نقشه قاره آفریقا در سال ۱۹۱۴ و دورانی که ۹۰ درصد آن تحت کنترل استعمار بود + اینفوگرافی
در فاصله حدود ۴۰ سال، قدرتهای اروپایی تقریباً کل قاره آفریقا را میان خود تقسیم و آن را به مجموعهای از قلمروهای استعماری تبدیل کردند که از لندن، پاریس، برلین، بروکسل، لیسبون، رم و مادرید اداره میشدند.
این اینفوگرافی نقشه آفریقا در سال ۱۹۱۴ را نشان میدهد؛ زمانی که در آستانه جنگ جهانی اول، حدود ۹۰ درصد این قاره در کنترل تنها هفت امپراتوری اروپایی بود.
بخش بزرگی از مرزهای ملی امروز قاره آفریقا در همین دوره شکل گرفت؛ مرزهایی که بیشتر بر اساس توافقهای استعماری ترسیم شدند تا واقعیتهای فرهنگی یا سیاسی بومی.
اگرچه آلمان پس از پایان جنگ جهانی اول تمام مستعمرات آفریقایی خود را واگذار کرد، اما سایر امپراتوریهای اروپایی، در دهههای بعد مستعمراتشان را از دست دادند.
در فاصله حدود ۴۰ سال، قدرتهای اروپایی تقریباً کل قاره آفریقا را میان خود تقسیم و آن را به مجموعهای از قلمروهای استعماری تبدیل کردند که از لندن، پاریس، برلین، بروکسل، لیسبون، رم و مادرید اداره میشدند.

این نقشه لحظه اوج دوران استعمار قاره آفریقا را در سال ۱۹۱۴ ثبت کرده؛ پیش از آنکه جنگ جهانی اول آغاز شود و پایههای امپراتوریهای فرادریایی اروپا را متزلزل کند.
رقابت برای استعمار قاره آفریقا
قدرتهای اروپایی از قرنها پیش در آفریقا حضور داشتند؛ از استقرار هلندیها در دماغه امید نیک در سال ۱۶۵۲ گرفته تا لشکرکشی ناپلئون بناپارت به مصر در سال ۱۷۹۸.
اما دوره «امپریالیسم نوین» در نیمه دوم قرن نوزدهم، مرحلهای بسیار سازمانیافتهتر و تهاجمیتر از استعمار را بهویژه از سوی بریتانیا، فرانسه و آلمان رقم زد.
«تلاش برای آفریقا» به تقسیم تقریباً کامل این قاره میان این قدرتها انجامید؛ روندی که کنفرانس برلین در سال ۱۸۸۵ نماد بارز آن بود.
برخی قدرتهای استعماری فعال، مانند بلژیک یا پرتغال، کشورهای کوچکی بودند که توان نظامی گستردهای نداشتند. در مقابل، برخی قدرتهای بزرگ اروپایی مانند روسیه و اتریش-مجارستان اصلاً در این رقابت شرکت نکردند.
داستان دو استعمار در آفریقا
امپراتوری بریتانیا موفقترین قدرت استعماری در آفریقا بود و تقریباً نوار پیوستهای از قلمروها را در نیمه شرقی این قاره در اختیار داشت.
رویای لندن برای ساخت راهآهنی از «کیپ تا قاهره» که مستعمرات مصر و آفریقای جنوبی را به هم متصل کند، بهدلیل موانع جغرافیایی و سیاسی هرگز عملی نشد. بخش شرقی کنگوی تحت استعمار بلژیک برای ساخت راهآهن نامناسب بود و آفریقای شرقی تحت حاکمیت آلمان نیز در اختیار رقیب اصلی بریتانیا قرار داشت.
پس از پایان جنگ جهانی اول، بریتانیا کنترل آفریقای شرقی تحت نفوذ آلمان (امروزه تانزانیا) را به دست گرفت، اما رکود بزرگ اقتصادی مانع تحقق پروژه راهآهن شد.
در حالیکه بریتانیا در شرق آفریقا تسلط کامل را داشت، مغرب عربی و بخش بزرگی از غرب آفریقا تحت کنترل فرانسه قرار گرفت. با این حال، تفاوتهایی میان مستعمرات وجود داشت: الجزایر بهطور کامل به خاک اصلی فرانسه ضمیمه شد، در حالی که مراکش و تونس بهعنوان مناطق تحتالحمایه اداره میشدند.
مراکش نیز بهطور کامل در اختیار فرانسه نماند. بر اساس معاهدهای در سال ۱۹۱۲، اسپانیا کنترل بخشهای شمالی این کشور در نزدیکی تنگه جبلالطارق و همچنین بخشی در جنوب، هممرز با صحرای اسپانیا، را در اختیار گرفت.
در این دوره، اسپانیا و پرتغال تنها معدودی از مستعمرات باقیمانده خود را حفظ کرده بودند؛ زیرا پیشتر بخش عمدهای از مستعمراتشان در قاره آمریکا را از دست داده بودند. بیطرفی این دو کشور در جنگهای جهانی باعث شد مستعمرات آفریقاییشان را دیرتر از سایر قدرتها از دست بدهند و موج استقلالطلبی در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ به آنها برسد.
بلژیک و دولتهای مستقل
در نتیجه بیتفاوتی قدرتهای بزرگ نسبت به حوضه رود کنگو، لئوپولد دوم، پادشاه وقت بلژیک، توانست مستعمرهای عظیم را که بسیار بزرگتر از خود بلژیک بود، تحت کنترل خود درآورد.
کنگوی تحت حاکمیت بلژیک، بهویژه بهدلیل استخراج گسترده و خشن لاستیک، بهعنوان یکی از بیرحمانهترین و آسیبزنندهترین نظامهای استعماری در آفریقا شناخته میشود.
در همین حال، تنها دو کشور توانستند در جریان تقسیم آفریقا استقلال خود را حفظ کنند: اتیوپی و لیبریا.
اتیوپی (که با نام حبشه نیز شناخته میشد) در ابتدا در برابر استعمار ایتالیا مقاومت کرد، هرچند در دوره میان دو جنگ جهانی توسط ایتالیا اشغال شد. لیبریا نیز که توسط بردگان آزادشده آمریکایی بنیان گذاشته شده بود، هرگز مستعمره نشد و به یکی از قدیمیترین دولتهای مستقل آفریقا تبدیل شد.
منبع: روزیاتو