عروس دلبری که قاتل از آب درآمد

ژلهفیشها که ایرانیها عموما آنها را به نام عروسدریایی میشناسند، در اصل ماهی نیستند و اشتباه به کار رفتن نام فیش (ماهی) در انتهای اسم آنها به خاطر این است که قدیمیها هر جانوری را که زیر آب حرکت میکرد ماهی مینامیدند.
هنوز دایناسورها به وجود نیامده بودند که این جانوران زندگی در زیر آبهای کره زمین را تجربه کردند و البته تا امروز هم نسل خود را حفظ کردهاند؛ یعنی ۶۵۰ میلیون سال قبل.
ژلهفیشها که ایرانیها عموما آنها را به نام عروسدریایی میشناسند، در اصل ماهی نیستند و اشتباه به کار رفتن نام فیش (ماهی) در انتهای اسم آنها به خاطر این است که قدیمیها هر جانوری را که زیر آب حرکت میکرد ماهی مینامیدند.
نکته جالب در نامگذاری این جانور آبزی زیبا این است که همیشه آدمی را مبهوت زیبایی خود کرده و در بعضی از نقاط دنیا نامی به فراخور فرهنگ و دید مردمان آن منطقه گرفته است به عنوان مثال آن را در آمریکا ژله دریایی (Seajellie)، در یونان جام (Skyphos)، در کشورهای عربی ستاره دریایی (نجمالبحر) و در بسیاری جاها مدوزا (Medusa) مینامند.
از آنجا که عروسهای دریایی در سراسر آبهای کره زمین یافت میشوند، به آبهای جنوب ایران هم آمدهاند ولی متاسفانه با وجود مملو بودن آبهای جنوب کشورمان هنوز کسی درباره گونههای مختلف این جانوران در خلیجفارس و دریای عمان تحقیق درست و جامعی نکرده است.
تا پیش از شکوفایی این جانوران در سال ۱۳۸۱ در آبهای استان سیستان و بلوچستان، زیستشناسان دریایی در کشور ما کمتر به دنبال تحقیق درباره ژلهفیشهای موجود در خلیج فارس بودند. از آنجا که درباره این جانور گزارشها و مقالات کمی در ایران منتشر شده، کار ردگیری گونههای مختلف موجود در ایران بسیار سخت است.
این متن با استفاده از مقالهها، گزارشها و گفتوگویی با محمدتقی آژیر (مسئول بخش بیولوژی و ارزیابی ذخایر مرکز تحقیقات شیلات آبهای دور چابهار) نوشته شده که برای تکمیل آن از کمکهای سیمین دهقان مدیسه (رئیس بخش اکولوژی پژوهشکده آبزیپروری جنوب کشور)، فرهادکیمرام (مسؤول بخش بیولوژی و ارزیابی ذخایر موسسه تحقیقات شیلات ایران)، تورج ولینسبپور (عضو گروه سرپایان بینالمللی)، غلامرضا دریانبرد (مسؤول پژوهشکده اکولوژی دریای خزر) و گزارشهای خارجی نوشته M. Dawson, F. Kennedy, A. C. Morandini, K. Raskoff, S. Wilson بهره گرفته شده است.
وقتی به جانوری ماهی میگوییم یعنی اینکه آن جانور باید سر، مغز، چشم، گوش، باله و غیره داشته باشد؛ نکتههایی که در عروسهای دریا یی وجود ندارد. اما این جانوران واقعا چه موجوداتی هستند؟
این جانوران زیبا متعلق به چهار کلاس سیفوزوآ با ۲۰۰ گونه، استروزوآ با ۵۰ گونه، گیبوزوآ با ۲۰ گونه و هیدروزوآ یا مرجانیان با ۱۵۰۰-۱۰۰۰ گونه هستند که این کلاس آخری عروسهای دریایی در آبهای خلیجفارس هم زیاد دیده شدهاند؛ به خصوص که تازگیها خبر حضور گسترده عروسهای دریایی در آبهای استان سیستان و بلوچستان و استان هرمزگان شنیده میشود.
خرامیدن عروس
وقتی راه میرود انگار عروسی دامنش را تکان میدهد؛ چراکه آرام و باوقار است و فریبنده. حرکت تندی ندارد، مگر اینکه جریان آب آنقدر زیاد باشد که آن را از جایی به جایی بکشاند.
بسیاری از زیستشناسان دریایی عامل اصلی حرکت این جانور را همین جریانهای دریایی میدانند اما واقعیت این است که آنقدر نقطه ابهام در زندگی این جانور وجود دارد که هنوز محققان نتوانستهاند به سؤالات بیشمار خود درباره عروس دریایی پاسخ دهند.
نمونهاش همین موضوع حرکت کردن این جانور است که عامل اصلی آن هنوز به درستی مشخص نشده. البته در اینکه غذاخوردن عروس دریایی عامل دیگری برای حرکتش است، شکی نیست؛ زمانی که ژلهفیش آب را به داخل بدن کیسه مانندش میبرد، اگر غذایی درونش باشد آن را با فیلترهای مخصوصش میگیرد و آب را در پی انقباض ماهیچههای منقبض شونده ژلاتینیاش با فشار بیرون میدهد و همین عمل باعث حرکتش میشود.
عدهای هم نور زیاد را عامل دیگری برای جابهجایی آن میدانند؛ چراکه این موجود ظریف به نور زیاد حساس است و برای همین در طول روز به اعماق میرود و شبها به سطح آب برمیگردد.
البته میزان این مهاجرت عمودی روزانه در گونههای مختلف فرق میکند؛ بعضیها تا ۵۰۰ متر هم جابهجا میشوند تا به عمق دلخواه خود برسند. بنابراین قرار گرفتن عروسهای دریایی در عمقهای مختلف تصادفی نیست و به میزان نور، فشار، دما، اکسیژن و غذا مربوط است.
در کل اینگونه میتوان گفت که بعضی از گونههای ژلهفیش در بیشتر زمانها دارای شنای فعال اما بعضی دیگر در اغلب اوقات غیرفعال و تابع عوامل محیطیای مانند جریانات دریایی هستند.
راز سر به مهر
شاید برای بسیاری اولین سؤال درباره ژلهفیش محل دهان این جانور باشد؛ یعنی همان اندامی که از نقش مهم آن برای حرکت ژلهفیش گفتیم. برای پی بردن به این موضوع ابتدا باید با اندام عروس دریایی آشنا شوید.
۹۵ درصد بدن یک ژلهفیش را آب تشکیل میدهد که ترکیب اصلی بدن این جانور است. ژلهفیشها اندامهایی مانند سیستم گوارش، سیستم عصبی مرکزی، سیستم تنفسی یا سیستم گردش خون ندارند. البته نبود این سیستمها خللی در زندگی این جانور ایجاد نمیکند.
بهطور مثال عروسهای دریایی اصولا نیازی به سیستم تنفسی پیشرفته ندارند؛ چراکه پوست آنها بهقدری نازک است که میتواند اکسیژن محلول در آب را با استفاده از سیستم انتشار جذب کند. درست است که این جانوران آبزی مغز یا سیستم عصبی مرکزی ندارند اما دارای یک شبکه عصبی ساده با تعدادی عصب در پوسته بیرونی (Epidermis) هستند که یک شبکه عصبی ابتدایی یا Nerve net تشکیل میدهند.
همینطور آنها از اندامی به نام Gstroderminal که به حفره گوارشی معروف است جهت هضم غذا بهره میگیرند که این حفره کار جذب مواد مغذی را برعهده دارد.
این حفره همان دهان عروس دریایی است؛ همان حفرهای که در پایین بدن چتری شکل آنها قرار دارد و کانالی است با انتهای باز که نقش دهان و مخرج را توامان اجرا میکند. عروس دریایی برای غذا خوردن کافی است تا حجمی از آب را از همین کانالها وارد بدن کند و با فیلتر کردن و گرفتن پلانکتونهای جانوری، آب را با فشار بیرون دهد. فشار آب باعث جابهجایی آنها هم میشود.
غذای اصلی ژلهفیشها زئوپلانکتون است؛ همان موجودات ریز شناور در آبی که از فیتوپلانکتونها – جلبکهای گیاهی خیلی ریز – تغذیه میکنند. زئوپلانکتونها میتوانند ماهیهای تازه به دنیا آمدهای را هم که هنوز قدرت تغذیه ندارند شامل شوند.
اما این نکته نیز شاید برایتان جالب باشد که با اینکه میدانیم عروس دریایی چه میخورد اما از این موضوع که خودش خوراک چه جانوری است اطلاعات دقیقی وجود ندارد. تا اینجا با توجه به تحقیقات صورت گرفته میدانیم که لاکپشت و خرچنگ این جانور آبزی را میخورند و حتی دیده شده که فرشتهماهیها و طوطیماهیها هم بخش کروی پشت این جانور را که شبیه به یک چتر است گاز میگیرند، اما این مسأله که ژلهفیش دقیقا مورد تغذیه چه جانورانی است، یکی از رازهای کشف نشده مربوطبه عروس دریایی است. زیستشناسان نهتنها هنوز به این موضوع پی نبردهاند بلکه از علت دقیق مرگ و میر این جانور و طول عمر آن هم اطلاعی ندارند.
سم اعصاب
اگر پیشینیان ما به وجود سم کشنده عروسهای به ظاهر آرام دریا پی برده بودند، شاید هیچ وقت عروس صدایش نمیزدند. برای این جانور زیبا فرقی نمیکند کسی که به او نزدیک شده انسان است یا طعمهای خوشمزه برای خوردن؛ در هر صورت آن جاندار به شدیدترین وضع مسموم خواهد شد.
سلولهای حاوی سم این جاندار که نماتوسیست نام دارند و روی بازوها یا تنتاکولهایش قرار دارند، باعث میشوند تا سطح این بازوها آغشته به سم فلجکنندهای شود.
البته اینطور نیست که تنها نوع بالغ این جانور سمی باشد و در سنین قبل از بلوغ ضرری نداشته باشند؛ این سلولهای سمی از زمان شکلگیری لاروی یک عروس دریایی همواره با آن هستند. تاکنون گزارشهای زیادی از انسانهایی که قربانی سم دردناک و خطرناک عروس دریایی شدهاند منتشر شده است.
البته تماس با سم این موجود زیبا همیشه کشنده نیست و خطرناک بودن این برخورد بستگی به میزان تماس و گونه ژلهفیش دارد. سم عروس دریایی در واقع نوعی واکنش دفاعی برایش محسوب میشود؛ چراکه حاوی نوعی آفلاتوکسین است که با مختل کردن سیستم عصبی و فلج کردن جانداری که به او نزدیک شده، این فرصت را در اختیار میگیرد تا خطر خود را کاملا بررسی کند و اگر طعمهای مناسب بود، آن را بخورد و اگر شکارچیاش بود با افتخار از کنارش عبور کند.
والدین بیتفاوت
عروس دریایی برخلاف بیشتر آبزیان هیچگونه جذابیت و کششی به جنس مخالف از خود نشان نمیدهد. ژلهفیشها بعد از رشد کامل و رسیدن به دوره بلوغ اقدام به تولید مثل جنسی میکنند؛ آنهم به گونهای کاملا بیتفاوت به جنس مخالف؛ جنس نر با رهاسازی اسپرم در آب و جنس ماده با ریختن تخمک از راه دهان به داخل آب بدون توجه نسبت به عاقبت فرزندانشان به ادامه زندگی خود میپردازند. تخمک و اسپرم پس از لقاح یافتن تبدیل به تخم یا «گامت» میشود تا با ادغام گامتها درون آب، سلول تخم اولیه تشکیل شود.
این سلولها اگر توسط جاندار دیگری خورده نشوند، تبدیل به «پلانولا» میشوند؛ یعنی موجود نابالغی که هنوز دهان و تنتاکول ندارد و مانند کپسولی است که قسمت زیرین آن باریکتر است؛ چیزی شبیه یک گرز خیلی کوچک. در مرحله بعدی، پلانولا بر بستر دریاها روی مکانهای سفت و سخت میچسبد که به این کار او اصطلاح ستلمنت شدن را اطلاق میکنند.
عروس دریایی پس از ستلمنت شدن، وارد مرحله پولیپ میشود تا رشد خود را کامل کند و دهان و تنتاکول تشکیل شود. پولیپها طی مراحل شکوفایی بند بند میشوند که هر یک از این بندها «سیفوستوما» نام دارد. سیفوستوماها به آرامی رشد کرده و ژلهفیشهای نابالغ «افیرا» را تولید میکنندکه در نهایت به ژله فیش بالغ «مدوزا» تبدیل میشود.
البته همیشه در ژلهفیشها تولیدمثل به این شکل نیست؛ گاهی اسپرمهای رها شده توسط عروس دریایی نر به همراه آب وارد دهان عروس ماهی ماده میشود و سلول تخم آنجا شکل میگیرد. در «عروس دریایی ماهمانند» (Moon jellyfish) تخمها بعد از تشکیل در اتاق خوابی در بازوی دهانی که نامش اتاق تخم است قرار میگیرند، مراحل تکامل رشد را سپری میکنند و یکباره از تخم خارج میشوند.
فرصتطلبهای خودنما
عروسهای دریا سالها آرام و بیصدا زیر آبهای خلیجفارس و دریای عمان میرقصیدند و انسانها از حضورشان بیخبر بودند. بهار سال ۸۱ این بیخبری پایان گرفت. آن سال دمای هوا رو به گرمی رفت و بیشتر آبزیان - از جمله ماهیها و سختپوستان- تخمریزی کردند و کمکم شرایط آماده شد تا تولید مثل گونهای از عروس دریایی به نام «کرامبیونلا اورسینی» ( Crambionella orsini) هم آغاز شود.
در تابستان که دیگر هوا کاملا گرم شد و لاروهای آبزیان از تخم درآمدند، کرامبیونلاهای گرسنه منتظر، شروع به خوردن آنها کردند و آنقدر شرایط، مناسب حالشان شد و آنقدر خوردند و بزرگ شدند و زاد و ولد کردند که یکدفعه خود را در میان سیل عظیمی از جمعیتشان دیدند.
مردمان سیستان و بلوچستان حین عبور از دریا فکر کردند که شاید شکوفههای سفید رنگ ژلهای روی آب جوانه زده و صیادان محلی تصور کردند آب دریا کثیف شده و از کاهش شدید صید خود به شدت نگران بودند. همین موضوع باعث شد تا این موجودات زیبا در آبهای جنوب ایران به چشم بیایند.
شکوفایی میلیونی عروسهای دریایی که به بلوم ژلهفیشی معروف است، یعنی کاهش کلی تولید در دریا زیرا این حجم عظیم گرسنه با خوردن لارو و تخمهای متولد نشده آبزیان، هم نسل آنها و هم زنجیره غذایی موجود در آب را دچار اختلال میکنند.
البته این پدیده نادر که هر چند سال یکبار در دریاها اتفاق میافتد در تابستان امسال هم بعد از هفت سال در آبهای جنوب ایران دیده شد. طی گشت عملیاتی گروهی از محققان ایرانی در برآورد ذخایر کفزیان در خلیجفارس و دریای عمان، در لابهلای تورهای «ترال» صیادی ژلههای دریایی به دام افتادند و خبر از حضور دوباره خود دادند.
در روزهای اول گشت عملیاتی در هر تور غیر از ماهیان فقط دو درصد کل صید عروسهای دریایی بودند اما در روزهای بعد عمدهترین ترکیب صید را به خودشان اختصاص دادند؛ به گونهای که تورهای صیادی را آنقدر سنگین کردند که کشتی را متوقف کردند و صیادان برای بالا کشیدن تور مجبور شدند آن را پاره کنند تا بخشی از ژلهفیشها بیرون ریخته شوند و تور سبک شده و بالا بیاید.
از طرفی در آبهای سیستان و بلوچستان دیده شد که این پدیده در پاییز از سمت شرق به سمت غرب - یعنی آبهای استان هرمزگان- پیشروی کرده است.
عروسها به دلیل ساختار ژلهای با مسدود کردن چشمههای تور صیادان باعث اختلال در عملکرد تورها میشوند و از طرفی با خوردن تخم و لارو ماهیها و سایر آبزیان باعث کاهش ذخایر آنها میشوند که در نهایت چرخه تولید در دریا را به هم میریزد.
عواملی مانند صید بیرویه، خروج شکارچیان از زنجیره غذایی، تغییرات آب و هوایی، گرم شدن کره زمین، خشکسالی، کاهش حجم آبهای شیرین ورودی و تخلیه فاضلابهای مختلف صنعتی، کشاورزی و خانگی به دریاها باعث میشوند تا گونههای فرصتطلب، قلمروشان را در آب افزایش دهند و محیط را از آن خود کنند و البته عروس دریایی هم از همین دسته فرصتطلب است.
تجارت با ژله دریا
تا قبل از سال ۱۹۷۰ میلادی کسی در دنیا نمیدانست که میتوان عروسهای دریایی را صید کرد. صیادان چینی مهاجر در کشورهای آسیای جنوبشرقی اولین کسانی بودند که ژلهفیشها را به صنعت صید و صیادی در دنیا معرفی کردند و بعد بازرگانان ژاپنی با ورود به کشورهای تایلند، اندونزی، مالزی، فیلیپین، ویتنام و میانمار به صنعت عملآوری ژلهفیشها رونق بسیار دادند.
در ایران هم با وجود فراوانی این موجود نه درباره شناسایی این آبزی تحقیقات جامعی صورت گرفته و نه اینگونه چندان صید میشود تا آن را وارد چرخه اقتصادی کنند. واقعیت این است که تنوع بالا در شکل، اندازه و رنگ، اساس شناسایی و تشخیص گونههای مختلف عروسهای دریایی است ولی متاسفانه در ایران تحقیقی درباره شناسایی گونهها هم انجام نشده و تنها گونه اعلام شده از ایران کرامبیونلا اورسینی است که هفت سال پیش بهخاطر شکوفایی در آبهای استان سیستان و بلوچستان شناسایی شد. البته گونههای شاخص ژلهفیشها در کشورهای آسیای جنوبشرقی رصد شدهاند که میتوان احتمال وجود آنها را در ایران هم داد.
برای پی بردن به اهمیت صید این جانور ابتدا باید فواید این کار را در نظر بگیریم. هدف اصلی صید در بسیاری از کشورهای آسیایی مثل ژاپن، کره و چین استفاده غذایی آن است. ماده خشک عروس دریایی - که به اشتباه گوشت جانور نامیده میشود اما در اصل از پروتئین، نسوج، نمک و ... تشکیل شده - بسیار لذیذ و خوراکی است.
البته این ماده خشک، کمی بعد از صید فاسد میشود و باید به سرعت آب آن را با نمک طعام بگیرند و برای خنثی کردن سم سلولهای سمی که روی تنتاکولهایش است به آن زاج سفید بزنند. قبل از خوردن هم آن را با سسی که از لوبیای جوشیده، فلفل، شیر، روغن دانه کنجد و ادویههای معطر تهیه کردهاند مخلوط میکنند و با سالاد و سبزیجات میخورند. عروس دریایی خشک شده و بستهبندی شده را در بازارهای کشورهای آسیای جنوبشرقی میتوان یافت.
از ژلهفیشها در طب و داروسازی هم استفاده میکنند و برای درمان بیماریهایی مثل ورم مفاصل، برونشیت، فشار خون بالا و نیز تهیه انواع شامپوهای تقویت مو به سراغ این موجودات به ظاهر بیمصرف میروند.
اما یکی از مهمترین استفادهها از ژلهماهی، گرفتن کلاژن از آنهاست. کلاژن ماده اصلی و بنیادی برای تشکیل استخوان و غضروف در جنین انسان و استخوان و دندان در انسان بالغ است. ژلهماهی کننبال (Cannonball jellyfish) با نام علمی Stomolophus meleagris با داشتن کلاژن فراوان در درمان ضایعات غضروفی، استخوانی و دندانی در انسان کاربرد فراوان دارد.
منبع: همشهری