نجات قاتل 5 میلیاردی

نجات قاتل 5 میلیاردی

در این هنگام ماشین از مسیر منحرف شد و به جدول کنار خیابان برخورد کرد. من از خودرو پیاده شدم، اما دیدم کریم شربتی را نوشید. بعد وقتی دوباره سراغش رفتم، فهمیدم مرده است. سپس جسد را به باغی در کرج بردم و آنجا رها کردم. من جنازه را آتش نزده‌ام و نمی‌دانم چه کسی این کار را کرده است.
کد خبر: ۷۱۸۳۲
بازدید : ۱۱۹۷۳
۰۸ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۲:۱۴
مردی که در پی اختلاف بر سر ملک پنج میلیاردتومانی مرتکب قتل شده بود، از اولیای دم رضایت گرفت و از چوبه دار نجات یافت. این پرونده از آذر سال ۹۳ و زمانی‌که فرزند مردی ۶۰ ساله به نام کریم از گم‌شدن او به پلیس خبر داد، به جریان افتاد. پسر کریم گفت: پدرم به‌تازگی ملکی را به ارزش پنج میلیارد تومان با شخصی به نام جواد معامله کرده بود و من اکنون به جواد مشکوک هستم.

کارآگاهان در گام اول تحقیقات سراغ جواد رفتند. او پذیرفت روز حادثه کریم را ملاقات کرده بود. او گفت: من ملکی را در ازای فرش‌های نفیس از کریم خریده بودم و قرار بود فرش‌ها را بفروشم و پول او را به‌صورت نقد بپردازم البته یک چک ضمانت هم دست او داشتم. روز حادثه ما با هم ملاقات و درباره این معامله صحبت کردیم بعد کریم از خودروی من پیاده شد و رفت و من دیگر از او خبری ندارم.
 
ادعای جواد از سوی پلیس پذیرفته نشد. به همین دلیل، بازجویی‌ها از او ادامه یافت تا اینکه بالاخره این جوان ادعای تازه‌ای را مطرح کرد. او گفت: کریم در خودروی من شربتی را نوشید و بعد از آن از حال رفت. وقتی فهمیدم مرده است، ترسیدم و جسدش را به باغی در کرج بردم و آتش زدم.

کارآگاهان با راهنمایی‌های متهم به باغ موردنظر رفتند و جنازه را یافتند، اما معتقد بودند جواد همچنان واقعیت را انکار می‌کند. به‌همین سبب دوباره به پرس‌وجو از او پرداختند. متهم این بار حرف تازه‌ای زد و گفت: کریم سوار خودروی من بود که با جدول کنار خیابان تصادف کردم. سر کریم به شیشه ماشین خورد و او جان باخت. من هم از ترس جسد را به باغ کرج بردم.
 
جواد مرتب اظهاراتش را تغییر می‌داد و همین حکایت از آن داشت که او راز قتل را مخفی نگه داشته است. متهم در نهایت ماجرا را این‌طور شرح داد: من در کار ساخت‌وساز املاک گران‌قیمت هستم و ملک کریم را هم به‌همین نیت از او خریدم، اما بعد از معامله وقتی یک کارشناس را سر زمین بردم، او گفت، چون زمین روی تپه قرار دارد، به آن اجازه ساخت داده نمی‌شود.
 
من که از این حرف شوکه شده بودم، با کریم تماس گرفتم و از او خواستم معامله را فسخ کند، اما او قبول نکرد. با هم قرار گذاشتیم. روز حادثه او سوار خودروی من بود و داشتیم سر همین موضوع صحبت می‌کردیم که او عصبانی شد و با مشت به صورتم کوبید. من هم از کوره در رفتم و دستم را دور گلویش فشار دادم. او تقلا می‌کرد. برای همین دست دیگرم را از روی فرمان برداشتم و دودستی گلوی او را فشردم.
 
در این هنگام ماشین از مسیر منحرف شد و به جدول کنار خیابان برخورد کرد. من از خودرو پیاده شدم، اما دیدم کریم شربتی را نوشید. بعد وقتی دوباره سراغش رفتم، فهمیدم مرده است. سپس جسد را به باغی در کرج بردم و آنجا رها کردم. من جنازه را آتش نزده‌ام و نمی‌دانم چه کسی این کار را کرده است.

متهم در نهایت در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه و با درخواست اولیای دم به قصاص محکوم شد. در حالی‌که پرونده مراحل قانونی خود را برای اجرای حکم سپری می‌کرد، اولیای دم حاضر به گذشت شدند و دیروز جواد را بخشیدند. به این ترتیب، مرد جوان از مرگ نجات یافت.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه