دلفین برج میلاد کشته شد! چه کسی فهمید؟

دلفین برج میلاد کشته شد! چه کسی فهمید؟

در این میان اصلی‌ترین ‏مرکزی که باید در این‌باره پاسخگو باشد شهرداری است. شهرداری‌ها به جای آنکه شرایط امنی برای ‏زیست حیوانات ایجاد کنند با ایجاد مراکزی، چون دلفیناریوم‌ها عملا به حیوانات به مثابه محلی برای کسب ‏درآمد نگاه می‌کنند.
کد خبر: ۷۵۵۳۹
بازدید : ۴۶۴۰
۰۹ دی ۱۳۹۸ - ۱۱:۰۹
نویسنده:سپهر سلیمی
سپهر سلیمی| کشته شدن یکی از دلفین‌های برج میلاد و بی‌خبری از این اتفاق، درحالی رخ می‌دهد که سختی زندگی ‏حیوانات صرفا در دلفیناریوم‌ها رخ نمی‌دهد. شرایط ناامن و ناایمن برای زندگی حیوانات در باغ‌وحش‌ها، باغ ‏خزندگان و پرندگان، آکواریوم‌ها و ... هم وجود دارد و در حقیقت اتفاقی که افتاده این است که از این ‏حیوانات کاسبی می‌شود و برای کسب درآمد این حیوانات به اسارت درمی‌آیند.
 
در این میان اصلی‌ترین ‏مرکزی که باید در این‌باره پاسخگو باشد شهرداری است. شهرداری‌ها به جای آنکه شرایط امنی برای ‏زیست حیوانات ایجاد کنند با ایجاد مراکزی، چون دلفیناریوم‌ها عملا به حیوانات به مثابه محلی برای کسب ‏درآمد نگاه می‌کنند.
 
این درحالی است که این حیوانات وحشی هستند و باید در طبیعت وحش خود زیست ‏کنند. با این حال از طبیعت دزدیده و قاچاق می‌شوند. پس از آن هم در اسارت قرار می‌گیرند و بسیاری از آن‌ها ‏در اثر فشار آسیب‌های گسترده دیده و می‌میرند. در صورتی که هر حیوانی باید در جغرافیای سرزمین خودش ‏زیست آزاد داشته باشد.
 
باید مقابل دزدیده شدن و قاچاق آن‌ها ایستاد. این روند همچنان ادامه ‏دارد و ارگانی، چون شهرداری که گویا اجاره‌ای در حدود ٢٥٠‌میلیون تومان از دلفیناریوم فعلی کسب کرده ‏باید در این زمینه پاسخگو باشد. ‏

این اتفاق درحالی رخ می‌دهد که می‌توان بر موارد فرهنگی که در آن حقوق حیوانات هم نادیده گرفته نشود، ‏تمرکز کرد. نمونه‌اش پرنده‌نگری است که هم می‌تواند مردم را با فرهنگ زیست آزاد حیوانات آشنا کند و هم ‏اجازه زندگی به حیوانات را دهد. اما نگاه شهرداری‌ها به حیوانات کالاگونه است و مانند سایر بخش‌هایی که ‏زیرنظر شهرداری است با آن برخورد می‌کنند و وضع به گونه‌ای است که نگاه به حیوانات مانند نگاه پل ‏عابر پیاده و کتابخانه و... است.
 
این نگاه عاملی شده که متخلفان به راحتی از این وضع سوءاستفاده کنند و ‏هیچکس هم هزینه فرهنگی را که این اتفاق بر شهر و شهروندان وارد می‌کند، نبیند. اتفاقاتی از این دست، ‏اتفاقاتی ضد فرهنگ است که نگاه ابزاری به حیوانات را ترویج کرده است. ‏

در این میان نقش نهاد‌های نظارتی را مانند سازمان محیط‌زیست نباید نادیده گرفت. اما واقعیت این است ‏که سازمانی، چون محیط‌زیست با این حجم گسترده از وظایف و مناطقی که باید رسیدگی کند، ممکن است ‏نتواند از پس چنین کاری بربیاید و چنانچه ما ثروتمندترین شهر دنیا هم باشیم و بهترین نظارت را هم داشته ‏باشیم، با این حجم از مراکز نگهداری از حیوانات نمی‌توانیم نظارت دقیقی داشته باشیم.
 
به همین دلیل ‏خواسته همه فعالان این است که این مراکز هرچه زودتر تعطیل و موارد حامی حقوق حیوانات ‏جایگزین آن شوند. در عین حال انتظار می‌رود تعطیلی دلفیناریوم برج میلاد هم موقتی نباشد و شاهد ‏تعطیلی مرکزی، چون مرکز فعلی باشیم و به جای آن هم امید است مراکزی مانند استخر‌های عمومی و... ‏ساخته شوند که نفع عمومی داشته و همه بتوانند از آن بهره ببرند و در عین حال حقوق حیوانی را هم ‏پایمال نکرده و موجب مرگ آن‌ها نشوند. ‏
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه