بشنوید/ صراحت و قاطعیت
داستان کوتاه

بشنوید/ صراحت و قاطعیت

بهرام صادقی (۱۵ دی ۱۳۱۵، نجف آباد - ۱۲ آذر ۱۳۶۳، تهران) نویسنده معاصر ایرانی، نویسنده داستان کوتاه و از مهم‌ترین چهره‌های جُنگ اصفهان بود. از وی یک مجموعه داستان کوتاه به نام سنگر و قمقمه‌های خالی و همچنین یک داستان بلند به نام ملکوت باقی مانده‌است. اغلب داستان‌های وی نمایانگر فروپاشی و بیهودگی زندگی شهری است. کتاب ملکوت او نشانگر فلسفه زندگی است.
کد خبر: ۱۳۸۵۸
بازدید : ۲۷۹۷
۱۸ فروردين ۱۳۹۵ - ۱۶:۵۳

بشنوید/ صراحت و قاطعیت 7

بهرام حدود ساعت نه و نیم به منزل آمد. دختر‌ها خواب بودند. برای صرف شام با بهرام به آشپزخانه‎ رفتیم (شام آن شب باقلاپلو با گوشت بود). در حین صرف شام، بهرام درباره‎ی کرم بهداشتی بپانتن و قدرت پیش‎گیرندگی قرص‎های آن در ریزش موی سر حرف می‎زد. ناگهان کلامش قطع شد، دستی‎ که قاشق در آن بود، در فاصله میان زمین و دهان، در هوا خشک شد و خودش هم انگار به خواب رفت. چند لحظه‎ای هاج و واج نگاهش کردم و وقتی به او دست زدم مانند کودکی به زمین افتاد. جیغ کشیدم‎ و عمه‎جان را صدا کردم. با ماشین همسایه روبرو او را به بیمارستان بردیم. در بیمارستان فهمیدیم‎ بهرام در منزل تمام کرده بود. لحظه‎ای که خبر مرگ بهرام را شنیدم به یاد لحظه‎های پایانی فیلم‎ها افتادم. دوست داشتم که زمان به پایان می‎رسید.

روایت ژیلا پیر مرادی، همسر بهرام صادقی، از شام آخر با او

 

داستان صراحت و قاطعیت را در زیر بشنوید:

 

 

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه
تازه‌‌ترین عناوین