مصيبت قاجارها
تاريخ معاصر ايران

مصيبت قاجارها

کد خبر: ۲۷۸۸۸
بازدید : ۳۰۵۵
۰۲ آبان ۱۳۹۵ - ۱۶:۲۹
نویسنده:كلوديا اشتوته | ترجمه: سهراب برازش
مصيبت قاجارها
اغا محمد خان قاجار

فرادید| بعد از مرگ كريم خان زند (۱۷۷۹) آغامحمدخان جوان، پسر يكى از روساى قبيله قاجار، كه به عنوان اسير در دربار زند به سر مى برد، موفق شد به زادگاهش در مازندران فرار كند. در آنجا وى رهبرى قاجارها را به عهده گرفت.

با كمك روساى ديگر قبايل آغامحمدخان كمى بعد خاندان زند را از اصفهان راند و ايران را در مرزهاى قبلى دوران صفويه با هم متحد كرد. در ۱۷۸۵ تهران را كه شهر كوچكى در نزديكى قبايل پشتيبانش بود به عنوان پايتخت انتخاب كرد.

ده سال بعد اين حاكم قسى القلب به عنوان شاهنشاه تاجگذارى كرد و سلسله قاجاريه (۱۹۲۱-۱۷۹۶) را تاسيس كرد.

مصيبت قاجارها
فتحعلی شاه

در دوره جانشين او، فتحعلى شاه، نفوذ مصيبت بار دو قدرت بزرگ بر ايران شروع شد: در حالى كه روسيه سعى در كنترل شمال را داشت انگلستان نيز نفوذش را در مناطق جنوبى مى گستراند. در دو جنگ (۱۸۰۴ تا ۱۸۱۳) و (۱۸۲۸) ايران از روسيه تزارى شكست خورد و طبق عهدنامه گلستان (۱۸۱۳) مجبور شد استان هاى قفقاز، داغستان، گرجستان، دربند و شيروان و طبق عهدنامه تركمانچاى (۱۸۲۸) ايروان و نخجوان را به روسيه واگذار كند. علاوه بر اين ايران موظف به پرداخت مبالغ هنگفتى خسارت جنگى به روسيه شد.

شكست هاى نظامى كه ايران متحمل شد مدرنيزه كردن كشور را بر طبق الگوى غربى الزامى كرد. مهمترين مدافع اصلاحات در اوايل قرن نوزدهم عباس ميرزا، شاهزاده و حاكم آذربايجان بود. او كوشيد ارتش را به كمك متخصصان و متدهاى غربى دوباره سازماندهى كند و برخى از ايرانى ها را براى آموزش به كشورهاى غرب اروپا فرستاد.

البته فتحعلى شاه مانع از كشيده شدن اين اصلاحات به خارج از آذربايجان شد.در سال ۱۸۵۱ حكومت ناصرالدين شاه بر آن شد كه مكانى را براى تحصيلات عالى كه دارالفنون نام گرفت تاسيس كند. در آنجا معلمان اروپايى فنون نظامى، پزشكى و علوم طبيعى را تدريس مى كردند. اين اقدام و اقداماتى از اين دست مانند تاسيس اولين روزنامه رسمى كشور و نيز تاسيس كارخانه هاى متعدد بر اثر مساعى ميرزاتقى خان اميركبير صورت گرفت.

او به زودى در نظر درباريان، مالكان و روحانيون به فردى قدرتمند تبديل شد. براثر تحريكات آنها شاه جوان در ۱۸۵۱ اميركبير را خلع و يك سال بعد دستور قتلش را داد.فساد شاهان قاجار، نوع زندگى پرهزينه شان و عدم كارآيى در امور مملكت باعث تشديد وابستگى ايران به انگلستان و روسيه شد.

اگرچه ايران هيچ گاه رسماً مستعمره نشد، اما استقلال سياسى اش را از دست داد و قربانى سوءاستفاده اقتصادى شد. در اين زمينه خود شاهان قاجار مقصر بودند كه براى بهبود دارايى حكومت از سال ۱۸۶۰ امتيازات بسيارى را به تجار و شركت هاى انگليسى و روسى بخشيدند.

