محمدرضا باطنی؛ استادی که اجازه می‌داد غلط بنویسیم
به مناسبت درگذشت محمدرضا باطنی؛ چهره مطرح زبانشناسی

محمدرضا باطنی؛ استادی که اجازه می‌داد غلط بنویسیم

باطنی همچنین در۱۳۴۶خورشیدی نگارش یک فرهنگ دوزبانه انگلیسی-فارسی را آغاز کرد که این فرهنگ در اردیبهشت ۱۳۷۲خورشیدی به بازار عرضه شد.
کد خبر: ۹۳۷۸۳
بازدید : ۱۸۴۷
۲۵ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۳:۵۰

محمدرضا باطنی

محمدرضا باطنی یکی از چهره‌ها مطرح زبان‌شناسی در ایران بود که بیش از نیم سده در این حوزه به فعالیت پرداخت و در ترویج و اعتلای زبان فارسی و فرهنگ ایرانی کوشید.

«زبان همان‌طور که می‌تواند وسیلۀ روشنگری باشد، می‌تواند ابزار فریب و اغفال نیز باشد؛ همان‌طور که می‌تواند آگاه‌کننده باشد، می‌تواند گمراه‌کننده نیز باشد؛ همان‌طور که می‌تواند در خدمت حق و حقیقت قرار گیرد، می‌تواند در خدمت باطل نیز قرار گیرد؛ همان‌طور که موهبتی برای انسان‌های اندیشمند است، ابزار کاری برای شیادان و دغلکاران نیز هست.» این بخشی از سخنان چهره برجسته زبانشناسی ایرانی یعنی محمد رضا باطنی در خصوص کارکرد زبان است.

زندگی‌نامه و تحصیلات

محمدرضا باطنی در ۱۳۱۳ خورشیدی در اصفهان دیده به جهان گشود. همزمان با تحصیل به دلیل این وضعیت مالی نامناسب، شاگرد یک مغازه خرازی فروشی در چهار باغ اصفهان شد. باطنی ضمن کار در این مغازه با شرکت در کلاس‌های شبانه در ۱۸ سالگی، سیکل اول دبیرستان را به پایان برد و وارد کار معلمی شد
 
پنج سال در روستا‌ها و بخش‌های اصفهان معلم بود و در سراسر این دوره همواره با افرادی که به دیگران اجحاف می‌کردند، تذکر می‌داد.
 
در نخستین مدرسه، همان اول کار دید که مدیر از بچه‌ها پول دفتر صد برگی می‌گیرد، اما به جایش دفتر چهل برگی می‌دهد به مدیر اعتراض کرد که چرا حق بچه‌ها را می‌خورد، او را به مدرسه دیگری منتقل کردند که پنج کیلومتر دورتر بود.

برای گرفتن دیپلم ریاضی، لازم بود تا به طور مرتب کلاس برود و، چون که نمی‌توانست، ناچار به فکر دیپلم ادبی افتاد و بخاطر آنکه نیاز به حضور مرتب در کلاس نداشت، توانست درس‌ها را در خانه بخواند و امتحان بدهد.

پس از دریافت دیپلم وارد دانشسرای عالی شد و در رشته زبان و ادبیات انگلیسی فارغ‌التحصیل شد و بعد در ۱۳۴۰خورشیدی به انگلیس رفت و از دانشگاه لیدز فوق لیسانس زبان‌شناسی گرفت و با دفاع از رساله‌ای که بنا بود از آن در لندن دفاع کند، در دوره تازه تاسیس دکتری زبان‌شناسی دانشگاه تهران در خرداد ۱۳۴۶ دکتری زبان‌شناسی همگانی و زبان‌های باستانی دریافت کرد.
 
پس از آن در مهر ۱۳۴۶ به عنوان استادیار زبان‌شناسی در گروه زبان‌شناسی دانشگاه تهران آغاز به کار کرد. در حقیقت او مردی خود ساخته است که زندگی‌اش از پایین‌ترین سطح جامعه در یکی از محلات فقیر نشین اصفهان شروع شده و تا حد استاد نامدار بزرگترین دانشگاه ایران ارتقا یافته است.
 
محمدرضا باطنی

ورود به عرصه فرهنگی (تالیف، ترجمه و همکاری با مطبوعات)

این زبانشناس برجسته با بسیاری از مطبوعات در زمینه نگارش مقاله‌هایی درباره مسایل اجتماعی و فرهنگی همکاری داشت، این همکاری پس از انقلاب نیز با ماهنامه «آدینه» و سپس «دنیای سخن» و چند نشریه ادامه داشت. از جمله مقاله‌های تاثیرگذار او «اجازه بدهید غلط بنویسیم»، نقدی بر کتاب «غلط ننویسیم» ابوالحسن نجفی بود.
 
باطنی همچنین در۱۳۴۶خورشیدی نگارش یک فرهنگ دوزبانه انگلیسی-فارسی را آغاز کرد که این فرهنگ در اردیبهشت ۱۳۷۲خورشیدی به بازار عرضه شد.
 
آن چیزی که بیش از پیش باطنی را به شهرت رساند، آثار او در حوزه زبان‌شناسی است که از آن جمله می‌توان به «توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی»، «مسایل زبان‌شناسی نوین»، «نگاهی تازه به دستور زبان»، «چهار گفتار درباره زبان»، «درباره زبان»، «زبان و تفکر»، «پیرامون زبان و زبان‌شناسی» و ... اشاره کرد.

این نویسنده توانا آثار ماندگاری در زمینه ترجمه متون هم از خود بر جای گذاشت، برای نمونه «زبان و زبان‌شناسی» رابرت هال، «زبان‌شناسی جدید» مانفرد بی یرویش، «درآمدی بر فلسفه» بوخینسکی، «دانشنامه مصور»، «مغز و رفتار» فرانک کمپ بل، «خواب» یان اوزوالد، «ساخت و کار ذهن» بلیک مور، «انسان به روایت زیست‌شناسی» و ... از جمله آن‌ها هستند.

نگاهی به برخی از ویژگی‌های شخصیتی

وی با اینکه یکی از بهترین انگلیسی دانان کشور بود، هنگام سخن گفتن کلمات خارجی به کار نمی‌برد و اعتقاد داشت، جایی که بتوان به فارسی حرف زد، سخن گفتن به زبان‌های دیگر حرام است. او شخصیتی درونگرا داشت و با روزنامه‌ها و روزنامه نویس‌ها ارتباطش محکم نبود.
 
ترجیح می‌داد مصاحبه نکند. اهل نمایش دادن نبود. از سنت استادانی پیروی می‌کرد که در گوشه‌ای می‌نشینند و بی سروصدا به کار فرهنگی خود مشغول می‌شوند. به ایران و زبان فارسی عشق می‌ورزید. زندگی در خارج از کشور را دوست نداشت.
 
اصرار داشت تا توان دارد، همینجا در خدمت فرهنگ و جامعه باشد و هر روز صبح که بر می‌خیزد به زبان فارسی به او سلام بکنند. وی در خصوص این پرسش که وجود واژه‌های بیگانه در یک زبان، تا چه حد در نابسامان کردن آن زبان موثر است؟ گفته بود که «بسیار بسیار کم و حتی هیچ.
 
اگر این طور بود، زبان انگلیسی که این همه واژۀ خارجی به خود جذب کرده باید تا حالا متلاشی شده باشد. من در یکی از مقاله هایم نوشته ام آنچه اساس یک زبان را تشکیل می‌دهد، دستور زبان و نظام صوتی آن است. مثلا شما نمی‌توانید به فرمان فرهنگستان یا هر مقام دیگری، تثنیه را از دستگاه شمار زبانی که مفرد و تثنیه و جمع دارد حذف کنید.
 
این کار عملی نیست. یا بگویید همان جوری که عرب‌ها بین "س" و "ص" و "ث" در تلفظ تفاوت می‌گذارند، شما هم بگذارید. این کار عملی نیست. در حالی که واژه‌ها مثل مسافری هستند که یک شب در شهری درنگ می‌کنند و صبح بعد می‌زنند به چاک. یعنی واژه‌ها اساس زبان نیستند.
 
چه بسا واژه‌ها که آمده و رفته اند. اساس زبان، دستور آن است و نظام آوایی آن. سال‌ها طول می‌کشد که یک مصوتی از زبان بیرون برود و مثلا تلفظ شیر (محصول لبنی) و شیر (حیوان) یکی شود. شیر خوردنی و شیر بیابان در تلفظ با هم فرق داشته است، چنانکه هنوز هم در کردی و بعضی گویش‌های دیگر فرق دارد. اما این مصوت از فارسی بیرون رفته است و البته چند سده طول کشیده تا بیرون برود.
 
این جور تغییرات وقتی بخواهد در زبان پیش بیاید، برای چندین دهه ۲ تلفظ به صورت رقیب به کار می‌روند، بعد یکی، دیگری را از میدان به در می‌کند. این جوری نیست که تغییرات آوایی را بتوانید در مدت کوتاهی انجام بدهید. ولی واژه‌ها وقتی مصداق شان از بین رفت، خودشان هم آهسته آهسته از میان می‌روند. مثلا واژه‌هایی مانند آرخالق و ملکی دیگر کم و بیش از میان رفته است.
 
چون مصداق هایشان دیگر وجود ندارند. ولی وقتی پدیده‌ای وارد می‌شود، لغت آن، چه درست و غلط فوری ساخته می‌شود و تا زمانی که آن پدیده هست آن لغت به کار برده می‌شود. وقتی آن پدیده از بین رفت لغت آن هم کم کم از بین می‌رود.
 
گاهی یک لغتی می‌ماند، اما محتوای آن عوض می‌شود. مثلا "شبستان" که در قدیم به معنی حرم سرا بوده، امروز به بخشی از مسجد گفته می‌شود. یعنی واژه مانده، اما معنی آن تغییر کرده است.
 
او علاوه بر تدریس و تألیف کتاب و فرهنگ، در نشریات نیز مقالات متعددی به چاپ رسانده است. یکی از معروف‌ترین مقالات او نقد سه قسمتی او بر کتاب «غلط ننویسیم» ابوالحسن نجفی بود با نام «اجازه بدهید غلط بنویسیم».
 
این نقد‌ها بحث‌های گسترده‌ای را درباره نقش و سهم متفاوت جامعه و اهل فن در روند تغییر و تحولات زبان دامن زد و به بحث‌های مربوط به درک و دریافت‌های متفاوت زبان‌شناسان و اهل ادبیات نسبت به زبان و دینامیزم توسعه و گسترش آن غنای بیشتری بخشید.
 
محمدرضا باطنی

دریافت جوایز و افتخارات

باطنی توانست در ۱۳۹۳خورشیدی عنوان برگزیده سی و دومین دوره جایزه «کتاب سال جمهوری اسلامی» را به دلیل تالیف فرهنگ معاصر پویا: اصطلاحات و عبارات رایج فارسی (فارسی - انگلیسی) به خود اختصاص دهد. همچنین بیست‌وهفتمین «جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار در ۸۶ سالگی به وی اهدا شد.
 
این جایزه یکی از جوایز مهم خصوصی ایران در حوزه فرهنگ است که بر اساس مادۀ ۳۴ وقفنامه بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار و با هدف «تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی» به شاعران و نویسندگانی اهدا می‌شود که «با آثار خود، چه به زبان فارسی و چه به زبان‌های دیگر، در ترویج و اعتلای زبان فارسی و فرهنگ ایرانی می‌کوشند.
 
مصطفی محقق داماد، رییس شورای تولیت بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، از باطنی به‌عنوان «دانشمندی زبان‌شناس» نام برد که «تا کنون سابقۀ بیش از نیم‌قرن مطالعه و تحقیق در زمینۀ رشتۀ تخصصی خویش را» دارد. او موجب شد تا شیوه‌های نوینی در دستورنویسی مطرح شود و «بومی کردن دانش معناشناسی در ایران» سرعت گیرد. وی باطنی را در ردیف نخستین افرادی برشمرد که ایرانیان را با زبان‌شناسی نوین آشنا کرد.

خاموشی:

سرانجام این زبانشناس و فرهنگ‌نویس برجسته در ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ خورشیدی بر اثر کهولت سن دیده از جهان فروبست.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
از میان اخبار
نگاه
تازه‌‌ترین عناوین