نگاهی به ماجرای تجاوز زنجیرهای

حدود بیست روز قبل خبر نگرانکنندهای در رسانهها منتشر شد. مردی که با جعل عنوان پستچی به خانههای مردم مراجعه میکرد به حدود 40 زن تجاوز کرده است.
کد خبر :
۴۶۳۵۲
بازدید :
۲۳۲۸

حدود بیست روز قبل خبر نگرانکنندهای در رسانهها منتشر شد. مردی که با جعل عنوان پستچی به خانههای مردم مراجعه میکرد به حدود 40 زن تجاوز کرده است.
من همان زمان از خبرنگاران حوادث خواهش کردم که زوایای بیشتری از این ماجرای تلخ را برای مردم بازگو کنند. از کنار این خبر نباید بهآسانی عبور کرد. آیا در دهههای اخیر کسی را میشناسید که به بیش از این تعداد زن تجاوز کرده باشد؟ توجه داشته باشید که معمولاً این تعداد، کسانی هستند که یا به پلیس مراجعه کردهاند وaیا خودِ فرد متجاوز به آن اعتراف کرده است. معمولاً آمار واقعی بیش از اینهاست.
بهراستی مشکل در کجاست که فردی میتواند به شکل زنجیرهای به 40 زن تجاوز کند و دستگیر نشود؟ آیا 10 یا 20 یا 30 زنی که ابتدا به آنها تجاوز شد به پلیس مراجعه نکردند؟ چرا مراجعه نکردند؟ آیا نگران آبروی خود بودند؟ اولین زن چه زمانی به پلیس مراجعه کرد؟ فاصله بین اولین شکایت تا زمان دستگیری این فرد چقدر بود؟ آیا در این فاصله، در خصوص این فرد خطرناک اطلاعرسانی شد تا شهروندانِ دیگر مراقب خودشان باشند؟ آیا این فرد زنگ خانهها را میزده و پس از باز شدن در وارد حیاط خانهها میشده است؟ آیا صاحب مرسوله از او میخواسته که وارد حیاط یا مقابل در آپارتمان برود یا او خود چنین تصمیمی میگرفت؟ اگر خودش چنین تصمیمی میگرفت آیا این امر موجب شک صاحبخانه نمیشد؟ چگونه است که هیچکدام از این 40 زن با آغاز تهدید به تجاوز، دادوفریاد نکردهاند؟ آیا دادوفریاد کردهاند و هیچکس به فریاد آنها نرسیده است؟
با این فرض دشوار که او بهراحتی وارد آپارتمان میشده است؛ آیا پستچی بودن یک فرد میتواند مجوز ورود او به پذیرایی خانهمان باشد؟ آیا این زنان آنقدر به اداره پست اعتماد داشتهاند که دچار شک نشدند یا آنکه در مقابل این فرد دچار استیصال شدند؟ دامنه سنی زنانی که به آنها تجاوز شده است چگونه است؟ آیا همه این 40 زن در خانه تنها بودهاند؟ هیچکدام از این زنان کودکی نداشتهاند؟ آیا کودکی داشتهاند که شاهد تجاوز این مرد به مادرشان بوده باشد؟ آیا کودکان دادوفریاد کردهاند؟ آیا این مرد علیرغم دادوفریاد کودکان به تجاوز خود ادامه داده است؟سرنوشت تلخ آن کودکان چه خواهد شد؟!
این اتفاق بیشتر در خانههای آپارتمانی رخداده است یا خانههای ویلایی؟ در مناطق کمدرآمد یا مناطق مرفه شهر؟ در تهران یا شهرستانها؟ آیا فرد متجاوز از قبل طعمههای خود را شناسایی میکرد؟ چگونه؟ چه زمانی به خانهها مراجعه میکرد؟ چرا تاکنون اداره پست در این خصوص واکنشی نشان نداده است؟ چرا تلاش نکرده است با وقوع این رویدادها و در راستای مسئولیت اجتماعی سازمانیاش در مقابل جامعه، کلیپهای کوتاهی با محوریت تجاوز تهیه کند و در اختیار جامعه قرار دهد؟
پس از این اگر فردی با عنوان پستچی به خانه مردم مراجعه کرد و حتی کارت هم نشان داد مردم باید چهکار کنند؟ اداره پست پسازاین ماجرای تلخ هیچ توصیهای به مردم ندارد؟ آیا رویۀ جدیدی برای جلوگیری از وقوع این نوع اتفاقات تعریف کرده است؟ آن رویه چیست؟ بسیاری از این زنان پسازاین تجاوز ازنظر روانی دچار مشکلات متعددی خواهند شد. آیا بهزیستی به سراغ این زنان رفته است تا به آنان کمک کند به زندگی عادی بازگردند؟
انتشار اخبار به این شکل، صرفاً موجب نگرانی مردم خواهد شد. هدف از انتشار اخبار حوادث صرفاً آن نیست که جامعه ملتهب شود. بلکه هدف نه ملتهب کردن بلکه مطلع کردن جامعه و کمک به آن جهت مراقبت بیشتر از خودش است. چرا در خصوص این فرد متجاوز که به نظرم تعداد تجاوزهای او بیسابقه است تلاش نمیشود تا اطلاعات بیشتری در اختیار جامعه قرار گیرد؟ آیا هدف صرفاً آن است که گفته شود او دستگیر شده است یا آنکه میخواهیم از تکرار چنین جرائمی جلوگیری کنیم؟ درس عبرت این ماجرا برای جامعه چیست؟
بهراستی مشکل در کجاست که فردی میتواند به شکل زنجیرهای به 40 زن تجاوز کند و دستگیر نشود؟ آیا 10 یا 20 یا 30 زنی که ابتدا به آنها تجاوز شد به پلیس مراجعه نکردند؟ چرا مراجعه نکردند؟ آیا نگران آبروی خود بودند؟ اولین زن چه زمانی به پلیس مراجعه کرد؟ فاصله بین اولین شکایت تا زمان دستگیری این فرد چقدر بود؟ آیا در این فاصله، در خصوص این فرد خطرناک اطلاعرسانی شد تا شهروندانِ دیگر مراقب خودشان باشند؟ آیا این فرد زنگ خانهها را میزده و پس از باز شدن در وارد حیاط خانهها میشده است؟ آیا صاحب مرسوله از او میخواسته که وارد حیاط یا مقابل در آپارتمان برود یا او خود چنین تصمیمی میگرفت؟ اگر خودش چنین تصمیمی میگرفت آیا این امر موجب شک صاحبخانه نمیشد؟ چگونه است که هیچکدام از این 40 زن با آغاز تهدید به تجاوز، دادوفریاد نکردهاند؟ آیا دادوفریاد کردهاند و هیچکس به فریاد آنها نرسیده است؟
با این فرض دشوار که او بهراحتی وارد آپارتمان میشده است؛ آیا پستچی بودن یک فرد میتواند مجوز ورود او به پذیرایی خانهمان باشد؟ آیا این زنان آنقدر به اداره پست اعتماد داشتهاند که دچار شک نشدند یا آنکه در مقابل این فرد دچار استیصال شدند؟ دامنه سنی زنانی که به آنها تجاوز شده است چگونه است؟ آیا همه این 40 زن در خانه تنها بودهاند؟ هیچکدام از این زنان کودکی نداشتهاند؟ آیا کودکی داشتهاند که شاهد تجاوز این مرد به مادرشان بوده باشد؟ آیا کودکان دادوفریاد کردهاند؟ آیا این مرد علیرغم دادوفریاد کودکان به تجاوز خود ادامه داده است؟سرنوشت تلخ آن کودکان چه خواهد شد؟!
این اتفاق بیشتر در خانههای آپارتمانی رخداده است یا خانههای ویلایی؟ در مناطق کمدرآمد یا مناطق مرفه شهر؟ در تهران یا شهرستانها؟ آیا فرد متجاوز از قبل طعمههای خود را شناسایی میکرد؟ چگونه؟ چه زمانی به خانهها مراجعه میکرد؟ چرا تاکنون اداره پست در این خصوص واکنشی نشان نداده است؟ چرا تلاش نکرده است با وقوع این رویدادها و در راستای مسئولیت اجتماعی سازمانیاش در مقابل جامعه، کلیپهای کوتاهی با محوریت تجاوز تهیه کند و در اختیار جامعه قرار دهد؟
پس از این اگر فردی با عنوان پستچی به خانه مردم مراجعه کرد و حتی کارت هم نشان داد مردم باید چهکار کنند؟ اداره پست پسازاین ماجرای تلخ هیچ توصیهای به مردم ندارد؟ آیا رویۀ جدیدی برای جلوگیری از وقوع این نوع اتفاقات تعریف کرده است؟ آن رویه چیست؟ بسیاری از این زنان پسازاین تجاوز ازنظر روانی دچار مشکلات متعددی خواهند شد. آیا بهزیستی به سراغ این زنان رفته است تا به آنان کمک کند به زندگی عادی بازگردند؟
انتشار اخبار به این شکل، صرفاً موجب نگرانی مردم خواهد شد. هدف از انتشار اخبار حوادث صرفاً آن نیست که جامعه ملتهب شود. بلکه هدف نه ملتهب کردن بلکه مطلع کردن جامعه و کمک به آن جهت مراقبت بیشتر از خودش است. چرا در خصوص این فرد متجاوز که به نظرم تعداد تجاوزهای او بیسابقه است تلاش نمیشود تا اطلاعات بیشتری در اختیار جامعه قرار گیرد؟ آیا هدف صرفاً آن است که گفته شود او دستگیر شده است یا آنکه میخواهیم از تکرار چنین جرائمی جلوگیری کنیم؟ درس عبرت این ماجرا برای جامعه چیست؟
این تجاوزها در سال 92 اتفاق افتاده است. اگر طی این چند سال تلاشهایی برای کشف زوایای بیشتری از موضوع صورت گرفته است بسیار جای امیدواری و تقدیر دارد ولی مطلوب آن است که نتیجه این اقدامات به اطلاع مردم رسانده شود. اگر تلاشی صورت نگرفته است دلیل طولانی شدن روند پرونده چه بوده است؟
اهمیت حادثه پلاسکو در جای خود بسیار مهم است. ولی آیا تجاوز به 40 زن مصیبتی کمتر از فروریختن پلاسکو است؟ آیا آنقدر اهمیت ندارد که نهادهای مسئول هر یک برنامه خود را برای کمک به این زنان در طول این چند سال اعلام کنند؟ وزیر راه و شهرسازی به خاطر برخورد قطار مسیر تبریز-مشهد استیضاح شد. آیا تجاوز به 40 زن حادثهای نیست و نبود که کسی به خاطر آن توبیخ یا استیضاح شود؟ آیا لازم نبود دستور ویژه برای تهیه گزارشی مستقل جهت آشکار کردن زوایای دیگری از حادثه صادر شود؟
یادداشتی از فردین علیخواه
۰