مصيبت قاجارها
ناصرالدین شاه

هنگامى كه ناصرالدين شاه در سال ۱۸۹۰ امتياز بهره بردارى و فروش كل محصولات تنباكو را به كمپانى امپريال واگذار كرد اين تصميم موجب ناآرامى هاى عمومى شد. در اين ناآرامى ها كه به انقلاب تنباكو (۹۲-۱۸۹۰) معروف شد براى اولين بار اقشار وسيعى از مردم يكپارچه عليه حاكمان دست به طغيان زدند كه بين شان زنان بسيارى نيز بودند. در اين واقعه اهميت روحانيت خود را نشان داد: در دسامبر ۱۸۹۱ روحانى معروف آيت الله محمد حسن شيرازى معروف به ميرزاى شيرازى فتوايى منتشر كرد كه براساس آن استفاده تنباكو ممنوع اعلام شد. پيامد اين فتوا تظاهرات توده اى و تحريم كامل تنباكو از طرف مردم ايران بود.

سرانجام ناصرالدين شاه تسليم فشار مردم شد و در ژانويه ۱۸۹۲ اين امتياز را لغو كرد. بعد از لغو امتياز ميرزاى شيرازى با فتوايى جديد استفاده از تنباكو را مجاز اعلام كرد. البته تحريم تنباكو و لغو امتياز آن اولين بدهى خارجى را براى حكومت ايران به بار آورد، زيرا حكومت ملزم به خسارتى به مبلغ پانصد هزار پوند به شركت امپريال شد.

در سال هاى بعد نيز روند انتقاد به سياست امتيازدهى حكومت قطع نشد. برعكس باز شدن توام با احتياط درهاى ايران به غرب باعث شد افكار سياسى مدرنى نظير قانونگرايى، آزادى انديشه، حقوق بشر و نيز طلب استقلال ملى به كشور راه يابد.

در پايان قرن نوزدهم روشنفكران ايرانى براى اولين بار درخواست داشتن قانون اساسى و نيز محدود كردن حكومت شاه را مطرح كردند. جنبش ملى كه از اين جريان برخاست در دسامبر ۱۹۰۵ به انقلاب مشروطه (۱۹۱۱-۱۹۰۵) منجر شد.در ابتدا اين جنبش موفق به انجام برخى اصلاحات شد: در اكتبر ۱۹۰۶براى اولين بار در تاريخ ايران پارلمان تشكيل شد و در ۳۰ دسامبر ۱۹۰۶ مظفرالدين شاه قانون اساسى جديد را تصويب كرد. در اين قانون نوع حكومت، مشروطه سلطنتى تعيين شد.

اما توفيق هاى اين جنبش مدنى دوام چندانى نداشت. بعد از آن نيز امتيازاتى به انگلستان و روسيه اعطا شد كه در سال ۱۹۰۷ اين دو كشور ايران را به دو منطقه نفوذى سياسى تقسيم كردند. علاوه بر اين اختلافات ميان روشنفكران و روحانيون بالا گرفت؛ برخلاف روشنفكران كه خواهان حكومتى ليبرال بودند، روحانيون طرفدار ايجاد حكومتى مذهبى بودند. متعاقب درگيرى داخلى كه در ۱۹۰۹ شروع شد روسيه به كشور اولتيماتوم داد.

در نهم اگوست ۱۹۱۹ انگلستان قراردادى با ايران بست كه عموم مردم آن را قرارداد تحت الحمايگى تلقى كردند. در حالى كه ديپلمات هاى آمريكايى و فرانسوى اين قرارداد را به سختى مورد انتقاد قرار مى دادند، شورش هايى نيز در كشور آغاز شد، تلاش هايى در جهت خودمختارى در آذربايجان، تظاهرات توده اى و وسيع در شهرهاى بزرگ و نيز استعفاى نخست وزير در سال ۱۹۲۰ پيامدهاى اين قرارداد بود. در اوايل سال ۱۹۲۱ حكومت انگلستان از تلاش هايش در جهت تحقق اين قرارداد دست برداشت و به جاى آن كوشش كرد حكومتى متمايل به انگليس را برسر كار بياورد.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه