مادرم سرکوفت می‌زد، زنم را طلاق دادم

مادرم سرکوفت می‌زد، زنم را طلاق دادم

می‌گفت: اگر همسرت زن خوبی بود از تو دفاع می‌کرد و نمی‌گذاشت کتک بخوری و چشمت کور شود. آنقدر به من از این حرف‌ها زد که من هم تحت تأثیر قرار گرفتم و همسرم را طلاق دادم.
کد خبر: ۷۶۴۴۷
بازدید : ۲۲۶۴
۰۷ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۶:۲۷
مادرم سرکوفت می‌زد، زنم را طلاق دادم
 
مرد میانسال که در یک درگیری خیابانی از سوی راننده یک خودرو کتک خورده و چشمش نابینا شده بود در جلسه دادگاه خواهان دریافت دیه شد. صبح دیروز مرد نابینا با حضور در شعبه ۱۲ دادگاه کیفری استان تهران در شرح ماجرا به قضات گفت: حدود دو سال قبل با همسرم سوار بر خودرو در بزرگراه یاسینی حرکت می‌کردیم که با راننده یک خودروی دیگر به خاطر رانندگی نامناسبش درگیری لفظی پیدا کردم.
 
او به من فحاشی کرد که عصبانی شدم و با خودرو سد راهش شدم و کار به درگیری فیزیکی کشید. راننده ناگهان مشتی به چشمم کوبید و از هوش رفتم. وقتی مرا به بیمارستان منتقل کردند بعد از اقدام‌های پزشکی یکی از چشم هایم نابینا شد و من هم شکایت کردم.

شاکی در ادامه گفت: این اتفاق زندگی مرا تحت تأثیر قرار داد و به نوعی مرا تباه کرد. چرا که بعد از این حادثه مادرم مدام به من و همسرم سرکوفت می‌زد و می‌گفت: اگر همسرت زن خوبی بود از تو دفاع می‌کرد و نمی‌گذاشت کتک بخوری و چشمت کور شود. آنقدر به من از این حرف‌ها زد که من هم تحت تأثیر قرار گرفتم و همسرم را طلاق دادم.
 

در همین موقع زن سابق شاکی گفت: آقای قاضی روز حادثه من به‌خاطر اینکه می‌خواستم مانع درگیری شوهرم و آن راننده شوم از سوی راننده - متهم - کتک خوردم. متهم پایم را از دو جا شکست، من هم در این ماجرا شاکی هستم. با این حال مادر شوهرم زندگی ما را به‌هم زد و به حدی مرا با حرف‌هایش آزار داد که مهریه‌ام را بخشیدم و طلاق گرفتم.

در ادامه جلسه شاکی گفت: آقای قاضی، اما بدبختی من به همین‌جا ختم نشد. من ۴ ماه بعد از طلاق همسرم با زن دیگری ازدواج کردم، اما خیلی زود فهمیدم این زن با وجودی که هنوز در سن جوانی بود دندان مصنوعی دارد، قلبش بیمار است و یک کلیه هم ندارد تمام این‌ها را وقتی فهمیدم که بچه دار شدیم.
 
حالا هم می‌خواهم طلاقش بدهم، اما مهریه‌اش را می‌خواهد و من هم پولی ندارم که به او بدهم. همسر سابقم هنگام طلاق ۵۰ میلیون تومان از من پول گرفت، اگر حاضر شود این پول را به من بدهد تا همسر دومم را طلاق دهم من دوباره با خودش ازدواج می‌کنم.

در همین حال زن جوان گفت: به شرطی حاضرم این کار را بکنم که خانه ات را به‌نام من بزنی. قاضی دادگاه که از مشاجره و حرف‌های خارج از بحث دادگاه خسته شده بود از آن‌ها خواست تا فقط به شکایت و درخواست‌شان در مورد حادثه درگیری بپردازند که هر دو شاکی پرونده خواهان دریافت دیه شدند.

در ادامه وکیل متهم که در دادگاه حاضر بود به دفاع از او پرداخت و گفت: موکلم با وثیقه آزاد است و امروز هم در جلسه حاضر نشد، اما من با توجه به مدارک پزشکی که پیدا کرده‌ام و پزشکی قانونی نیز آن را تأیید کرده ثابت می‌کنم که کوری چشم این مرد بر اثر ضربه موکلم نبوده است چرا که این مرد مدتی قبل از این درگیری عمل پیوند قرنیه چشم انجام داده بود و مشکل بینایی داشت. بدین ترتیب قضات در پایان جلسه برای صدور حکم وارد شور شدند.
 
منبع: روزنامه ایران
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه