ژانرنویسی تازه اول راه است

رمان «آدم نما» رمانی است که در ژانر علمی - تخیلی و زیرژانر پادآرامانشهری نوشته شده. مخاطبانی که با این ژانر آشنایی دارند، میدانند با چه حال و هوایی سر و کار خواهند داشت.
کد خبر :
۶۸۵۸۰
بازدید :
۱۸۳۷

ضحیکاظمی نویسندهای است که تلاش میکند رگههایی از ژانر علمی- تخیلی را از نگاهی ویژه، وارد چرخه ادبیات داستانی کند. از کاظمی تاکنون آثاری چون «خاک آدمپوش، کاجزدگی، سینشین، آغاز فصل سرد، سال درخت و...» منتشر شده است. این نویسنده علاوه بر نوشتن برای گروه سنی بزرگسال کارهایی هم برای گروهسنی نوجوان نوشته است. کاظمی در این گفتگو از جهان داستانیاش گفته و دلبستگیهایش با ژانری خاص.
خانمکاظمی! به عنوان اولین پرسش میخواهم از تازهترین کتاب شما بپرسم. پرسشم این است که این کتاب دارای چه حس و حالی است و خوانندگان برای بهتر فهمیدن آن باید به چه نکاتی توجه کنند؟
رمان «آدم نما» رمانی است که در ژانر علمی - تخیلی و زیرژانر پادآرامانشهری نوشته شده. مخاطبانی که با این ژانر آشنایی دارند، میدانند با چه حال و هوایی سر و کار خواهند داشت. در رمانهای پادآرمانشهری، فضای جامعهای ایدهآل در آینده به تصویر کشیده میشود، اما همان طور که در مقدمه کتاب هم به آن اشاره شده، آرمانشهر عدهای از افراد جامعه میتواند کابوس دیگران باشد.
خانمکاظمی! به عنوان اولین پرسش میخواهم از تازهترین کتاب شما بپرسم. پرسشم این است که این کتاب دارای چه حس و حالی است و خوانندگان برای بهتر فهمیدن آن باید به چه نکاتی توجه کنند؟
رمان «آدم نما» رمانی است که در ژانر علمی - تخیلی و زیرژانر پادآرامانشهری نوشته شده. مخاطبانی که با این ژانر آشنایی دارند، میدانند با چه حال و هوایی سر و کار خواهند داشت. در رمانهای پادآرمانشهری، فضای جامعهای ایدهآل در آینده به تصویر کشیده میشود، اما همان طور که در مقدمه کتاب هم به آن اشاره شده، آرمانشهر عدهای از افراد جامعه میتواند کابوس دیگران باشد.
معمولا چنین آرمانشهرهایی با نفی فردگرایی در سطح جامعه همراه هستند. آدم نما هم از این قاعده مستثنی نیست. قهرمان داستان زنی است که در اواخر دوران ۴۰ ساله حرفه نویسندگی به سر میبرد. در این دنیا که به واسطه تکنولوژی پیشرفته سلولهای بنیادی و بازتولید اندامهای بدن از آنها، انسانها بر بیماری و مرگ غلبه کردهاند، هر فرد از جامعه در هر ۴۰ سال از زندگی خود، حرفهای را بر عهده میگیرد.
هر چه شهروندان در کار و جامعه مطیعتر و به قوانین پایبندتر باشند، جراحیهای بهبود آنها که همان نوسازی اندامهای بدنشان است، به موقع صورت میگیرد و با دریافت آن میتوانند از مزایای زندگی لوکس بهرهمند شوند. اما قهرمان داستان به زندگی یکنواخت روباتوار قانع نیست. او کتابهایی مینویسد که برایش دردسر درست میکند و برای سرکوب میل طغیان، به جراحی اجباری پاکسازی سلولهای مغز و حذف حافظهاش محکوم میشود. این رمان به صورت معمایی نوشته شده.
خواننده همراه راوی اول شخص داستان، به مرور بخشهای حذف شده حافظه راوی را مییابد. در طول حل معمای دلایل حذف حافظه راوی، جهان آرمانشهر آینده به تصویر کشیده میشود و اتفاقات غیر مترقبهای که در جهان افتاده، بیگناهی راوی را زیر سوال میبرد. آدم نما در اصل یک تریلر معمایی است که در ژانر علمی - تخیلی نوشته شده.
بخش علمی این رمان بر اساس تکنولوژی سلولهای بنیادی است که ایران از کشورهای پیشرو در این تکنولوژی است. در ضمن برخی از مسائل مطرح شده در رمان با اینکه در دنیایی متفاوت نسبت به جهان ما میگذرد، برای خواننده ایرانی ملموس است و سعی کردهام بخشی از دغدغههای امروز را به شکلی آشنازدا شده در این کتاب مطرح کنم.
شما در سهزمینه ترجمه، ادبیات کودک و ادبیات بزرگسال فعالیتمیکنید. همه ما میدانیم که هر کدام از این رشتهها به تمرکزی صددرصدی نیازمندند. برای من همیشه این پرسش مطرح بوده که پیشبرد همزمان این حوزهها را چگونه مدیریت میکنید؟
ترجمه را به صورت تفریحی انجام میدهم و گاهی برای کسب درآمد. هیچ وقت روی ترجمه تمرکز کامل نداشتهام و به صورت حرفهای ترجمه را دنبال نکردهام. ادبیات کودک و نوجوان و بزرگسال تفاوتهای اساسی با هم دارند. تجربه من در نوشتن ژانر علمی - تخیلی و فانتزی به من کمک کرد تا بتوانم به ادبیات کودک و نوجوان وارد شوم. مجموعه دنیای آدمنباتیها یک مجموعه نوجوان در ژانر علمی - تخیلی است. هر زمان موضوعی ذهنم را درگیر کند روی همان ایده تمرکز میکنم.
بخش علمی این رمان بر اساس تکنولوژی سلولهای بنیادی است که ایران از کشورهای پیشرو در این تکنولوژی است. در ضمن برخی از مسائل مطرح شده در رمان با اینکه در دنیایی متفاوت نسبت به جهان ما میگذرد، برای خواننده ایرانی ملموس است و سعی کردهام بخشی از دغدغههای امروز را به شکلی آشنازدا شده در این کتاب مطرح کنم.
شما در سهزمینه ترجمه، ادبیات کودک و ادبیات بزرگسال فعالیتمیکنید. همه ما میدانیم که هر کدام از این رشتهها به تمرکزی صددرصدی نیازمندند. برای من همیشه این پرسش مطرح بوده که پیشبرد همزمان این حوزهها را چگونه مدیریت میکنید؟
ترجمه را به صورت تفریحی انجام میدهم و گاهی برای کسب درآمد. هیچ وقت روی ترجمه تمرکز کامل نداشتهام و به صورت حرفهای ترجمه را دنبال نکردهام. ادبیات کودک و نوجوان و بزرگسال تفاوتهای اساسی با هم دارند. تجربه من در نوشتن ژانر علمی - تخیلی و فانتزی به من کمک کرد تا بتوانم به ادبیات کودک و نوجوان وارد شوم. مجموعه دنیای آدمنباتیها یک مجموعه نوجوان در ژانر علمی - تخیلی است. هر زمان موضوعی ذهنم را درگیر کند روی همان ایده تمرکز میکنم.
اگر ایده برای رمان بزرگسال مناسب باشد، بزرگسال مینویسم و اگر برای داستان نوجوان مناسبتر باشد، نوجوان. ایده تعیین میکند ژانر مناسب برای بیانش چه ژانری است و برای کدام گروه سنی مخاطب مناسب است. بعضیها میتوانند همزمان روی چند کار متمرکز شوند.
زمانی که در حال نوشتن رمان هستم، به سختی میتوانم کار دیگری انجام دهم. به خصوص از یک سوم کتاب به بعد، داستانی که مینویسم تمام ذهن من را درگیر میکند و به سختی میتوانم از آن فاصله بگیرم. اما بعد از پایان نسخه اول تا شروع بازنویسی و بعد از تحویل داستان تا شروع نوشتن بعدی زمانهای خالی دارم که به ترجمه و کارهای دیگر تخصیص میدهم.
ظهور نویسندگان زن در این سالها رشد قابل توجهی داشته که جای خوشحالی دارد. خیلی از دوستان در عالم ادبیات قائل به نوعی ادبیات زنانه و ادبیات مردانه هستند که ظاهرا دست و پاگیر به نظر میرسد. این تقسیمبندیها از نگاه شما مفهومی دارد؟
خیلی طبیعی است که نویسنده زن از دغدغههای شخصی خودش بنویسد و به واسطه جنسیتش بخش زیادی از این دغدغهها زنانه باشند. مشابه همین موضوع هم برای نویسندگان مرد صدق میکند. اما به طور کلی با این تقسیمبندیها موافق نیستم. به خصوص برای نویسندگانی که ژانر مینویسند این دستهبندیها کاربردی ندارد. برای مثال نویسندگان زن جنایینویس، قهرمانان کارآگاه مرد دارند.
ظهور نویسندگان زن در این سالها رشد قابل توجهی داشته که جای خوشحالی دارد. خیلی از دوستان در عالم ادبیات قائل به نوعی ادبیات زنانه و ادبیات مردانه هستند که ظاهرا دست و پاگیر به نظر میرسد. این تقسیمبندیها از نگاه شما مفهومی دارد؟
خیلی طبیعی است که نویسنده زن از دغدغههای شخصی خودش بنویسد و به واسطه جنسیتش بخش زیادی از این دغدغهها زنانه باشند. مشابه همین موضوع هم برای نویسندگان مرد صدق میکند. اما به طور کلی با این تقسیمبندیها موافق نیستم. به خصوص برای نویسندگانی که ژانر مینویسند این دستهبندیها کاربردی ندارد. برای مثال نویسندگان زن جنایینویس، قهرمانان کارآگاه مرد دارند.
به صورت کلی در ژانر جنایی مضمون اصلی داستان عدالت است و در ژانر علمی - تخیلی انسان به معنی ذاتیاش محور اصلی داستان است. نوشتن از مفاهیم عمیق انسانی و پرداختن به مضامین پایهای و اساسی، جایی برای دستهبندیهای زنانه و مردانه باقی نمیگذارد. البته ژانرنویسی هنوز در ایران نوپاست. همچنان میبینیم که بیشتر نویسندههای زن درباره زنان مینویسند، از شخصیتهای اصلی زن استفاده میکنند و مسائل و مشکلات آنها را در داستانهایشان روایت میکنند. این هم به خودی خود منفی نیست.
بیان مشکلات زنان و پرداختن به آنها به خصوص در ۲۰ سال گذشته قدم رو به جلویی بوده و باعث شده مشکلات زنان جامعه ما مطرح شوند و به مرور راهکارهاییهای برای رفع این معضلات مد نظر قرار گیرد. هر چند بیشتر صدایی که به زنها داده شده، مربوط به زنان طبقه متوسط بوده و تکرار بیان مسائل آنها در رمانهای فارسی، بعضی از مخاطبان را دلزده کرده؛ تکرار چنین داستانهایی کمکم به نوعی غر زدن تبدیل شده و مخاطب را پس میزند. مشابه همین در نوشتههای نویسندگان مرد هم به چشم میخورد، اما اینبار با بیان دغدغههای مرد ناراضی و تنهای طبقه متوسط جامعه.
یکی از علایق شما درنوشتن، توجه به ژانرعلمی - تخیلی است و بیشتر کارهایتان هم حول همین ژانر تولید شدهاند. برای ما بگویید که وضعیت این ژانر درکشورمان چه وضعیتی دارد و اصولا برخورد مخاطبان با چنین آثار چگونه است؟
در ژانر فانتزی داستانهای تالیفی زیادی داریم، به خصوص برای گروه سنی کودک و نوجوان. اما علمی - تخیلی در ذات خود نگاهی بدبینانه به آینده، علم، تکنولوژی و تاثیرات آن روی زندگی انسان دارد. این ژانر با توجه به رویکرد بدبینانهاش چندان مناسب گروه سنی کودک و نوجوان نیست. شاید اولین اشتباه ما در برخورد با این ژانر همین بوده است. علمی - تخیلی نگاهی عمیق و فلسفی به جایگاه انسان در جهان پیرامونیاش دارد و عمق این مفاهیم برای نوجوانان قابل درک نیست.
یکی از علایق شما درنوشتن، توجه به ژانرعلمی - تخیلی است و بیشتر کارهایتان هم حول همین ژانر تولید شدهاند. برای ما بگویید که وضعیت این ژانر درکشورمان چه وضعیتی دارد و اصولا برخورد مخاطبان با چنین آثار چگونه است؟
در ژانر فانتزی داستانهای تالیفی زیادی داریم، به خصوص برای گروه سنی کودک و نوجوان. اما علمی - تخیلی در ذات خود نگاهی بدبینانه به آینده، علم، تکنولوژی و تاثیرات آن روی زندگی انسان دارد. این ژانر با توجه به رویکرد بدبینانهاش چندان مناسب گروه سنی کودک و نوجوان نیست. شاید اولین اشتباه ما در برخورد با این ژانر همین بوده است. علمی - تخیلی نگاهی عمیق و فلسفی به جایگاه انسان در جهان پیرامونیاش دارد و عمق این مفاهیم برای نوجوانان قابل درک نیست.
به قولی جهان فانتزی، جهانی غیر محتمل است که دوست داریم به آن دست یابیم، اما علمی - تخیلی دنیای محتملی را پیش روی ما به تصویر میکشد که دوست داریم از آن پرهیز کنیم. من از رمان سال درخت به بعد در حوزه ادبیات گمانهزن شروع به نوشتن کردم. کاجزدگی اولین رمان علمی - تخیلی من بود که در زیرژانر آخرالزمانی نوشته شده. بعد از آن مجموعه علمی - تخیلی نوجوانم را نوشتم و بعد رمان فانتزی-تاریخی خاک آدمپوش. آدم نما هم تازهترین کار منتشر شده من در ژانر علمی تخیلی است.
دوستان نویسنده دیگری هم شروع به نوشتن در ادبیات گمانهزن کردهاند. بیشتر تمرکز بر فانتزی، جنایی و وحشت بوده و علمی - تخیلی کمتر نوشته شده. امیدوارم نویسندههای نسل بعدی با دست پر وارد بازار ژانر علمیتخیلی شوند. برخورد مخاطب در ابتدا ترکیبی از نوعی انکار و بدبینی بود. اما کتابها که خوانده شدند با واکنشهای مثبتی مواجه شدیم. مشکل اصلی من به عنوان نویسنده علمی - تخیلی این است که آثار زیاد تالیفی در این زمینه وجود ندارد و مخاطب، کتابِ من را با بهترین آثار علمی - تخیلی جهان که از فیلترهای زیادی گذشته و به عنوان اثری شاخص ترجمه شده، مقایسه میکند.
این به معنی است که منِ نویسنده باید تلاش کنم تا آثارم از نظر خلاقیت و کیفیت پایینتر از بهترینهای سطح جهانی نباشد. مسلم است که چنین چالشی برای هر نویسندهای بسیار دشوار و طاقتفرسا است. امیدوارم حتی اگر من و نویسندگان عزیزِ همدوره من نتوانستند در این رقابت پیروز شویم، دستکم بتوانیم سنگ بنایی را بگذاریم که نویسندگان تازهنفس نسل بعدی لازم نباشد از صفر شروع کنند و راه جدیدی برایشان باز شده باشد.
امسال جایزه ادبی نوفه برای بهترین رمان گمانهزن برگزار شد که فکر میکنم تاثیر مثبتی روی شناخت و معرفی آثار گمانهزن و نویسندگان ژانری گذاشت. همچنین کانونهای تخصصی در این زمینه در حال شکلگیری هستند مثل کانون ادبی خیال. امیدوارم همین حرکتهای رو به جلو در معرفی و ترویج ادبیات گمانهزن ادامه داشته باشند.
شما از آن دست نویسندگانی هستید که به انگلیسی هم ترجمه شده. به نظر شما وضعیت ادبیات ما دردیگر کشورها چگونه است و اصولا علاقهمندان به ادبیات داستانی در بیرون مرزها تصوری روشن از نویسندگان ما دارند؟
درست است؛ تا الان یکی از کتابهای من به زبان انگلیسی ترجمه شده، رمان «سال درخت». با توجه به اینکه ناشر انگلیسی زبان کتاب، ناشری ایرانی است، بازخورد مشخصی از ترجمه کتاب ندارم. همین که کتاب ترجمه شده و برای خرید روی آمازون موجود است اتفاق خوبی است. به نظر من هنوز راه طولانی و دشواری داریم تا داستان فارسی به جهان معرفی شود. حرکتهای مثبت ناشرانی مثل نشر شمع و مه که کتاب من را به انگلیسی منتشر کردهاند، ادامه دارد و امیدوارم با بیشتر شدن عناوین منتشر شده و افزایش پراکندگی سبک و ژانر داستانهای ترجمه، به مرور زمان ادبیات ما در آن سوی مرزها خوانده شود. در این میان نقدهای زیادی هم وارد است.
شما از آن دست نویسندگانی هستید که به انگلیسی هم ترجمه شده. به نظر شما وضعیت ادبیات ما دردیگر کشورها چگونه است و اصولا علاقهمندان به ادبیات داستانی در بیرون مرزها تصوری روشن از نویسندگان ما دارند؟
درست است؛ تا الان یکی از کتابهای من به زبان انگلیسی ترجمه شده، رمان «سال درخت». با توجه به اینکه ناشر انگلیسی زبان کتاب، ناشری ایرانی است، بازخورد مشخصی از ترجمه کتاب ندارم. همین که کتاب ترجمه شده و برای خرید روی آمازون موجود است اتفاق خوبی است. به نظر من هنوز راه طولانی و دشواری داریم تا داستان فارسی به جهان معرفی شود. حرکتهای مثبت ناشرانی مثل نشر شمع و مه که کتاب من را به انگلیسی منتشر کردهاند، ادامه دارد و امیدوارم با بیشتر شدن عناوین منتشر شده و افزایش پراکندگی سبک و ژانر داستانهای ترجمه، به مرور زمان ادبیات ما در آن سوی مرزها خوانده شود. در این میان نقدهای زیادی هم وارد است.
مثلا طرح گرنت که معلوم نیست بر اساس چه معیارهایی و به چه کتابهایی تعلق گرفته و اینکه همین کتابها هم هنوز ترجمه و منتشر نشدهاند. شاید برخوردهای سلیقهای در انتخاب و ترجمه کتابها که لزوما بر اساس کیفیت ادبی و داستانی نیست و بیشتر معیارهای ایدئولوژیک دارد یکی از دلایلی است که ناشران خارجی به کتابهای معرفی شده ما ابراز تمایل نمیکنند. بهتر است ناشران خارجی نسبت به ادبیات فارسی معاصر کنجکاوتر شوند و خودشان سراغ کتابهای داستانی ایران بیایند.
در این میان هم مشکلات زیادی وجود دارد. عدم پیوستن به معاهده برن و پیروی نکردن از قانون جهانی کپیرایت لطمه زیادی به این مساله زده است. در هرحال وضعیت سیاسی و بینالمللی ایران در حال حاضر در بهترین حالت خود قرار ندارد و همین امر هم یکی از دلایلی است که باعث میشود پروسه ترجمه و معرفی ادبیات داستانی ایران تا بهتر شدن و ثبات وضعیت کشور، به تاخیر بیفتد.
شما تاکنون درچند جایزه ادبی نامزد دریافت جایزه شدهاید. میخواهم بپرسم که تاثیر دریافت یک جایزه میتواند در روند نوشتن یک نویسنده تاثیر بگذارد؟
بله؛ رمان آغاز فصل سرد کاندید جایزه واو شد، سال درخت کاندید جایزه اکنون و خاک آدمپوش کاندید جایزه نوفه. نزدیکترین دستاورد من به جایزه، کاجزدگی بود که در جایزه نوفه از آن تقدیر شد. مجموعه نوجوانم هم در لیست لاکپشت پرنده قرار گرفت. همه این جوایز خصوصی هستند. جایزه اکنون که همان سال تعطیل شد و حتی برگزیده انتخاب نکرد. در واقع جوایز ادبی ایران سلیقه خاصی را دنبال میکنند که رمانهای گمانهزن معمولا در این سلیقه وارد نمیشوند.
شما تاکنون درچند جایزه ادبی نامزد دریافت جایزه شدهاید. میخواهم بپرسم که تاثیر دریافت یک جایزه میتواند در روند نوشتن یک نویسنده تاثیر بگذارد؟
بله؛ رمان آغاز فصل سرد کاندید جایزه واو شد، سال درخت کاندید جایزه اکنون و خاک آدمپوش کاندید جایزه نوفه. نزدیکترین دستاورد من به جایزه، کاجزدگی بود که در جایزه نوفه از آن تقدیر شد. مجموعه نوجوانم هم در لیست لاکپشت پرنده قرار گرفت. همه این جوایز خصوصی هستند. جایزه اکنون که همان سال تعطیل شد و حتی برگزیده انتخاب نکرد. در واقع جوایز ادبی ایران سلیقه خاصی را دنبال میکنند که رمانهای گمانهزن معمولا در این سلیقه وارد نمیشوند.
دوستان نویسندهای که جوایز دولتی دریافت کردهاند از بعضی مزایا برخوردار شدند مثل سفر رایگان به نمایشگاههای کتاب اروپا و آسیا، طرح گرنت برای انتشار کتابشان در خارج از کشور و غیره. گاهی کتابی جایزه مهمی میگیرد، اما بعد از آن حتی آمار فروش کتاب بالا نمیرود. مواردی هم بوده که به پرفروش شدن کتاب کمک کرده است. بعضیها بعد از دریافت جایزه در نوشتن افت میکنند و بعضیها پیشرفت میکنند. دریافت جایزه ادبی برای نویسنده مثل تیغ دو لبه عمل میکند. بستگی به خود نویسنده دارد.
نویسندهای که با دریافت جایزه احساس کند به جایگاه مهمی رسیده و دست از تلاش بردارد احتمالا در کارهای بعدی ضعیفتر عمل خواهد کرد. در مورد تقدیر کتاب کاجزدگی به نظرم به دیده شدن کتاب کمک کرد و خوانندگان با اعتماد بیشتری سراغ داستان ژانر علمی - تخیلی میروند که آشنایی کمتری با آن دارند.
به عنوان یک نویسنده فعال برایمان بگویید که وضعیت داستان نویسی امروز ایران را چگونه ارزیابی میکنید و چه آیندهای برایش متصورید؟
سوال سختی است؛ چیزی که از وضعیت امروز میتوانم بگویم این است که نویسندههای همنسل من تلاش میکنند در زمینههای مختلف ادبیات داستانی بنویسند و مرزهای آن را گسترش دهند. برای مثال ژانرنویسی که چند سالی است نویسندههای ما به آن رو آوردهاند.
به عنوان یک نویسنده فعال برایمان بگویید که وضعیت داستان نویسی امروز ایران را چگونه ارزیابی میکنید و چه آیندهای برایش متصورید؟
سوال سختی است؛ چیزی که از وضعیت امروز میتوانم بگویم این است که نویسندههای همنسل من تلاش میکنند در زمینههای مختلف ادبیات داستانی بنویسند و مرزهای آن را گسترش دهند. برای مثال ژانرنویسی که چند سالی است نویسندههای ما به آن رو آوردهاند.
در یک طرف دیگر طیف حرکتهای جدیدی برای خلق ناداستان دارد شکل میگیرد. همه اینها نشان میدهد نویسندگان نسل من سعی دارند تا جایی که در توانشان هست مرزهای ادبیات را گستردهتر کنند. من کارگاه داستان ندارم، اما از دیگر دوستان نویسنده که کارگاه دارند درباره داستاننویسانی که وارد نویسندگی میشوند سوال میپرسم. به نظر میآید نسل جدید ریسکپذیرترند و ایدههای تازه تری دارند و چندان به مسیرهای از پیش امتحان شده متعهد نیستند. هرچند نویسندگی فقط به استعداد و توانایی نوشتن نیست.
المانهای دیگری هم در موفقیت یک نویسنده موثر است که یکی از آنها پشتکار است، یکی دیگر صبر و حوصله و از همه مهمتر استقامت. ممکن است نسل بعدی نسبت به ما در این زمینهها موفقتر یا ناموفقتر باشند. هنوز معلوم نیست و فقط زمان میتواند به این پرسش جواب دهد. از بین نویسندگان همنسل من، نویسندگانی داریم که با پشتکار و جدیت زحمت میکشند و مینویسند.
اما باز نتیجه کار ما هم به آینده موکول میشود. زمان تعیین میکند کداممان موفق بودهایم و کدام اثر باقی میماند. همین که افرادی هستند که مینویسند و دلسوزانه برای ادبیات از جان مایه میگذارند، باعث دلگرمی است و من شخصا امیدوارم اتفاقهای خوبی از دل تلاشهای بیوقفه داستان نویسان امروز بیرون خواهد آمد.
یکی از مواردی که برای شخص من جالب است، تلاش شما برای خلق نوعی از داستان است که تاکنون تجربه نشده. این ریسکپذیری از سویی میتواند برای نویسنده خوب باشد و برعکس. چرا سعی میکنید کارهایتان رنگ و بویی ازدیگر نویسندگان نداشته باشد؟
در واقع من نه سعی میکنم کتابهایم با دیگر آثار فاصله بگیرند نه تلاشی میکنم که به آنها نزدیک شوم. به عنوان نویسنده جذابترین بخش نوشتن برای من ایدهپردازی و درآوردن طرح داستان جدید است. نویسندگان ما اغلب از نظر نثر و پرداخت داستان موفق هستند، اما عنصری که در اغلب کتابهای آنها غایب است خلاقیت است. کمتر پیش میآید ایده نو و خلاقانه خاصی در آثار تالیفی ببینیم.
یکی از مواردی که برای شخص من جالب است، تلاش شما برای خلق نوعی از داستان است که تاکنون تجربه نشده. این ریسکپذیری از سویی میتواند برای نویسنده خوب باشد و برعکس. چرا سعی میکنید کارهایتان رنگ و بویی ازدیگر نویسندگان نداشته باشد؟
در واقع من نه سعی میکنم کتابهایم با دیگر آثار فاصله بگیرند نه تلاشی میکنم که به آنها نزدیک شوم. به عنوان نویسنده جذابترین بخش نوشتن برای من ایدهپردازی و درآوردن طرح داستان جدید است. نویسندگان ما اغلب از نظر نثر و پرداخت داستان موفق هستند، اما عنصری که در اغلب کتابهای آنها غایب است خلاقیت است. کمتر پیش میآید ایده نو و خلاقانه خاصی در آثار تالیفی ببینیم.
حتی نوع نگاه به ایدههای تکراری هم بیشتر مواقع تکراری است. اصالت را به خلاقیت میدهم. چالش خلق دنیای خودبسنده جدید بر اساس شاخه خاصی از علم (در علمیتخیلی به آن نوام میگویند) برای من جذابترین بخش کار است و بعد از آن طرح قصهای جذاب و مهیج. اینکه چقدر موفق بودهام بماند به قضاوت خوانندگان. نوشتن رمان علمی - تخیلی به خصوص تجربه اولم کاجزدگی با ترس زیادی همراه بود.
قدم زدن در یک راه ناشناخته بود و همان طور که اشاره کردید ریسکی بزرگ! اینکه من ریسکپذیر هستم یک خصیصه شخصی است. گاهی به ضررم میشود و گاهی به نفعام. اما در کار خلاقانه سود و نفی بیرونی ملاک خوبی نیست. نویسندگی برای من نوعی سلوک درونی است. در هر کتابم سعی کردم خودم، اندیشههایم و درک و فهمم را ازدنیای اطرافم عمیقتر وسیعتر واکاوی کنم. چنین سلوکی برای من نوعی ریسکپذیری طلب میکند. ابهام از نتیجه ناشناخته برای من هیجانانگیز است و نوشتن را برایم دلپذیر میکند.
این روزها مشغول چهکارهایی هستید و کیمنتظر کتابی تازه از شما باشیم؟
رمان علمی - تخیلی دیگری را به تازگی تمام کردهام. این رمان در زیرژانر پساآخرالزمانی نوشته شده. رمان حجیمی است و شخصا از این رمان راضی هستم. امیدوارم تا سال آینده منتشر شود. همچنین روی طرح رمان دیگری کار میکنم و امیدوارم بتوانم در سال جدید نگارشش را آغاز کنم.
این روزها مشغول چهکارهایی هستید و کیمنتظر کتابی تازه از شما باشیم؟
رمان علمی - تخیلی دیگری را به تازگی تمام کردهام. این رمان در زیرژانر پساآخرالزمانی نوشته شده. رمان حجیمی است و شخصا از این رمان راضی هستم. امیدوارم تا سال آینده منتشر شود. همچنین روی طرح رمان دیگری کار میکنم و امیدوارم بتوانم در سال جدید نگارشش را آغاز کنم.
حرف آخر
نوشتن هیچ وقت برای من آسان نبوده و لذتی آکنده با درد داشته. با این حال بخشی از وجود من است که نمیتوانم آن را کنار بگذارم. در شرایط ویژهای که کشور ما طی میکند، با وجود ممیزی سختگیرانه، قیمت کاغذ که روز به روز بالا میرود و مخاطبینی که با کوچک شدن سفرههایشان به سختی میتوانند کتاب تهیه کنند، شاید نوشتن امری غیرضروری به نظر بیاید.
نوشتن هیچ وقت برای من آسان نبوده و لذتی آکنده با درد داشته. با این حال بخشی از وجود من است که نمیتوانم آن را کنار بگذارم. در شرایط ویژهای که کشور ما طی میکند، با وجود ممیزی سختگیرانه، قیمت کاغذ که روز به روز بالا میرود و مخاطبینی که با کوچک شدن سفرههایشان به سختی میتوانند کتاب تهیه کنند، شاید نوشتن امری غیرضروری به نظر بیاید.
اما تنها کسانی که گرفتار طلسم شیرین داستاننویسی هستند، میدانند که به راحتی نمیتوان رهایش کرد. در این میان نویسندههای ما به دلایل معیشتی تحت فشار هستند و مسلما ساعات زیاد کارهای بیارتباط به ادبیات برای امرار معاش، آنها را از نوشتن دور میکند. امیدوارم روزی بیاید که نوشتن، حرفه اول نویسندگان ما باشد و از همین راه بتوانند با خیال راحت زندگیشان را بچرخانند. همین طور روزی برسد که مخاطبین ما با فراغ بال کتاب بخرند و بخوانند.
منبع: روزنامه اعتماد
۰