مهاجرت؛ بازی برد- برد؟!

به نظر میرسد، کشورهایی که در سیاستگذاریهای کلان خود، به جذب دانشجویان بینالمللی اهمیت میدهند، در بین ۲۰کشور دارای بزرگترین و قویترین اقتصاد جهان قرار دارند.
ناهیدصادقی | توسعه و ابعاد مختلف آن در مطالعات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، در چند دهه گذشته بسیار موردتوجه بوده است. درواقع، توسعه یک جریان چندبعدی است که کل نظام اقتصادی و اجتماعی را دچار تغییر و تحول میکند و هدف آن، ارتقای سطح زندگی افراد و بهبود کیفیت آن است.
طبق این تعریف، توسعه در بعد اقتصادی نیز صرفا به رشد اقتصادی و بالا بردن نرخ رشد تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه محدود نمیشود، بلکه فرآیندی از تغییر را در زمینه اقتصادی، سیستم اجتماعی و سازمانهای سیاسی، در راستای ارتقای مستمر کل نظام اجتماعی به سوی زندگی بهتر و انسانیتر ایجاد میکند.
در قرنهای گذشته، عواملی نظیر سرمایه فیزیکی و نیروی کار، به عنوان عوامل تولید و عناصر رشد اقتصادی مدنظر بوده اند، اما امروزه علاوه بر این موارد، دانش، دادهها و ویژگیهای فرهنگی، به عنوان منابع جدید رشد اقتصادی شناخته میشوند.
از آنجا که ارزشمندترین دارایی در اقتصاد دانش بنیان، اندوختههای فکری دانشمندان و نخبگان هر جامعه است، علم و خلاقیت نخبگان و کارآفرینهای فعال، از عوامل کلیدی در جذب، نگهداری و افزایش تواناییهای تولیدکنندگان دانش محسوب میشود و فراهم آوردن محیطی مناسب برای نوآوری یکی از باارزشترین زیربناهای اقتصاد دانش بنیان به شمار میرود.
بر اساس شاخصهای مطرح شده از طرف بانک جهانی، زیرساختهای ارتباطی و اطلاعاتی کارآمد، سیستم نوآوری مناسب و همکاری دانش محور نهادهای تولید و توزیع کننده دانش، مانند دانشگاهها و مراکز علمی پژوهشی و همکاریهای محلی و جهانی دانش، از الزامات داشتن اقتصاد دانش بنیان در جامعه هستند.
در راستای توجه به فراهم کردن این الزامات، میتوان توسعه آموزش عالی و دانشگاهها را از طریق بینالمللیسازی و افزایش تعاملات جهانی آن، مورد تاکید قرار داد.
به لحاظ نظری، صاحب نظران حوزه آموزش عالی معتقدند که بینالمللی شدن، عاملی برای تغییر و وسیلهای برای دستیابی به توسعه است. ازاین روست که امروزه استراتژیها و برنامههای آموزشی، علمی و سازمانی دانشگاهها بر اساس سیاستها و فعالیتهای آموزش عالی بینالمللی نوشته میشوند.
درواقع میتوان اذعان کرد که بینالمللی شدن به عنصر اساسی آموزش عالی در جهان تبدیل شده است و روزبه روز در حال گسترش است.
بینالمللیسازی آموزش عالی به لحاظ اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، آموزشی، سازمانی و... اهمیت زیادی دارد، اما ارزش اقتصادی بینالمللیسازی آموزش عالی تا حدی است که اهداف بینالمللی شدن را میتوان به دو بخش اقتصادی و سایر اهداف تقسیم بندی کرد.
جذب دانشجویان بینالمللی، به عنوان مهمترین شاخص بینالمللیسازی دانشگاهها دارای اهمیت اقتصادی در کشورهای توسعه یافته است. به نظر میرسد، کشورهایی که در سیاستگذاریهای کلان خود، به جذب دانشجویان بینالمللی اهمیت میدهند، در بین ۲۰کشور دارای بزرگترین و قویترین اقتصاد جهان قرار دارند.
این کشورها دانشجویان بینالمللی را منابع انسانی میدانند که به توسعه اقتصادی و رقابت بینالمللی کمک شایانی میکند؛ زیرا دانشجویان بینالمللی با پرداخت شهریه و هزینههایی که با اعضای خانواده خود برای تامین محل اقامت، هزینه سفر و نیازهای روزانه با اعضای خانواده خود پرداخت میکنند، مستقیما به اقتصاد کشور محل سکونت خود کمک میکنند.
این دانشجویان، با کمک به غلبه بر کمبود نیروی کار در کشورهای با کاهش جمعیت جوان، به طور غیرمستقیم در رشد اقتصادی کشورها اثر میگذارند. از جمله مزایای اقتصادی غیرمستقیم بینالمللیشدن آموزش عالی، مشارکت دانشجویان بینالمللی در تولید دانش و فناوری است که از این طریق نیز درآمد قابل توجهی را به اقتصاد کشور میزبان خود میرسانند.
همچنین در این کشورها، تمایل زیادی به جذب نخبگان تحصیل کرده در سطح ملی و بینالمللی وجود دارد و با بهکارگیری سیاستهای مهاجرتی درست، نیروی کار نخبه را وارد کشور کرده یا از ظرفیت دانشجویان بینالمللی بعد از فارغ التحصیلی در حوزههای مختلف شغلی استفاده میکنند تا روند توسعه اقتصادی را تسریع کنند.
در کشور ما نیز با توجه به پیشرفتهای علمی صورتگرفته، فرصت مناسبی برای حرکت به سوی اقتصاد دانش بنیان ایجاد شده است.
در صورت برنامه ریزی صحیح و به کار بردن سیاستهای درست در جذب دانشجویان و نخبگان بینالمللی، میتوان امکان ایجاد و رشد کسبوکارهای دانش بنیان و درنتیجه، جهت گیری اقتصاد کشور به سمت اقتصاد دانش بنیان و افزایش تولید ناخالص ملی را فراهم آورد.