آرامکو؛ از بزرگی تا بزرگ‌نمایی

آرامکو؛ از بزرگی تا بزرگ‌نمایی

کشوری مانند عربستان سعودی هم‌اکنون در شرایط اقتصادی و سیاسی مناسبی نیست که بتواند بدون ظرفیت 50‌درصدی تولید و صادرات نفت و صرفا برای برخی اهداف سیاسی کوتاه‌مدت و به‌نتیجه‌نرسیده، ادامه حیات اقتصادی دهد.
کد خبر: ۷۳۲۷۴
بازدید : ۵۴۰۴
۱۴ مهر ۱۳۹۸ - ۱۰:۲۸
نویسنده:علیرضا سلطانی
علیرضا سلطانی| سه هفته بعد از حمله به تأسیسات نفتی عربستان، زمان مناسبی است تا این حادثه و پس‌لرزه‌های آن عمیق‌تر و واقع‌بینانه‌تر بررسی و تحلیل شوند. این حادثه که باید از این پس مانند حادثه 11 سپتامبر 2001، از آن به‌عنوان حادثه 14 سپتامبر 2019 یاد کرد، به‌غایت حادثه‌ای بزرگ است که با تأثیرگذاری بالا در عرصه سیاسی و بین‌المللی ارزیابی شده و در تاریخ سیاست جهانی به‌عنوان نقطه‌ای عطف ثبت می‌شود.
 
تأسیسات نفتی آرامکو که مرکز حمله واقع شد، در واقع به لحاظ اقتصادی، سیاسی و امنیتی‌، قلب صنعت جهانی نفت به شمار می‌رود و توقف و تحدید آن، آثار سنگینی را به اقتصاد جهانی و به تبع آن سیاست بین‌المللی وارد می‌کند. وسعت و بزرگی حادثه اما بر‌خلاف حادثه 11 سپتامبر که زمینه و بهانه‌ای برای دو جنگ پرهزینه و دامنه‌دار آمریکا در خاورمیانه شد، نمی‌تواند زمینه‌ساز بروز جنگ و درگیری جدیدی در منطقه باشد و چه‌بسا این حادثه و بزرگی آن، عاملی است برای جلوگیری از بروز جنگ در منطقه که نشانه‌های آن نیز هویدا شده است.
 
یکی دیگر از ابعاد بزرگی این حادثه، ناکارآمد نشان‌دادن سیستم پدافند و امنیتی تأسیسات عربستان سعودی است که مستظهر به پیشرفته‌ترین و امن‌ترین سیستم‌های پدافندی دنیاست؛ مسئله‌ای که رهبران عربستان و دیگر کشورهای عرب منطقه، مقامات سیاسی و نظامی ایالات متحده و محافل و کارشناسان نظامی و امنیتی را شوکه کرد. از این منظر، حادثه یادشده بسیاری از معادلات سیاسی و نظامی را در منطقه و حتی جهان برهم زد.
 
معادلاتی که سال‌های سال بر مبنای دلارهای نفتی و سیستم‌های آفندی و پدافندی شکل گرفته بود، در چند دقیقه زیر سؤال رفت. اگرچه بازیگران این عرصه تلاش کردند در سه هفته گذشته رفتاری متعارف در قبال یکدیگر داشته باشند، اما باید منتظر ماند و بروز چالش‌های جدی در مناسبات سیاسی و امنیتی این بازیگران را در آینده دید.
 
پیشنهاد معنادار و پرطعنه رئیس‌جمهور روسیه به عربستان برای تأمین امنیت تأسیسات نفتی این کشور، فقط جلوه‌ای کوچک از تغییر معادلات است، اما بزرگ‌ترین و فوری‌ترین این تغییرات، کشیده‌شدن ترمز حرکت قطار جنگ در منطقه بود.

بزرگی حادثه زمینه بزرگ‌نمایی بیش از حد ماجرا را از سوی عربستان و ایالات متحده فراهم کرد. اعلام اینکه در حدود 7/5 میلیون بشکه از ظرفیت تولید روزانه عربستان در این حمله متوقف شده که این میزان در حدود 50 درصد ظرفیت تولید روزانه این کشور به‌شمار می‌آید، مهم‌ترین و برجسته‌ترین وجه بزرگ‌نمایی حادثه است.
 
فعال‌شدن آمریکا در ماجرا به لحاظ تبلیغاتی و اعلام استفاده از ذخایر استراتژیک برای جلوگیری از افزایش شدید قیمت نفت، دیگر وجه این بزرگ‌نمایی است. در نگاه اول، شاید این بزرگ‌نمایی به سود این کشورها ارزیابی نشود، اما با درنظر‌گرفتن شرایط زمانی و اهداف سیاسی مدنظر، به‌سرعت هماهنگی مناسبی برای این بزرگ‌نمایی میان ریاض و واشنگتن شکل گرفت.
 
هدف از این بزرگ‌نمایی، فراهم‌کردن زمینه‌های فشار سیاسی به ایران از طریق همراه‌کردن افکار عمومی جهان در آستانه برگزاری اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحده در نیویورک، با متهم‌کردن ایران به‌عنوان مسئول اصلی این حمله بود. محور این بزرگ‌نمایی نیز «اقدام غیرمسئولانه ایران به انجام این حمله بدون توجه به پیامدهای سنگین اقتصادی و سیاسی به کشورهای جهان» بود؛ سیاستی که از نظر عربستان و آمریکا می‌توانست قدرت مانور ایران را در عرصه جهانی به‌شدت کاهش داده و آن را به لحاظ سیاسی به حاشیه برده و اجماع مدنظر آمریکا و عربستان را علیه این کشور در سطح جهان ایجاد کند.
 
اینکه آیا عربستان و آمریکا به این هدف خود رسیدند یا خیر، جای بحث دارد که نگارنده معتقد است با وجود همراه‌شدن رهبران سه کشور اروپایی در مسئول‌دانستن ایران در این حادثه، بازی به آن صورتی که عربستان و آمریکا دنبال می‌کردند، پیش نرفت و تحرکات سیاسی در نیویورک به شیوه دیگری که مورد انتظار دو کشور نبود، رقم خورد.
 
مذاکرات فشرده و سخت رئیس‌جمهوری ایران در نیویورک با رهبران کشورهای مختلف نشان از این داشت که تبلیغات سیاسی بر حادثه آرامکو‌، اثر لازم را نداشته است و بیانیه سه کشور اروپایی نیز نتوانست به این بازی کمک کند.

بااین‌حال، این بزرگ‌نمایی سریع رنگ باخت؛ آنجا که برخلاف اعلام اولیه مقامات سعودی، بازگشت عربستان به شرایط قبلی تولید خیلی سریع اتفاق افتاد. به باور بسیاری از کارشناسان فنی و اقتصادی، اگر حادثه به صورتی که منجر به توقف تولید 7/5 میلیون بشکه شده، اتفاق افتاده باشد، بازگشت عربستان به شرایط عادی تولید با بازسازی تأسیسات آسیب‌دیده بین شش ماه تا یک سال زمان نیاز دارد؛ حال آنکه مقامات عربستانی دو هفته بعد از حادثه اعلام کردند به شرایط عادی تولید بازگشته‌اند.
 
از سوی دیگر، مقامات عربستان در این مدت اطلاعات و مستندات کاملی مبنی بر عمق و وسعت حادثه منتشر نکرده و به صورت مدیریت‌شده صرفا تصاویری از دود در دقایق اول حادثه و در روزهای بعد تصاویر و فیلم‌های محدودی را منتشر کردند.
 
این مسئله نیز مواضع عربستان را درباره ابعاد ماجرا زیر سؤال می‌برد. متغیر دیگری که مؤید بزرگ‌نمایی عربستان و آمریکا در این حادثه است، واکنش بازار نفت به آن است. قیمت نفت بعد از حادثه در حدود 10 دلار برای هر بشکه نفت افزایش یافت، اما این قیمت خیلی سریع به شرایط قبل بازگشت؛ به‌گونه‌ای که قیمت نفت در بازارهای جهانی سه هفته بعد از حادثه آرامکو، از قیمت‌های قبل از حادثه کمتر است.
 
این مسئله گویای این واقعیت است که بازار نفت ادعاهای عربستان درباره عمق و وسعت حادثه را نپذیرفته است. به اعتقاد کارشناسان، توقف عرضه پنج‌درصدی نفت، یکباره و آن‌هم در نتیجه اقدامی ژئوپلیتیکی، اثرات به‌مراتب شدیدتر، پردامنه‌تر و طولانی‌مدت‌تری را به بازار تحمیل می‌کند و استفاده از ذخایر استراتژیک یا جایگزینی محصولات نفتی نیز نمی‌تواند این شرایط را مدیریت کند.

نکته دیگر اینکه قطعا کشوری مانند عربستان سعودی هم‌اکنون در شرایط اقتصادی و سیاسی مناسبی نیست که بتواند بدون ظرفیت 50‌درصدی تولید و صادرات نفت و صرفا برای برخی اهداف سیاسی کوتاه‌مدت و به‌نتیجه‌نرسیده، ادامه حیات اقتصادی دهد.گذشت زمان، ابعاد و پیچیدگی‌های بیشتری از حادثه حمله به تأسیسات نفتی عربستان را آشکار خواهد کرد. این حادثه اگرچه حادثه‌ای بزرگ و بی‌سابقه به‌شمار می‌رود، اما بلوف‌ها، غلوها و بزرگ‌نمایی‌های ماجرا که عمدتا بدون فایده بوده است، بخشی از ماجراست که نباید از آن غافل بود.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نگاه