مردم را در فقر هم می‌توان شاد کرد
ناصرفکوهی درباره تزریق شادابی و امید به جامعه:

مردم را در فقر هم می‌توان شاد کرد

بسیاری از کشور‌های در حال توسعه هستند که در شرایط اقتصادی بسیار سخت­‌تری از ما به سر می­‌برند. در کشور‌هایی مثل پاکستان و یا هندوستان و حتی تایلند یا ویتنام مردم به شدت از فقر و کمبود‌های گوناگون رنج می­‌برند. حتی در کشور‌های توسعه یافته بسیاری از مردم هستند که در بدترین شرایط اقتصادی هستند. اما در همه این کشورها، فشار را در زمینه­‌های دیگر به حداقل ممکن می­‌رسانند تا گروه‌های آسیب‌پذیر بتوانند از لحاظ روحی خود را حفظ کرده و احتمالا راه حلی پیدا کنند.
کد خبر: ۶۵۸۱۴
بازدید : ۵۰۹۲
۰۲ دی ۱۳۹۷ - ۱۴:۳۶
مردم را در فقر هم می‌توان شاد کرد
 
سعیدشمس| مشکلات معیشتی و روزمره جامعه هر روز بیشتر می‌شود. فشار‌های اقتصادی و نوساناتی که هر روز شوک تازه‌ای به جامعه وارد می‌کنند باعث شده تا انزوای جامعه و مردمی که در آن زندگی می‌کنند افزایش یابد و همین امر مهم نیز از میزان بازدهی و اثر گذاری افراد می‌کاهد.
 
میزان امید به زندگی و نشاط برای داشتن فردایی بهتر اکنون تحت تاثیر مشکلات عدیده اقتصادی و معیشتی شهروندان قرار گرفته است و این در حالی است که برخی جامعه شناسان و تحلیل‌گران اجتماعی بر این باورند که در همین شرایط سخت نیز می‌توان با تدبیر صحیح دولت، شرایطی را فراهم کرد که عموم مردم زندگی بهتری را داشته باشند.
 
«ناصر فکوهی» از جمله همین کارشناسان است که بر این باور است «حتی با وجود تهدید و تحدید‌های اقتصادی که تامین ابتدایی­‌ترین ملزومات را برای مردم دشوار می­‌کند، تصمیم­‌گیران می­‌توانند با اتخاذ تصمیم‌­هایی شادابی و نشاط اقلی را به­‌وجود بیاورند».
 
این چهره در گفت‌­وگویی می‌گوید: «حتی در کشور‌های توسعه یافته نیز بسیاری از مردم در بدترین شرایط اقتصادی به سر می‌برند، اما در همه این کشورها، فشار را در زمینه­‌های دیگر به حداقل ممکن می‌­رسانند. برای نمونه در کشوری مثل فرانسه گروه‌های فقیر از حق استفاده رایگان از وسایل حمل و نقل عمومی­ و استفاده از همه مراکز فرهنگی و موزه‌­ها برخوردار هستند و دولت آن‌ها را بیمه می‌­کند و به سلامت‌­شان در حداقل­‌ها می­‌رسد. این امر سبب می­‌شود که فشار اقتصادی بر این گروه‌­ها کمتر احساس شود.

دولت وارد میدان شود
این روز‌ها به نظر می‌رسد که فضای عمومی به­‌هم ­ریخته است و نوعی ناامیدی پررنگی مشاهده می­‌شود. سوال این است که راه­کار یا راه­کار‌های لازم و البته غیر اقتصادی برای به آرامش رساندن جامعه چه چیز‌هایی هستند؟
 
فکوهی در این باره معتقد است: گروهی از راهکار‌ها را باید در دراز مدت یا میان مدت دید که بیشتر آن‌ها در فرایند فسادزدایی از سیستم و عقلانی کردن روابط دولت و سیاست­‌گذاری‌­های آن است. اما گروهی از راهکار‌ها نیز در کوتاه ­مدت قابل انجام است. وقتی جامعه‌­ای در موقعیت بحران و شرایط سخت و فشار قرار گرفته است، باید در عین تلاش برای کاهش آن فشار (که راهکار‌هایی اقتصادی را می­‌طلبد) فشار را در زمینه­‌های دیگر به حداقل برساند.
 
این جامعه‌شناس ادامه می‌دهد: «وقتی مردم ما زیر فشار گرانی و ناپایداری موقعیت اقتصادی هستند، وجود فشار‌هایی در زمینه اجتماعی و فرهنگی و زندگی روزمره به شدت فشار در زمینه نخست (اقتصادی) را تشدید می‌­کند».
 
وی در این زمینه مثالی را مطرح کرده و می‌گوید: امروز بسیاری از کشور‌های در حال توسعه هستند که در شرایط اقتصادی بسیار سخت­‌تری از ما به سر می­‌برند. در کشور‌هایی مثل پاکستان و یا هندوستان و حتی تایلند یا ویتنام مردم به شدت از فقر و کمبود‌های گوناگون رنج می­‌برند. حتی در کشور‌های توسعه یافته بسیاری از مردم هستند که در بدترین شرایط اقتصادی هستند. اما در همه این کشورها، فشار را در زمینه­‌های دیگر به حداقل ممکن می­‌رسانند تا گروه‌های آسیب‌پذیر بتوانند از لحاظ روحی خود را حفظ کرده و احتمالا راه حلی پیدا کنند.

اثر گذاری جشن‌های عمومی بر زندگی مردم
فکوهی معتقد است که «در بسیاری از کشور‌های فقیر جهان سومی، مردم از آزادی اجتماعی نسبتا بالایی برخوردارند، می­‌توانند جشن‌­های خیابانی بگیرند، از کنسرت­‌های رایگان در خیابان یا در ­تالار‌های ویژه برخوردار باشند، شادی ممنوع نیست و زندگی را می‌­توان به­‌صورت­‌های مختلف در بسیاری از لحظات خوب و آرامش بخش احساس و تجربه کرد».
 
وی ادامه می‌دهد: مردم در سبک­‌های زندگی خود آزادند و از حقوق سیاسی و به خصوص حق اعتراض و اظهار نظر برخوردارند، ولو آنکه ترتیب اثری به حرف و اعتراض‌­شان داده نشود. این‌ها می­‌توانند برای ما الگو‌هایی باشند که کاملا قابل اجرا هستند، ولو آنکه به­‌صورت تدریجی آن‌ها را اجرا کنیم. امروز در کشور ما تنها ثروتمندان هستند که به­‌دلیل قدرت اقتصادی بسیار بالای خود می­‌توانند تمام زندگی خود را به حوزه خصوصی خویش یعنی خانه­‌های خود و حلقه­‌های خویش برده و در آنجا به­‌گونه‌ای که می‌­خواهند زندگی کنند و کم‌ترین مزاحمت را در زندگی خود شاهد باشند.
 
اما اکثریت مردم باید از فشار‌هایی اغلب بی­‌معنا که ناشی از سلطه یک سبک زندگی بر سبک‌­های زندگی دیگر است، رنج ببرند. این‌­گونه فشار‌ها تحمل و مقاومت را در برابر فشار‌های اقتصادی را به­‌شدت کاهش داده و سیستم را شکننده می­‌کند.
 
به گفته فکوهی، در این شرایط به­‌گمان من نقش دشمنان و مخالفان را نیز نباید نادیده گرفت که از درون تشویق می‌کنند که این گونه فشار‌های اجتماعی و فرهنگی هر روز افزایش یافته یا هر راه­‌حل و برنامه­‌هایی که برای کاهش آن‌ها مطرح می‌­شود را با شکست روبه‌رو می­‌کنند.
 
می‌بینیم که برای موضوعی به‌­سادگی حضور زنان در ورزشگاه‌­ها، یا برگزاری کنسرت­‌ها ما چه اندازه مشکل داریم. به­‌گمان من بیشتر از آنکه در این موارد به‌­دنبال رد پای ایدئولوژی باشیم، باید رد پای مخالفان و براندازان را بجوییم که مایلند شرایط را به حدی از سختی برسانند که به­‌شورش عمومی برسند؛ بنابراین در یک کلام هر اندازه آزادی‌های اجتماعی را بیشتر و از فشار و سخت­گیری و دخالت در زندگی مردم و سبک زندگی آن‌ها بکاهیم، می‌­توانیم مقاومت در برابر فشار‌های اقتصادی را در کوتاه مدت افزایش دهیم.
 
البته این کار هزینه­‌ها و خطراتی هم در بر دارد، اما همه قابل مدیریت هستند. کافی است به مردم خود اعتماد کنیم و این اعتماد بی­‌پاسخ نخواهد ماند و با اعتماد بالاتری پاسخ خواهد گرفت.

فساد و نقش مخرب آن بر زندگی مردم
«فساد به­‌نظر من نقش اساسی را دارد. به دلیل آنکه هر اندازه جامعه با مشکلات بیشتری روبه‌رو باشد، فساد می­‌تواند سود بیشتری را نصیب گروهی از افراد بکند».
 
فکوهی در ادامه سخنان خود با اشاره به نقش مخرب فساد در زندگی اجتماعی مردم، تصریح می‌کند: چه کسانی بیشترین مخالفت را با «برجام» و عادی شدن روابط ایران با همسایگان و با کشور‌های اروپایی داشتند و دارند؟ کسانی که با بازگشت تحریم می‌توانند سود‌های نجومی را به جیب خود واریز کنند و البته با این کار کل نظام را با خطر فروپاشی روبه‌رو کنند. چه کسانی با اقدامات خود مانع از بالا رفتن آبرو و اعتبار ایران در روابط بین­‌المللی می­‌شوند؟
 
کسانی­‌که در تنش با جهان از سود‌های سرشار برخوردار می­‌شوند. فساد حرف اول و آخر را می­‌زند. اما چیزی که باید همه مسئولان و حتی افراد فاسد به آن توجه کنند، این است که به­‌دلیل توسعه­‌ای که ایران شاهدش بوده است و سرریز این توسعه و توزیع عمومی آن بر پهنه سرزمین، یعنی پراکنش زیادی که داشته است، نمی­‌توان ایران را بر اساس الگو‌های فاسدی که مثلا ما در ترکیه، یا در روسیه یا در چین می­‌بینیم، اداره کرد.
 
البته شک زیادی هست که ما روزی بتوانیم فساد را کاملا از میان ببریم، زیرا در هیچ کشوری این اتفاق نیفتاده است. اما هر اندازه کشور توسعه بیشتری بیابد، اصولا رفتار‌های فساد­انگیز کمتر می­‌توانند به انجام برسند.
 
فساد بیشتر از هر کجا در پهنه‌­های سرزمینی رشد و توسعه نیافته و در میان مردمانی با سرمایه فرهنگی پایین امکان­پذیر است.
 
وی اظهار می‌دارد: امروز که اکثریت بزرگ جمعیت ما را جوانان و آن هم بخش بزرگی از جوانان تحصیلکرده تشکیل می­‌دهند که در پهنه سرزمین پراکنش دارند، امکان مدیریت مبتنی بر رفتار‌های فساد­برانگیز و یا نولیبرالیسم که خود بستری مناسب برای فساد اقتصادی است، وجود ندارد، مگر با به خطر انداختن هر چه بیشتر کل سیستم.

فساد سیستماتیک و لزوم توسعه‌های اجتماعی و فرهنگی
این جامعه شناس تصریح می‌کند: همه اشکال فساد در همه کشورها، سیتماتیک است؛ اما این سیستماتیسم بنا بر مورد کاهش یافته یا افزایش می­‌یابد. اگر ما فساد سیستمی نداشته باشیم، صرفا با رفتار‌های غیر­قانونی و دزدی و اختلاس‌­های فردی سر و کار داریم که به آن‌ها فساد گفته نمی­‌شود.
 
فساد همواره دارای ساختار است؛ حال این ساختار می­‌تواند مبتنی بر نظام‌­های خویشاوندی و مافیایی باشد (مثل ایتالیا) یا مبتنی بر نظام‌­های سیاسی (نظیر روسیه) یا حزبی (نظیر چین) یا سرمایه­‌داری (نظیر آمریکا) یا ترکیب ناهمگن از این‌ها (نظیر اکثر کشور‌های جهان سومی). ما هم در این رده قرار می‌­گیریم.
 
مبارزه با فساد نیاز به برنامه­‌ریزی کوتاه­‌مدت و­درازمدت دارد. اما قانونی داریم و آن این است که هر اندازه توسعه سیاسی و اجتماعی و فرهنگی بیشتری در یک کشور اتفاق بیفتد و به خصوص این توسعه روی پهنه سرزمین توزیع مناسبی شده باشد و همه فضا‌ها را در بر بگیرد، ساختار‌های فساد ضعیف­‌تر و محدود­تر می­‌شوند.
 
منبع: روزنامه قانون
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه