قیم کیست چه وظایف و اختیاراتی دارد؟

قیم کیست چه وظایف و اختیاراتی دارد؟

قیم کسی است که در صورت نبودن ولی خاص (پدر، جد پدری و وصی) از سوی دادگاه برای سرپرستی و اداره امور محجور منصوب می‌شود.
کد خبر: ۶۸۵۶۹
بازدید : ۴۵۶۵
۲۲ فروردين ۱۳۹۸ - ۰۳:۲۴
قیم کیست چه وظایف و اختیاراتی دارد؟/تکمیل نیست
 
فرادید- منظور از قیم در قانون مدنی  شخصی است که در صورت نبودن پدر یا جد پدری یا وصی منصوب از جانب آنان، از طرف مقامات صالح قضایی برای اداره امور محجوران تعیین می‌شود. 
 
محجورین کسانی هستند که یک سری محدودیت جسمی و روحی دارند و به همین جهت قانون گذار باید از آن‌ها حمایت کند این اشخاص عبارتند از: صغیر، سفیه و مجنون

بنابراین قیمومت نوعی ولایت است اما مانند ولایت پدر یا جد پدری قهری (جبری) نیست لذا به حکم قانون ایجاد می‌شود قرارداد نیز در استقرار آن نقشی ندارد.

به موجب ماده ۱۲۱۸ قانون مدنی برای اشخاص ذیل قیم تعیین می‌گردد:

۱- برای کودکانی که ولی خاص (پدر، جد پدری یا وصی) ندارند.

۲- برای مجانین و اشخاص غیر رشیدی که جنون یا عدم رشد آن‌ها متصل به زمان صغر بوده و ولی خاص نداشته باشند.

۳- برای مجانین و اشخاص غیر رشید که جنون یا عدم رشد آن‌ها متصل به زمان صغر نباشد یعنی بعد از اینکه بالغ شدند مبتلا به جنون یا عدم رشد شوند.

توجه به این نکته ضروری است که در صورتی که حجر متصل به دوران صغر نباشد ولایت قهری پس از رسیدن به سن بلوغ ساقط می‌شود، اما اگر حجر متصل به صغر باشد ولایت ولی خاص پس از بلوغ نیز ادامه می‌یابد و نیاز به تعیین قیم نیست.

به عنوان مثال شخص قبل از رسیدن به سن بلوغ مبتلا به جنون بوده و همچنان که این وضعیت را داشته بالغ شده است در این حالت برای چنین شخصی پس از رسیدن به سن بلوغ قیم تعیین نمی‌شود بلکه ولایت ولی قهری ادامه می‌یابد.

اشخاصی که نباید به عنوان قیم تعیین شوند

به موجب ماده ۱۲۳۱ قانون مدنی اشخاص ذیل نباید به عنوان قیم معین شوند:

۱- کسانی که خود تحت ولایت یا قیمومت هستند.

۲- کسانی که به علت ارتکاب یکی از جرائم سرقت، خیانت در امانت، کلاهبرداری، اختلاس، هتک ناموس یا منافیات عفت، ارتکاب جرائمی نسبت به اطفال و ورشکستگی به تقصیر به موجب حکم قطعی محکوم شده باشند.

۳- کسانی که حکم ورشکستگی آن‌ها صادر و هنوز عمل ورشکستگی آن‌ها تصفیه نشده است.

۴- کسانی که معروف به فساد اخلاق باشند.

۵- کسی که خود یا خویشاوندان طبقه اول او (پدر، مادر، فرزندان و نوادگان) دعوایی بر محجور داشته باشد.

لزوم اجازه شوهر برای قیمومت زن
به موجب ماده ۱۲۳۳ قانون مدنی زن نمی‌تواند بدون اجازه شوهر سمت قیمومت را قبول کند. همچنین هرگاه زن مجردی ولو مادر مولی علیه که به عنوان قیم تعیین شده است ازدواج کند باید مراتب را ظرف یک ماه از تاریخ انعقاد عقد به دادستان حوزه اقامت خود یا نماینده وی اطلاع دهد. منظور از مولی علیه کسی است که برای وی سرپرست تعیین شده است.
 
در این صورت مقامات مذکور می‌توانند با رعایت وضعیت جدید آن زن تقاضای قیم جدید و یا ضمیمه نمودن ناظر به وی را کنند؛ بنابراین دادگاه این اختیار را دارد که زن را بدون ضمیمه نمودن ناظر در سمت خود ابقاء کند.
بیشتر بخوانید:
فرآیند تعیین قیم و دادگاه صالح
در صورت مواجهه با افرادی که نیاز به قیم دارند، اولین کار گزارش به دادستان است؛ بنابراین روند دادرسی در مورد قیمومت از گزارش به دادستان شروع می‌شود.

بعد از انعکاس وضعیت محجور به دادستان، وی وظیفه دارد که با تکمیل تحقیقات موضوع را به دادگاه خانواده محل اقامت محجور منعکس کند. 

دادگاه ابتدا بررسی می‌کند که آیا اشخاصی که نیازمند نصب قیم معرفی شده‌اند، واقعا محجور هستند یا خیر؟ اگر ایشان محجورند آیا ولی خاص دارند یا خیر؟

اگر آن‌ها محجور نباشند یا ولی خاصی داشته باشند پیشنهاد نصب قیم در مورد آن‌ها مردود می‌شود. اما در صورتی که نیاز به نصب قیم داشته باشد دادگاه به دادستان دستور می‌دهد که شخصی را برای تصدی این سمت معرفی کند.

با توجه به کم و کیف و حالات محجور، گاهی اقتضا دارد که دادگاه شخص یا اشخاصی را مامور نظارت بر قیم کند. از جمله مواردی که ممکن است ناظری تعیین شود موردی است که زنی به سمت قیمومت تعیین شده سپس ازدواج کرده است.در این شرایط دادگاه می‌تواند ناظری را برای نظارت بر اعمال قیم تعیین کند.

به موجب ماده ۱۲۲۴ قانون مدنی حفظ و نظارت در اموال صغار، مجانین و اشخاص غیر رشید تا زمانی که برای آن‌ها قیم معین نشده است به عهده دادستان خواهد بود. 
 
قیم کیست چه وظایف و اختیاراتی دارد؟/تکمیل نیست

تعیین قیم برای افراد معلول
در خصوص افراد معلول، سازمان بهزیستی کشور موظف است با ایجاد ساز و کار مناسب نسبت به قیمومت افراد معلول اقدام نماید. دادگاه‌ها موظفند در نصب یا عزل قیم افراد معلول صرفاً از طریق سازمان مذکور عمل و مبادرت به صدور حکم نمایند
 
 سازمان بهزیستی مجاز است که در موارد ضروری جهت دفاع از حقوق معلولان به نمایندگی از آن‌ها طرح دعوا نماید و موظف است برای آن‌ها در محاکم قضایی وکیل تعیین نماید.

حق تقدم خانوادگی
به موجب ماده ۶۱ قانون امور حسبی پدر یا مادر محجور تا زمانی که شوهر نکرده است با داشتن صلاحیت برای قیمومت بر دیگران مقدم می‌باشند.
 
همچنین بر اساس ماده ۶۲ قانون امور حسبی در صورت محجور شدن زن، شوهر با داشتن صلاحیت برای قیمومت، بر دیگران مقدم است.
 
در این موارد دادگاه می‌تواند شایسته‌ترین فرد را از میان خویشاوندان انتخاب کند و ضرورتی ندارد که بستگان نزدیک را بر بستگان دور مقدم شمارد مگر اینکه از جهت صلاحیت برابر باشند.

وظایف و اختیارات قیم
به موجب ماده ۱۲۳۵ قانون مدنی مواظبت از شخص مولی علیه و نمایندگی قانونی او در کلیه امور مربوط به اموال و حقوق مالی  با قیم است که در ادامه مورد بررسی قرار می‌گیرد.
 
لازم به ذکر است چنانچه مادر محجور حضانت وی را بر عهده داشته باشد مواظبت از محجور به قیم سپرده نخواهد شد.
 
وظایف و اختیارات قیم به شرح ذیل می باشد:

۱- دادن صورت جامع از دارایی مولی علیه: به موجب ماده ۱۲۳۶ قانون مدنی قیم مکلف است قبل از مداخله در امور مالی مولی علیه صورت جامعی از کلیه دارایی او تهیه کند.
 
سپس باید یک نسخه از آن را امضا کند و برای دادستانی که مولی علیه در حوزه آن سکونت دارد بفرستد و دادستان یا نماینده او باید نسبت به میزان دارایی مولی علیه تحقیقات لازم را به عمل آورند.

۲- دادن حساب تصدی سالیانه به دادستان: به موجب ماده ۱۲۴۴ قانون مدنی قیم باید حداقل سالی یک مرتبه حساب تصدی خود را به دادستان یا نماینده او بدهد.

۳- دادن حساب تصدی به مولی علیه سابق و قیم بعدی: قیم باید حساب زمان تصدی خود را پس از رفع حجر به مولی علیه سابق خود بدهد همچنین هرگاه قیمومت او خاتمه یابد باید حساب زمان تصدی خود را به قیم بعدی بدهد.
 
 
قیم کیست چه وظایف و اختیاراتی دارد؟/تکمیل نیست
 
صلاحیت قیم در امور مربوط به محجور عام است و دارای اختیارات زیادی است، اما اختیارات وی به وسعت اختیارات، ولی قهری و وصی نیست.
 
لذا پاره‌ای از تصرفات مهم باید با نظارت دادستان انجام شود و انجام بعضی از امور نیز توسط قیم ممنوع است که در ادامه به بررسی این دو بخش می‌پردازیم.

تصرفاتی که باید با تصویب دادستان انجام شود

۱- فروش یا رهن اموال غیر منقول: به موجب ماده ۱۲۴۱ قانون مدنی قیم نمی‌تواند اموال غیر منقول مولی علیه را بفروشد یا به رهن گذارد مگر با لحاظ مصلحت مولی علیه و تصویب دادستان

۲- انجام معامله‌ای که در نتیجه آن قیم مدیون مولی علیه شود: به موجب ماده ۱۲۴۱ قانون مدنی قیم از انجام چنین معامله‌ای ممنوع شده است.
 
اما اگر انجام معامله با رعایت مصلحت مولی علیه و تصویب دادستان صورت بگیرد مجاز است شرط حتمی تصویب دادستان ملائت قیم است منظور از ملائت این است که قیم قدرت پرداخت داشته باشد.

۳- قرض گرفتن برای مولی علیه: به موجب ماده ۱۲۴۱ قانون مدنی قیم نمی‌تواند برای مولی علیه قرض بگیرد مگر در صورت ضرورت و احتیاج با تصویب دادستان بنابراین قیم باید تلاش کند که نیاز‌های مولی علیه را از طرق دیگر مانند فروش اموال منقول رفع کند.

۴- صلح دعاوی مولی علیه: به موجب ماده ۱۲۴۲ قانون مدنی قیم نمی‌تواند دعوای مربوط به مولی علیه را به صلح خاتمه دهد مگر با تصویب دادستان منظور از صلح تراضی طرفین برای پایان دادن به دعوا است.

تصرفاتی که قیم از انجام آن ممنوع است

۱- معامله با خود: به موجب ماده ۱۲۴۰ قانون مدنی قیم نمی‌تواند در سمت قیمومت از طرف مولی علیه با خود معامله کند اعم از اینکه مال مولی علیه را به خود منتقل کند یا مال خود را به او انتقال دهد.

۲- تراضی در تقسیم: به موجب ماده ۳۱۳ قانون امور حسبی قیم نمی تواند در تقسیم ترکه‌ای که به مولی علیه به ارث رسیده است با سایر وراث تراضی کند چنین تقسیمی باید در دادگاه و با نظارت مقام قضایی انجام شود.

۳- قیم نمی‌تواند اموال مولی علیه را به دیگران ببخشد یا وقف یا وصیت کند زیرا این نوع تصرفات به زیان مولی علیه است و باعث می‌شود که محجور بدون گرفتن عوض اموال خود را از دست بدهد.

عزل قیم

مطابق ماده ۱۲۴۸ قانون مدنی در موارد ذیل قیم معزول می‌شود:

۱- اگر معلوم شود که قیم فاقد صفت امانت است یا این صفت از او سلب شود.

۲- اگر قیم مرتکب سرقت، خیانت در امانت، کلاهبرداری، اختلاس، هتک ناموس، منافیات عفت، جرائم نسبت به اطفال و ورشکستگی به تقصیر یا تقلب شده و به موجب حکم قطعی محکوم شود.

۳- اگر قیم به علتی غیر از علل فوق محکوم به حبس شود و بدین جهت نتواند امور مالی مولی‌علیه را اداره کند.

۴- اگر قیم ورشکسته شود.

۵- اگر عدم لیاقت یا ناتوانی قیم در اداره اموال مولی‌ علیه معلوم شود.

۶- به موجب ماده ۱۲۳۹ قانون مدنی هرگاه معلوم شود که قیم عامداً مالی را که متعلق به مولی علیه بوده جزء صورت دارایی او قید نکرده است و یا باعث شده که آن مال در صورت مزبور قید نگردد مسئول هر ضررر و خسارتی است که از این حیث ممکن است به مولی علیه وارد گردد به علاوه در صورتی که عمل مزبور از روی سوء نیت باشد قیم عزل خواهد شد.

۷- به موجب ماده ۱۱۴۳ قانون مدنی دادستان می‌تواند از دادگاه تقاضا کنند که از قیم تضمیناتی راجع به اداره اموال مولی علیه بخواهد هرگاه قیم برای دادن تضمین حاضر نشود از سمت قیمومت عزل می‌گردد.

۸- به موجب ماده ۱۲۴۴ قانون مدنی قیم باید حداقل سالی یک مرتبه حساب تصدی خود را به دادستان یا نماینده او بدهد و هر گاه در ظرف یک ماه از تاریخ مطالبه دادستان حساب ندهد به تقاضای دادستان عزل می‌شود.

تعیین قیم موقت
به موجب ماده ۱۲۵۰ قانون مدنی هرگاه قیم در امور مربوط به مولی علیه مورد تعقیب دادستان واقع شود دادگاه به تقاضای دادستان موقتاً قیم دیگری را برای اداره اموال مولی علیه تعیین می‌کند.

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه