شد. به دستور وی تمام مردان شهر کور شدند این فاجعه منجر شد جوبی از خون توسط یکی از سفاکترین انسانهای تاریخ بشیریت از چشمان مردم کرمان جاری شود و به این ترتیب مردم کرمان همچنان از این قاجار به عنوان یکی از منفورترین افراد یاد میکنند.
اشتباه دیگری که شعلههای بیشتر آن فاجعه را موجب شد تمسخر آقا محمد خان و سرودن و خواندن اشعار هجو برای او بود. هر شامگاه از فراز برجهایی که به دروازه وصل بود، عدهای که به آنها نقاره چی میگفتند پس از نواختن طبل و دهل و دادن شعارهایی که غروب را اعلام میکرد و ضوابط ویژه شب را یادآور میشد اشعاری در هجو آقامحمدخان میخواندند. روایت تاریخی دیگری نیز حضور زنان کرمانی را در این صحنه نشان میدهد که عصر هنگام بر بلندیها رفته و دسته جمعی این خان قاجار را به تمسخر میگرفتند. به این دلیل بوده، که آتش کینه دیوانهای که بی میمست و بی شراب شوریده بوده، شعله ور شده است.
اشتباه دیگری که شعلههای بیشتر آن فاجعه را موجب شد تمسخر آقا محمد خان و سرودن و خواندن اشعار هجو برای او بود. هر شامگاه از فراز برجهایی که به دروازه وصل بود، عدهای که به آنها نقاره چی میگفتند پس از نواختن طبل و دهل و دادن شعارهایی که غروب را اعلام میکرد و ضوابط ویژه شب را یادآور میشد اشعاری در هجو آقامحمدخان میخواندند. روایت تاریخی دیگری نیز حضور زنان کرمانی را در این صحنه نشان میدهد که عصر هنگام بر بلندیها رفته و دسته جمعی این خان قاجار را به تمسخر میگرفتند. به این دلیل بوده، که آتش کینه دیوانهای که بی میمست و بی شراب شوریده بوده، شعله ور شده است.
گوینده: سحربنی هاجر
کاری ازگروه صدا و تصویر فرادید
۱