تصاویر| نوروز ۱۴۰۵ چه فیلمهایی ببینیم؟
در این متن، به معرفی چند فیلم سینمایی جذاب و پرهیجان، از ژانرهای کمدی، درام و… میپردازیم.
عید باستانی ما، نوروز، همواره همراه با اتفاقات شاد و لذتبخش، در کنار اوقات فراغتی چند روزه بوده است. این فراغت، از مشغلههای متعدد، فرصتی را فراهم میکند تا در دورهمیها، لحظاتی خوش را سپری کنیم. در این بین، تماشای چند فیلم خوب میتواند حالمان بهتر کرده و این تجربه را به یادماندنیتر کند. در این متن، به معرفی چند فیلم سینمایی جذاب و پرهیجان، از ژانرهای کمدی، درام و… میپردازیم.
Playdate

شاید در نگاه اول، Playdate، نخستین انتخاب نباشد؛ اما قطعا یکی از بهترینها است. داستان فیلم، دربارهی دو پدر و فرزندان آنها است. این دو، که ظاهرا هیچگونه شباهتی به یکدیگر ندارند، تصادفا در کنار هم قرار میگیرند و مسیر پرپیچ و خم قصه را، برای رسیدن به اهداف خود، طی میکنند. Luke Greenfield، کارگردان فیلم Playdate، تلاش کرده تا با تلفیق فضای پرتنش اکشن، موقعیتهای کمدی و یک داستان جذاب، تجربهای قابل قبول از ژانر کمدی به مخاطب عرضه کند.
فیلم از پویایی خوبی برخوردار است و دست کم، تا نیمههای اثر، بیننده را خسته نمیکند. هرچند مشکلاتی مانند موسیقی متن، جلوههای ویژه بصری و پردازش کم کاراکترها در فیلمنامه، در اثر دیده میشود؛ اما با این وجود، Playdate خود را از تک و تا نینداخته و تلاش کرده است تا با کارگردانی، تدوین و تصویربرداری حرفهای و جذاب، ایرادات خود را پوشش دهد. در کل، جدیدترین ساختهی Greenfield، میتواند حداقلهای سرگرمی شما در نوروز را تضمین کند!
Wolfs

اگر از فضای پرزرق و برق کمدیهای فعلی خسته شدهاید، میتوانید Wolfs را امتحان کنید. جان واتس، کارگردان فیلم Wolfs که پیشتر مسئولیت ساخت Spider-Man: No Way Home را برعهده داشته، در جدیدترین فیلم خود، از اتمسفر پرهیجان هالیوود فاصله گرفته و یک کمدی سیاه جذاب را پیش روی مخاطب میگذارد. داستان با حضور دو پاککنندهی صحنهی جرم (با بازی جورج کلونی و برد پیت) در یک موقعیت یکسان، که گویا خلاف قوانین آنهاست آغاز میشود و به مرور، با مطرح شدن رازها و نکاتی، مسیر خود را ادامه میدهد. Wolfs از هر جنبهای، بهترین کمدی سیاه حال حاضر است.
لحظات دارای تعلیق، نه کشدار و خستهکننده، و نه بیش از حد خشن و پرهیجان میشوند. علاوه بر این، واتس تلاش کرده تا تجربهی موقعیتهای خندهدار در اتمسفر تاریک و خستهی کار چاقکنها را، با به حاشیه رفتن و پرداختن به لحظات پوچ به هدر ندهد؛ این رفتار، مهمترین نکتهی مثبت Wolfs است و در سایر آثار امروز سینمای هالیوود، کمتر به آن اهمیت داده میشود. همچنین، نمیتوان بازی جذاب Clooney و Pitt را در این اثر نادیده گرفت. در نتیجه، اگر به دنبال تجربهای متفاوت در ژانر کمدی هستید، Wolfs انتخاب هوشمندانهای است.
Fast And Furious 7

در میان آثار پرهیجان تعقیب و گریز و مسابقهای، بهطورقطع Fast And Furious از دسته اسمهایی است که در صدر جدولها قرار میگیرد. اما تعلیق این مجموعه، زمانی به اوج خود میرسد که با آتش، گلوله و سلاحهای گرم همراه شود. سری هفتم فیلمهای سریع و خشن، با هنرنمایی Vin Diesel، Dwayne Johnson و بازی درخشان Jason Statham، با بهرهگیری از عناصر دو سبک متفاوت از دنیای اکشن و تلفیق آنها، تبدیل به اثری جذاب، پرهیجان و به یاد ماندنی می شود. James Wan
، کارگردان فیلم، که سابقهی تولید فیلمهای اره و احضار را در کارنامهی خود دارد، در Fast 7، به خوبی از فضای آثار قبلی خود فاصله گرفته و فیلم را به بهترین شکل مدیریت کرده است. از میان نکات مثبت فیلم، نباید آهنگسازی برایان تایلر را نادیده گرفت. او که در سایر قسمتهای این مجموعه نیز حضور داشته، بار دیگر موسیقی ریتمیک، جدی، پرهیجان و همگام با فیلم، به بیننده ارائه میکند. در مجموع، اگر به دنبال فیلمی هستید که تمام توجه شما را به خود جلب کند و لذت تماشای آن، تا مدتها با شما همراه باشد، Fast And Furious 7 را از دست ندهید.
Good Bad Ugly

با خروج از حال و هوای سینمای کمدی هالیوود، میتوانیم در نوروز روی Good Bad Ugly، محصول کشور هند، حساب کنیم. Adhik Ravichandran، کارگردان فیلم، فضایی رنگارنگ، سینمایی و فانتزی را در بستر کمدی اکشن به مخاطب ارائه میکند. داستان اثر، دربارهی گانگستری کهنهکار است که پس از مدتی جدایی از فضای مافیایی، دوباره مجبور به بازگشت به آن وضعیت میشود. از بازیگران Good Bad Ugly، میتوان به آجیت کومار و آرجون داس اشاره کرد.
کومار، که پیشتر در آثار اکشن به ایفای نقش پرداخته بود، در جدیدترین هنرنمایی خود، بازی خوبی به نمایش گذاشته و به خوبی از عهدهی نقش خود برآمده است. در کنار کارگردانی متمرکز و ایفای نقش بازیگران، ریتم تند موسیقی متن نیز از نکات قابل توجه Good Bad Ugly به شمار میآید. گروه Jukebox، با بهرهگیری از سازهای الکتریکی، در موسیقی متن فیلم، شور و هیجان آن را دوچندان کردهاند. تنها ایراد فاحش اثر، جلوههای ویژه بصری آن است که بسیار ابتدایی طراحی و اجرا شدهاند و فاقد استانداردهای حداقلی هستند. بنابراین، اگر به دنبال فیلمی شاد و مهیج در دنیای فیلمهای بالیوود هستید، خوب بد زشت، ارزش تماشا کردن را دارد.
Recep Ivedik 5

