۱۰‌روش برای شروع گفت‌وگوی حساس
چطور ناگفتنی‌ها را بگوییم؟

۱۰‌روش برای شروع گفت‌وگوی حساس

احساساتی شدن در یک گفت‌وگوی سخت، چیز بدی نیست. تلاش نکنید تا احساسات شدید یک فرد را با نصیحت کردن یا راهنمایی کردنِ او خاموش کنید. تلاش کنید برای کسانی که احساس غم و ناراحتی دارند، یک همراه ساکت و آرام باشید. فقط در کنارشان حاضر باشید و احساس آن‌ها را به رسمیت بشناسید.
کد خبر: ۹۷۹۸۸
بازدید : ۲۰۸۸
۱۳ شهريور ۱۴۰۰ - ۱۳:۳۲
فرادید| مکالمه‌ای وجود دارد که از آن پرهیز می‌کنید. موضوع گفتگو مهم است؛ می‌تواند احساسات طرفین را قویاً درگیر کند و بسیار سنگین است و شما آن را با گفتنِ این حرف‌ها که «هنوز وقت مناسبش فرا نرسیده» یا «نمی‌توانم کلمات درست را برای بیان افکارم پیدا کنم» یا «نمی‌خواهم وسط گفتگو احساساتی شوم»، کنار می‌گذارید.

به گزارش فرادید، اما به تأخیر انداختنِ مکالمه چیزی را حل نمی‌کند و قضاوت امور قبل از وقوع آن‌ها، اغلب از خود مکالمات و گفتگو‌ها ناخوشایند‌تر است. شروع کردن گفتگو می‌تواند لحظات معذب‌کننده‌ای داشته باشد، اما، بعد از آن لحظات، موقعیت برای بحث و عمیق شدن در مسائل فراهم می‌شود.

رویکرد‌هایی که امتحان خود را پس داده‌اند، می‌توانند به شما در هموار کردنِ این مسیر کمک کنند. در این مقاله، به عنوان پزشک و روان‌درمانگر، ۱۰‌ نکته مفید را معرفی می‌کنم که حاصل برخی از گفتگو‌ها در سنگین‌ترین موقعیت‌های زندگی یک فرد بوده‌اند. برخی از این نکات حاصل تجربیات افرادی است که در مراحل آخر زندگی خودشان بودند.

این اصول را می‌توانید در بحث‌ها و گفتگو‌های حضوری، پای تلفن یا در تماس‌های تصویری استفاده کنید. حتی قابل استفاده در پیام‌ها متنی هم هستند.

من به جای استفاده از واژه «سخت» برای توصیفِ این گفتگو‌ها از واژه «ظریف» استفاده می‌کنم و این نگرش می‌تواند، تفاوت زیادی ایجاد کند.

دعوت کنید، اصرار نکنید

به جای آنکه مستقیم بروید سراغ گفتگو کردن درباره یک مسئله خاص، از افراد برای گفتگو دعوت کنید و با این کار مطمئن شوید که این گفتگو یک تلاش مشترک است. این جملات را امتحان کنید: «چیزی به ذهنم رسیده است، می‌خواستم درباره‌اش با تو گفتگو کنم. فکر می‌کنی چه زمانی برای تو مطلوب باشد؟» یا «به‌نظرم رسید که درباره مسئله‌ای نگران هستی، دوست داری درباره‌اش با هم حرف بزنیم؟»

آن‌ها ممکن است همان لحظه دعوت شما را بپذیرند. اگر این کار را به تعویق انداختند، حال‌شان را بپرسید و مطئن شوید که مطرح کردن این موضوع باعث اضطراب و نگرانی آن‌ها نشده باشد. وقتی فردی را برای مکالمه دعوت می‌کنید، به او فرصت می‌دهید که خودش را برای گفتگو آماده کند.

اگر کسی بدونِ اطلاع قبلی از شما درخواست کرد که درباره موضوعی با شما گفتگو کند، حتماً به او بگویید که «موضوع مهمی است و نیاز دارم قبل از گفتگو کردن قدری درباره‌اش فکر کنم.»

آهسته و پیوسته پیش بروید

اگر طرفین گفتگو خودشان را خسته کنند، گفتگو هیچ حاصلی نخواهد داشت. برای گفت‌وگوی‌تان زمان تعیین کنید. مثلاً تصمیم بگیرید که ۱۰‌دقیقه گفتگو کنید یا توافق کنید که در یک نقطه در بحث، گفتگو را متوقف کنید و بعداً برای بازگشت به گفتگو برنامه‌ریزی کنید.

به یاد داشته باشید که بیماران و افراد داغدیده انرژی محدودی دارند. وقتی در هنگام گفتگو به نقطه خوبی رسیدید، چیزی مثل این بگویید که «خیلی چیز‌ها برای صحبت کردن هست. ممکن است بحث را در همین نقطه متوقف کنیم و مثلاً فردا یا هفته بعد ادامه دهیم؟»

گوش دهید تا درک کنید

اثربخش‌ترین گفتگو‌ها زمانیست که ما با دقت به طرف مقابل گوش می‌دهیم و تلاش می‌کنیم که او را درک کنیم. به جای اینکه همزمان با صحبت‌های طرف مقابل به فکر پاسخ‌گویی به او باشید، فقط به حرف‌های او گوش بدهید. آیا فکر می‌کنید خوب حرف‌های آن‌ها را متوجه شده‌اید که بخواهید پاسخ بدهید؟

برای اینکه مطمئن شوید حرف او را متوجه شده‌اید، همدلانه از او بپرسید: «آیا منظورت را درست متوجه شدم؟ تو احساس می‌کنی که.»

وقتی نقطه‌نظرات دیگران را تکرار می‌کنید، به آن‌ها کمک می‌کنید احساس کنند که حرف‌های‌شان شنیده شده و محترم دانسته می‌شود.

در گفتگو‌هایی که اختلاف‌نظر زیاد است، تلاش کنید تا مثبت‌ترین جنبه‌های گفتگو‌های طرف مقابل‌تان را ارائه کنید، این کار کمک می‌کند تا به یک زمینه مشترک برسید.
 
۱۰‌روش برای شروع گفت‌وگو

کنجکاو باشید نه متعصب و جزم‌اندیش

طرفِ مقابل شما چه چیزی را به شما می‌گوید که پیش از این چیزی درباره‌اش نمی‌دانستید؟ او موقعیت را چگونه می‌بیند؟ چه احساسی دارد؟ از کنجکاوی خود برا طرح پرسش‌هایی درباره ایده‌ها، امید‌ها و ترس‌های او استفاده کنید.

به‌خصوص، نوجوانان احساس می‌کنند که درست فهمیده نمی‌شوند و فکر می‌کنند، شما به جای آنکه به حرف‌های‌شان گوش دهید، مدام حرف‌های خودتان را می‌زنید. اما اگر کنجکاوی خود را به کار بی‌اندازید، می‌توانید کمک کنید تا تجربه‌های آن‌ها بهتر درک شود.

بی‌هیچ احساس ترسی از طرف مقابل بپرسید که آیا احساس امنیت می‌کند. شروع مکالمه با این جمله به فرد مقابل کمک می‌کند تا درباره تنش‌های روبه‌افزایشی که در خانه، مدرسه یا محل کار احساس می‌کند؛ ترس از مورد آزار قرار گرفتن؛ صدمه زدن به خود یا نگرانی‌هایش درباره بیماری‌های لاعلاج، صحبت کند.

صحبت کردن درباره ترس‌ها، باعث نمی‌شود که آن‌ها تبدیل به واقعیت شوند، حتی ممکن است افراد را تشویق کنند تا کمک‌های تخصصی بگیرند.

خبر‌های بد را یک‌باره ندهید

به‌جای آنکه یک‌دفعه افراد را با شوکِ اخبار بد مواجه کنید و خبری را به آن‌ها بدهید که انتظار شنیدنش را ندارند؛ به آن‌ها یک پیش‌زمینه بدهید و اتفاقاتی که تاکنون رخ داده است را با آن‌ها مرور کنید. برای مثال به آن‌ها بگویید: «می‌خواهم درباره سلامتی مادر صحبت کنم. فکر می‌کنی این اواخر وضعیتش چگونه بوده است...»

آماده‌سازی و بازنگری اولیه کمک می‌کند تا فضایی جدید ایجاد شود و به فرد کمک کند اطلاعاتی را که انتظارشان را ندارد، دریافت کند. بعد از این بازنگری، شما می‌توانید خبر بد را با جمله «متأسفم که این را به تو می‌گویم.» به اطلاع طرف مقابل برسانید.

اگر می‌خواهید شریک زندگی‌تان را از قصد جدا شدن‌تان مطلع کنید، همین روش را در پیش بگیرید. به تدریج به او درباره رفتار‌هایی که باعث آزارتان می‌شود، بگویید تا فرد آمادگی ذهنی برای پذیرش این خبر از سوی شما را پیدا کند و فرصت پاسخ دادن به شما را داشته باشد.
 شروع گفت‌وگو

غم‌تان را پنهان نکنید و الزام نداشته باشید که اوضاع را بهتر کنید

چیز بدی نیست که در یک گفت‌وگوی سخت، دچار غلیان احساسات شوید. تلاش نکنید تا احساسات شدید یک فرد را با نصیحت کردن یا راهنمایی کردنِ او خاموش کنید. تلاش کنید برای کسانی که احساس غم و ناراحتی دارند، یک همراه ساکت و آرام باشید. اگر آن‌ها گریه می‌کنند، خشمگین هستند، یا در سکوت فرور رفته‌اند، فقط در کنارشان حاضر باشید و احساس آن‌ها را به رسمیت بشناسید.

عباراتی مثلِ «ایرادی ندارد که چنین احساسی داری» یا «متأسفم که انقدر غمگین هستی»، یا «خوشحالم که می‌توانی درباره این موضوع با من صحبت کنی»، می‌توانند مفید باشند.

اگر به مجلس ترحیم می‌روید، شنونده خوبی بودن به معنی گوش دادن به غمگساری افراد و «چه‌میشد‌اگر‌های» آن‌هاست. یک خویشاوند بیمار ممکن است بخواهد درباره آخرین آرزو‌ها و پشیمانی‌هایش با شما صحبت کند. خیلی مفیدتر است که در این لحظات فقط شنونده باشید تا اینکه بحث را با نظرات بی‌مورد خودتان به ابتذال بکشید.

به این حقیقت ایمان بیاورید که برخی چیز‌ها را واقعاً نمی‌توان بهتر کرد.

سکوت را نشکنید

سکوت اغلب زمانی رخ می‌دهد که ما مشغول فکر کردن هستیم. به کاربردنِ چند عبارت ساده در این لحظات، علاوه براینکه رشته افکار طرف مقابل را قطع نمی‌کند، به او نشان می‌دهد که تمرکزش برای‌مان مهم است. برای مثال می‌توانیم بگوییم: «هر قدر می‌خواهی فکر کن»؛ «من عجله ندارم»؛ «این کار به فکر بیشتری نیاز دارد.» این عبارات، به‌خصوص وقتی مکالمه شما از راه دور است و همدیگر را نمی‌بینید، می‌تواند بسیار مفید باشد.

احترام گذاشتن به سکوت دیگران در جلساتِ گفت‌وگویی که در آن چند نفر حاضر هستند، یک چالش است. ممکن است لازم باشد از عباراتی نظیر اینکه «بیایید به هم فرصت فکر کردن بدهیم» یا «فکر می‌کنم که اکنون به قدری سکوت نیاز داریم»، استفاده کنید.

حمایت کنید، درست نکنید

می‌توانیم با برعهده‌گرفتنِ مشکلات دیگران، از آن‌ها سلب قدرت کنیم. اما اگر راه‌حل مشکلات آن‌ها آسان بود که خودشان مشکل‌شان را حل کرده بودند. به جای آنکه به آن‌ها راه‌حل‌هایی برای حل مشکلات‌شان ارائه دهید، از آن‌ها بخواهید بگویند تاکنون چه مسیر‌هایی را برای حل مشکلات‌شان طی کرده‌اند و اگر کس دیگری به جای آن‌ها بود، چه توصیه‌ای برایش داشتند.

شگفت‌زده می‌شوید وقتی می‌بینید فردی که احساس می‌کند هیچ راه گریزی از مشکلش ندارد، در پاسخ به پرسشِ شما، عالی‌ترین توصیه را به فردی که در وضعیتِ مشابه خودش ارائه می‌دهد.
گفت‌وگوی حساس

پایان بحث با عبارات مثبت

اگر احساس کردید که خودتان یا طرف مقابل نیاز دارد که بحث را خاتمه دهید، بهتر است که نسبت به محدودیت زمان هشدار بدهید و بگویید که این بحث تا همین‌جا کافی است. گفتنِ عبارتی به سادگی «متشکرم» این هشدار را به طرف مقابل می‌دهد. حتی در گفتگو‌هایی که در آن طرفین با هم اختلاف‌نظر دارند، طرفین باید در انتها از صداقت یکدیگر در بحث و اینکه برای این جلسه وقت گذاشتند، تشکر کنند.

اختلاف‌نظر‌ها نباید باعث گسستِ یک رابطه شود.

از خودتان مراقبت کنید

اگر احساس می‌کنید که گفت‌وگویی شما را ناآرام کرده است، به یاد داشته باشید که باید با خودتان مهربان باشید. برخی افراد ۵‌دقیقه فرصت تنفس می‌گیرند تا قدمی بزنند و فکرشان را جمع‌وجور کنند. این لحظاتِ آگاهی، به ما کمک می‌کنند تا تمرکزمان را به دست آوریم.

صحبت کردن با اشخاص دیگر نیز می‌تواند مفید باشد.

بار افراد دیگر را به دوش نکشید: آن‌ها خودشان مسئول پیدا کردنِ راهِ‌حلِ مشکلات‌شان هستند؛ اما گفتگو‌های دلسوزانه به دیگران کمک می‌کند تا تجربه‌های خود را پردازش و مرور کنند. این کار به قدر کافی کمک‌کننده است.

منبع: The Guardian
نویسنده: Kathryn Mannix
ترجمه: سایت فرادید
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
از میان اخبار
نگاه
تازه‌‌ترین عناوین