بفرمایید ماسک نذری؛ خدا قبول کند
آیا حاضرید محرم امسال نذری‌تان را عوض کنید؟

بفرمایید ماسک نذری؛ خدا قبول کند

واقعیتش این است که ماسک دانه‌ای ۳ هزار تومان را خیلی‌ها شاید توان خریدش به‌طور منظم نداشته باشند. یک خانواده ۴ نفره باید حداقل روزی ۱۲ هزار تومان برای خرید ماسک هزینه کند و تازه این درصورتی است که هر نفر روزی یک ماسک مصرف کند.
کد خبر: ۸۳۳۴۶
بازدید : ۵۹۰۳
۱۹ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۲:۰۰
بفرمایید ماسک نذری؛ خدا قبول کند
 
مریم طالشی| مادربزرگم سال‌ها نذر شیربرنج داشت. حالا چرا شیربرنج؟ قصه اش مال خوابی است که دیده بود. توی خواب یک آقای خیلی نورانی می‌آید سراغش و یک کاسه دستش می‌دهد که یک چیز سفیدی مثل شیر داخلش بوده که مادربزرگم بعداً یقین می‌کند که شیربرنج است. چون نزدیک محرم خواب دیده بود، پیش خودش نذر می‌کند آن سال شیربرنج درست کند و نذری بدهد.
 
نذرش را سال‌ها به همان منوال ادا می‌کند تا اینکه یک سال بچه‌ها و نوه‌ها به صرافت می‌افتند که بیا و به‌جای شیربرنج، شله زرد بپز که هم خوشمزه‌تر است و هم مجلسی‌تر. مادربزرگ، اما یکجوری روی ترش می‌کند که انگار امری نشدنی است و اصلاً چطور به خودشان جرأت داده‌اند روی نذری مادربزرگ و آن خواب مهم حرف بزنند.
 
بچه‌ها، اما ول کن نبودند. مادربزرگ آخرش می‌گوید باید از آقا بپرسم. آقا پیش نماز مسجد محل بود که مادربزرگ همیشه شک‌هایش را از او می‌پرسید. خلاصه که آقا به شرطی و شروطی می‌گوید که اشکالی ندارد و به‌همان اندازه برنج استفاده کند و ... مادربزرگ آن سال شله زرد را می‌پزد، اما دلش صاف نمی‌شود. سال‌های بعد را هم به‌همان روال ادامه داد، اما هرسال می‌گفت که نذر من از اولش شیربرنج بود و این‌ها نگذاشتند.

ماجرای عوض کردن نذری برای خیلی‌ها پیش آمده. مثلاً طرف تا یک سالی قیمه می‌داده و بعد قورمه‌سبزی می‌دهد. گرچه بعضی‌ها هم دلشان راضی نمی‌شود و می‌گویند هرچه بوده، تا آخر همان باید باشد. این روزها، اما قضیه فرق می‌کند. این ماه محرم پیش رو، شبیه باقی محرم‌های گذشته نیست.
 
کرونا بساطش را پهن کرده و انگار خیال ندارد به این راحتی‌ها برود. ما هم تنها کاری که از دستمان برمی‌آید این است که برای سلامتی خودمان و دیگران، نکات بهداشتی را رعایت کنیم که می‌شود گفت: بارزترینش ماسک است. چقدر شنیده و این ور و آن ور خوانده ایم که ماسک بزن هموطن.

توی خیابان که راه می‌روم ناخودآگاه نگاهم به این است که چند نفر ماسک نزده اند. خوشبختانه تعداد آن‌هایی که ماسک ندارند کمتر است و بیشتر هم به چشم می‌آیند. ماسک دار‌ها در اکثریت‌اند. دلیل بعضی‌ها برای ماسک نزدن البته لزوماً بی‌حوصلگی و ندانم کاری نیست. مثلاً بچه‌هایی که تا کمر توی سطل زباله خم می‌شوند، کدامشان ماسک دارند؟

واقعیتش این است که ماسک دانه‌ای ۳ هزار تومان را خیلی‌ها شاید توان خریدش به‌طور منظم نداشته باشند. یک خانواده ۴ نفره باید حداقل روزی ۱۲ هزار تومان برای خرید ماسک هزینه کند و تازه این درصورتی است که هر نفر روزی یک ماسک مصرف کند.

با این شرایط شاید اگرامسال جای نذری‌های مرسوم، ماسک نذری بدهیم کار پرثواب‌تری کرده‌ایم.
شما حاضرید ماسک نذری بدهید؟ از سؤالم کمی جا می‌خورد. سکوتی برقرار می‌شود و معلوم است دارد فکر می‌کند. جواب می‌دهد: «چرا که نه. حالا که مردم گرفتارند، ما همه باید کمک کنیم دیگر.»

از کسبه بازار است و هرسال دهه محرم در خانه‌اش غذای نذری می‌پزد و پخش می‌کند. امسال، اما به‌نظرش با هرسال فرق دارد: «بخشی از نذری را توی محلات محروم پخش می‌کردیم و بخشی را در محل خودمان. امسال قصد دارم همه غذا را در بسته‌بندی بهداشتی در همان محلات حاشیه‌ای قسمت کنم. دیگر جلوی در خانه غذا پخش نمی‌کنم، چون ممکن است مردم جمع شوند و خطری برایشان ایجاد شود. الان که این نذر ماسک را گفتید، به فکرم رسید که با هر غذا یک ماسک هم بدهیم دست مردم.»
 
بفرمایید ماسک نذری؛ خدا قبول کند

شاید باید از آدم‌هایی که محرم نذری می‌دهند پرسید که حاضرند امسال نذرشان را عوض کنند و ماسک و مواد ضدعفونی‌کننده نذری بدهند. البته که پرسیدنش از همه قطعاً امکانپذیر نیست، ولی به‌صورت تصادفی می‌شود از عابران توی خیابان پرسید.

شما محرم نذری می‌دهید؟ «بله اگر خدا قبول کند.» حاضرید نذرتان را عوض کنید و جای آن ماسک به افراد بی‌بضاعت بدهید؟
 

زن بلافاصله جواب می‌دهد: «بله، قطعاً. حاضرم امسال کل مبلغی را که سال‌های پیش صرف خرید اقلام پخت نذری می‌کردم، ماسک بخرم و توزیع کنم. به‌هرحال هم وظیفه شهروندی ماست که به فکر همنوع‌مان باشیم و هم این‌طوری به خودمان هم کمک می‌کنیم.»

اسم نذر ماسک به گوشتان خورده؟ مرد شانه‌ها را بالا می‌اندازد: «نشنیده‌ام. می‌شود بیشتر توضیح بدهید؟» برایش درباره نذر ماسک توضیح می‌دهم. توجهش جلب می‌شود. «فکر خوبی است. من تا حالا نذری نداده‌ام، اما امسال حتماً این کار را می‌کنم و ماسک نذری می‌دهم. به‌نظرم فقط هم جنبه معنوی قضیه مطرح نیست و به نوعی فرهنگسازی هم هست.»

اعظم حاج یوسفی سال‌هاست در زمینه انجام کار‌های خیرخواهانه برای کودکان کار فعال است. او پیش از این سابقه پخش نذری فرهنگی داشته است. سال‌هاست در ایام عزاداری به‌همراه گروهی از کودکان، کتاب به مردم نذری می‌دهد و معتقد است به‌جای اینکه فقط غذای جسم به دیگران برسانند، بهتر است غذای روح را هم به دیگران تقدیم کرد.

او از کسانی است که امسال و با توجه به شرایط ویژه همه‌گیری کرونا، درصدد است تا ماسک‌های نذری را از نقاط مختلف جمع‌آوری و در مناطق محروم توزیع کند.

«ما بنا داریم امسال از کسانی که ماه محرم نذری می‌دهند بخواهیم اگر تمایل دارند جای هزینه نذرشان، کمک کنند برای ساخت مدرسه در مناطق محروم. ما خودمان بنا داریم هزینه ساخت یک مدرسه را جمع‌آوری کنیم. در کنار این کار، نذر ماسک را هم داریم که بسیار مهم است.
 
ما می‌گوییم هرکسی در همان حدی که توان دارد، حتی شده یک ماسک بخرد و در این کار خداپسندانه شرکت کند. شرایط زندگی در حاشیه شهر‌ها و مناطق محروم طوری نیست که مردم بتوانند اقلام بهداشتی تهیه کنند و وقتی آدم می‌رود و از نزدیک می‌بیند، تازه به عمق فاجعه پی می‌برد.
 
گاهی کوچک‌ترین امکانات بهداشتی در این مناطق نیست و بچه‌هایی را می‌بینیم که روز‌ها دست و صورتشان حتی با آب خالی شسته نمی‌شود، چه برسد به اینکه دست‌هایشان مدام شسته و ضدعفونی شود. در حالی که طبق کنوانسیون حقوق کودک، برخورداری از بهداشت از حقوق اولیه کودکان است.
 
ما باید همچنین کمک به همنوع را به کودکانمان هم آموزش دهیم و تربیت کودکان نیکوکار بخشی از کاری است که ما می‌کنیم. کودکان ما باید بدانند اگر شانس این را داشته‌اند که در خانواده‌ای برخوردار دنیا آمده‌اند، دوستانی هم دارند که به اندازه خودشان خوش‌شانس نبوده‌اند و اگر همه با هم به آن‌ها کمک کنیم، آن‌ها هم می‌توانند شرایط بهتری داشته باشند.
 
الان هم که درگیر ویروس کرونا هستیم، باید همه در کنار هم باشیم. من کسانی را می‌شناسم که حتماً از این طرح استقبال می‌کنند و امیدوارم امسال محرم ما بیشتر از همیشه عرصه همدلی مردم باشد.»

دارم فکر می‌کنم این روز‌ها اگر مادربزرگم زنده بود، شاید راضی‌اش می‌کردیم دوباره نذرش را عوض کند. می‌گفتم بیا جای شله زرد امسال، ماسک بخر نذری بدهیم. شاید می‌گفت: از آقا سؤال کنم و باز دلش نرم می‌شد. اما نه، مطمئنم درجا قبول می‌کرد، چون دعایش برای همه همیشه این بود که «الهی تنت سالم باشد.»
 
منبع: روزنامه ایران
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه
تازه‌‌ترین عناوین