یکی از اولویتهای کمدی غیرانگلیسی، که بدون شک، رتبهی بالایی در لیست تماشا خواهد داشت، سری فیلمهای Recep Ivedik، محصول کشور ترکیه است. قسمت پنجم این سری فیلم اما، جز بهترین گزینهها برای تماشای یک کمدی به شمار میآید. Recep Ivedik 5، با ایجاد تمایز میان کمدی این سری و قسمتهای پیشین و همچنین، افزایش کیفیت بصری، در عین پایبند بودن به تم کلی Recep، تجربهای متفاوت به مخاطبان خود عرضه میکند. داستان فیلم نیز، نگاهی نو و بکر دارد: رجب پس از مرگ دوستش، تصمیم میگیرد تا به آخرین قرارداد کاری دوستش رسیدگی کند.
او باید با اتوبوس دوست مرحومش عدهای ورزشکار را برای شرکت در رقابتهای بینالمللی به خارج از کشور ببرد. ممکن است Recep Ivedik 5 در ابتدا، کمی مخاطب را سردرگم کند؛ اما با گذر زمان و آغاز شدن داستان، پس از افتتاحیهای نامفهوم، مسیر قصه به درستی مشخص میشود. از نقاط مثبت فیلم Recep، میتوان به کارگردانی قابل قبول توگان گوکباکار، بازی خوب شاهان گوکباکار در نقش رجب و موسیقی متن شاد و پرهیجان آن اشاره کرد. در آخر، میتوان روی Recep Ivedik 5، برای تجربهی یک نوروز شاد و مفرح حساب ویژهای باز کرد.
The Society Of The Snow
چنانچه حال و حوصلهی آثار کمدی را ندارید و به دنبال یک فیلم درام هستید، The Society Of The Snow، میتواند به نیاز شما پاسخ دهد. انجمن برف، به کارگردانی جی ای بایونا، بر خلاف آثار مشابه، در ژانر درام فاجعه، فیلمی خوب و قابل تامل است. فیلم، کاملا انسانی، با فجایعی همچون اسارت در برف برخورد میکند و تلاش میکند، ضمن ارائهی حس تشویش و اضطراب، در نمایش تعامل افراد مختلف، سطح تنش را کاهش دهد و سرعت و ریتم داستان را حفظ کند. بازی بازیگران فیلم، قابل قبول است.
هرچند هیچ یک به شخصیت بدل نمیشوند، اما همین میزان حداقلی، برای به تصویر کشیدن موقعیتها، جوابگو است. از نقاط قوت فیلم، علاوه بر داستان خوب و کارگردانی حرفهای، میتوان به عملکرد مایکل جاکینو، آهنگساز انجمن برف اشاره کرد. جاکینو، که سابقه آهنگسازی آثاری همچون دکتر استرنج و انیمیشن زوتوپیا را در کارنامه خود دارد، در The Society Of The Snow، با نظم و اشراف کامل بر سکانسها عمل میکند. در آخر، ممکن است انجمن برف، ضعیف و ابتدایی پنداشته شود، اما با ورود به دنیای آن، میتوان انسانیت را با تمام وجود حس کرد.
The Guilty
نگاه از یک زاویه دید متفاوت، با اینکه میتواند بدترین تصمیم باشد، در عین حال میتواند موفق به خلق یک شاهکار شود. این وضعیتی بود که برای فیلم The Guilty، به کارگردانی آنتوان فوکوآ رخ داد. The Guilty، محصول سال ۲۰۲۱، که با اقتباس از فیلمی دانمارکی با همین عنوان ساخته شده، درگیریها، تعلیقها و به طور کلی روزمرهی یک مامور پاسخگویی به تماسهای اورژانسی پلیس را به نمایش میگذارد. Jake Gyllenhaal در نقش این مامور، به مرور با پیشبرد اتفاقات، دچار شک در زندگی خود، اضطراب از آینده، توجه به ترسهای گذشته و… میشود.
فیلم از ابتدا تا انتها، در مرکز پاسخگویی پلیس به تماسهای مردمی جریان دارد و این محدودیت لوکیشن، نکتهی جالب و قابل توجه اثر است. جیلنهال، به عنوان بازیگر اصلی The Guilty، احساسات خود را به خوبی کنترل و مدیریت میکند. فوکوآ نیز، ضمن تسلط بر فضای محدود فیلم، با استفاده از عناصر مختلف، مثل نورهای قرمز، کاتهای سریع و جایگذاری درست دوربین، فیلم را به خوبی کارگردانی میکند. البته؛ شاید کندی ابتدایی اثر، کمی مخاطب را خسته کند، اما با فرصت دادن به آن و تماشای با حوصلهی The Guilty، میتوان تجربهای متفاوت و به یادماندنی را برای خود به ارمغان آورد.
منبع: گیمفا