فرنگیمآبی به جهنم این چه وضع است

دگرگونیهای اجتماعی در جامعه ایران هیچگاه به آسانی شکل نگرفته، دستاوردهای آن نیز آسوده به بار ننشسته است.
کد خبر :
۴۳۶۶۳
بازدید :
۱۸۹۲

میل جامعه و مردمانش به آرامش و رکود، موجب میشده است دگرگونیها بهویژه در زمینه اجتماعی، سنگین آیند؛ کسانی از اینرو در مخالفت با آن دگرگونیها و پیامدهایشان برمیخاستند.
پارهای در این میانه میکوشیدند صورتی ظاهرپسند به مخالفتهای خود داده، نیت اصلی را در پس از آن صورت نهفته دارند.
قهرمان میرزا «عینالسلطنه» از آن جمله است. این شاهزاده قاجاری در کتاب «روزنامه خاطرات عینالسلطنه» با روایتهایی طنزگونه، پدیده «فرنگیمآبی» را به نقد کشیده، تازیانهوار عبارتهایی در طعن رفتارهایی تجدددخواهانه ایرانیان در میانههای روزگار قاجار نوشته است.
او در جایگاه یک قاجاری که در سنتهای دیرینه جامعه ریشه دارد، از دگرگونیهای جامعه رو به پیشرفت ایران بدان اندازه در هراس است که میکوشد، هرچند با نگرشی دلسوزانه، اما در واقع هراسناک، نوگراییهایی نسل نوی ایرانی را به نقد کشد «دیروز منزل شارژدافر خیلی خوش گذشت. بسیاری از فرنگیها جهت بازی آمدند.
در اول ورود نزدیك چادر من شخص فرنگی را دیدم كه كلاه پوست فلفل نمكی شبیه به كلاههای ایرانی بر سر گذاشته به او دست دادم. جلوی اطاق مستر كندی جلو آمد. دیدم آن شخص مترجمی میكند و به طریق فرنگیها فارسی را حرف میزند. خیلی بدتر از سایر مترجمین لكنت كلی در زبان دارد.
داخل اطاق شده باز مترجمی میكرد. من خودم میتوانستم حرف بزنم و حرف آنها را بفهمم. سابق هم مترجم میانه نبود. این شخص نمیگذاشت من حرف بزنم و اصرار داشت كه من فارسی حرف بزنم و من میل بر انگلیسی حرفزدن داشتم.
باری از آنجا رفتیم به مكان بازی. همان شخص رفت لباس بازی دربر كرد و سر برهنه مراجعت كرد و مشغول بازی شد. من هم قدری بازی كردم. وقت آمدن از یكی از نوكرهای سفارت اسم آن شخص را پرسیدم. گفت نواب شیرازی است. خیلی تعجب كردم كه فرنگیمآبی به جهنم! دیگر این وضع حرفزدن فارسی چه قسم بود».
او سپس به گفتوگوی خود با نواب شیرازی اشاره میکند «وقتی كه در اطاق بودم، پرسیدم شما كجا زبان فارسی را تحصیل كردهاید. بنا كرد به خندیدن كه من اهل ایران هستم. گفتم من شما را نمیشناسم، چه میدانم كی هستید». عینالسلطنه به مسألهای اشاره میکند که هرچند در ظاهر درست مینماید اما نشانهای از مخالفتهایی دیگر در برابر دگرگونیهای جامعه ایران از میانههای عصر قاجار تا دهههای بعد میتواند به شمار آید «باری تمام لباس و آداب و كلاه و رفتار كه فرنگی بود یك طرف، این حرفزدن ایرانی را به قسم فرنگی یك طرف. به خدا از هزار فرنگی فارسی را بدتر حرف میزد. با وجود اینكه اهالی شیراز خیلی فصیح هستند و شیرین و خوب فارسی را حرف میزنند، از كثرت فرنگیمآبی زبان را هم تغییر داده بود».
۰