حماسۀ «گیلگمش»؛ قدیمی‌ترین داستان جهان که روی کتیبه‌های 2800 ساله پیدا شد

حماسۀ «گیلگمش»؛ قدیمی‌ترین داستان جهان که روی کتیبه‌های 2800 ساله پیدا شد

حماسه گیلگمش که ماجراهای یک پادشاه نیمه‌الهی سومری را بازگو می‌کند، ممکن است قدیمی‌ترین اثر ادبی جهان باشد. اما این روایت چه می‌گوید؟

کد خبر : ۲۷۹۷۱۳
بازدید : ۳۷۵

فرادید| حماسه باستانی بین‌النهرین، معروف به حماسه گیلگمش، به‌شکل گسترده به‌عنوان قدیمی‌ترین حماسه ادبی جهان شناخته می‌شود. این داستان در نمایش خدایان، قهرمانان و هیولاها و همچنین جستجوی به‌ظاهر ناممکن برای جاودانگی، با حماسه‌های هومری یونان باستان قابل‌قیاس است.

به گزارش فرادید، نسخه‌های مختلف این داستان در طول چند هزار سال نوشته شده‌اند که نشان‌دهنده محبوبیت گسترده آن است. اما حماسه گیلگمش به درستی چیست و در داستان چه اتفاقی می‌افتد؟ 

حماسه گیلگمش چیست؟ 

1

مجسمه‌ای که گیلگمش را در حال رام کردن شیر نشان می‌دهد، حدود قرن هشتم پیش از میلاد

حماسه گیلگمش زندگی و ماجراهای گیلگمش، فرمانروای نیمه‌الهی شهر اوروک در سومر (در جنوب عراق امروزی) را دنبال می‌کند. اگرچه به نظر می‌رسد برخی از عناصر داستان او خیالی است، بیشتر مورخان بر این باورند که گیلگمش به راستی پادشاه اوروک بوده و زندگی و کارهایش در نسل‌های بعدی پررنگ‌تر و حماسی‌تر شده است. گیلگمش تاریخی و ادبی هر دو، احتمالاً بین سال‌های ۲۷۵۰ تا ۲۵۰۰ پیش از میلاد، در سرآغاز تمدن زندگی می‌کرده است. برپایه اسناد تاریخی سومری، او ساخت دیوارهای شهر اوروک را بر عهده داشته که در حماسه هم به آن اشاره شده است. همچنین از گیلگمش در متون تاریخی دیگر هم نام برده شده که احتمال واقعی بودن او را تقویت می‌کند. گیلگمش هر که بود، پس از مرگ به مقام خدایی ارتقا یافت و داستان‌های حماسی درباره زندگی و ماجراهایش نوشته شد. 

حماسه گیلگمش تا اواسط قرن نوزدهم برای جهان مدرن گمشده بود، تا اینکه کتابخانه شاه آشوری آشوربانی‌پال در نینوا در موصل عراق امروز کشف شد. دوازده لوح به زبان اکدی و با خط میخی پیدا شدند که احتمالاً در قرن هفتم پیش از میلاد نوشته شده بودند. این لوح‌ها تا دهه ۱۸۷۰ ناشناخته ماندند تا زمانی که جورج اسمیت، کارمند موزه بریتانیا، زبان آن‌ها را رمزگشایی کرد. این مجموعه لوح‌ها کامل‌ترین نسخه متن را نشان می‌داد، اما هنوز ناقص بود. چند لوح گلی شکننده آسیب دیده بودند و خلأهایی در روایت باقی مانده بود. خوشبختانه در دهه‌های بعد، این خلأها با قطعاتی که در دیگر نقاط خاور نزدیک و آناتولی یافت شد، پر شدند. 

2

مجسمه مرد عبادت‌کننده سومری، حدود ۲۹۰۰-۲۶۰۰ پیش از میلاد

افزون بر این لوح‌های اکدی، داستان گیلگمش در چند شعر بسیار قدیمی‌تر هم ثبت شده است. این پنج شعر کوتاه به زبان سومری نوشته شده‌اند و رویدادهایی از زندگی گیلگمش را شرح می‌دهند. برخی شعرها با روایت اصلی هم‌راستا هستند، اگرچه برخی دیگر حوادثی را توصیف می‌کنند که با دوازده لوح اصلی مطابقت ندارند. حتی با وجود این منابع اضافی، برخی خلأها هنوز در داستان باقیست. 

آغاز داستان

3

ماسک آیینی سفالی هومبابا، بابلی، حدود ۱۸۰۰-۱۶۰۰ پیش از میلاد

گیلگمش، شاه شهر اوروک، بزرگ‌ترین و قدرتمندترین مرد عصر خود است. او دوسوم الهی و یک‌سوم انسانی است و بر مردمش با مشت آهنین حکومت می‌کند. پس از تکمیل دیوارهای عظیم شهر، مردم برای رهایی از ستم به خدای آنو التماس می‌کنند. این خداوند به درخواست آن‌ها گوش می‌دهد و الهه آرورو را مأمور ساخت انسان وحشی اِنکیدو می‌کند. اِنکیدو پس از خلق شدن، میان حیوانات بیابان اطراف اوروک زندگی می‌کند و شکارچیان را می‌ترساند. آن‌ها خبر انسان وحشی را به گیلگمش می‌رسانند. شاه، به جای روبه‌رو شدن مستقیم با انکیدو، پیشنهاد می‌دهد ابتدا شامحات، روسپی معبد، او را رام کند. این ملاقات انکیدو را متمدن می‌کند، طوری که قادر به سخن گفتن و تفکر منطقی می‌شود و به جای خوردن علف مانند آهو، نان می‌خورد و لباس می‌پوشد. سپس از ظلم گیلگمش باخبر شده و به مقابله با او می‌شتابد. 

دو نفر با هم مواجه شده و مبارزه می‌کنند. انکیدو و گیلگمش برابر هستند و طی مبارزه به دوست تبدیل می‌شوند. گیلگمش که هنوز می‌خواهد نامی بزرگ برای خود دست و پا کند، پیشنهاد می‌دهد با هم به جنگ هیولای هومبابا در جنگل سدر بروند. انکیدو موافقت می‌کند و آن‌ها با نگهبان جنگل روبه‌رو می‌شوند، هرچند هومبابا به آن‌ها آسیبی نزده بود و تهدیدی محسوب نمی‌شد. آن‌ها هومبابا را شکست می‌دهند و پیروزی خود را جشن می‌گیرند. این کار خدایان را خشمگین می‌کند، زیرا هومبابا مأمور حفاظت از جنگل مقدس بود. 

با این حال، هر دو جنگجو از پیروزی شاد هستند و گیلگمش حمام کرده و بهترین لباس خود را می‌پوشد. از آنجا که او نیمه‌الهی است، بلندتر، قوی‌تر و خوش‌تیپ‌تر از هر انسان عادی است. به همین دلیل او توجه ایشتار، الهه عشق و باروری را جلب می‌کند. گیلگمش او را رد می‌کند و می‌گوید بدبختی عاشقان او را تهدید می‌کند. ایشتار، خشمگین از رد شدن، گاو آسمان را برای نابودی گیلگمش می‌فرستد. موجود عظیم در اوروک وحشی‌گری می‌کند، اما انکیدو و گیلگمش با کمک هم آن را مهار کرده و می‌کشند. سپس انکیدو یکی از پاهای گاو را برداشته و با تحقیر به سوی ایشتار پرتاب می‌کند. 

مرگ انکیدو، جستجوی جاودانگی و طوفان

4

طلسم برنزی ایشتار نشسته، نئوآشوری، قرن‌های ۸-۷ پیش از میلاد

خدایان از این توهین به یکی از خدایان، خشمگین شده و حکم مرگ انکیدو را می‌دهند. در دوازده روز بعد، انکیدو خواب‌هایی از ورود به «خانه گرد و غبار» می‌بیند، جایی که ارواح مردگان رنج می‌برند. او پس از این رؤیاهای ترسناک سرانجام می‌میرد. 

گیلگمش از فقدان دوستش پریشان‌حال است و برای او سوگواری می‌کند. مرگ انکیدو بحرانی هم برای گیلگمش ایجاد می‌کند. اگرچه او دوسوم الهی است، یک‌سوم انسانی هم دارد و در نهایت خواهد مرد. برای جلوگیری از این اتفاق، تصمیم می‌گیرد اوتنپیشتیم، انسانی که به جاودانگی رسیده را پیدا کند. او راهی بیابان‌های خطرناک می‌شود و در آخر به تونل خدای خورشید، شماش می‌رسد که توسط یک جفت هیولای عقربی محافظت می‌شود. متن اینجا ناقص است، اما معلوم است که او به‌نوعی آن‌ها را متقاعد می‌کند که اجازه عبور بدهند. 

او پس از عبور از تونل، وارد مسافرخانه‌ای می‌شود که توسط الهه سیدوری اداره می‌شود. ابتدا سیدوری فکر می‌کند گیلگمش دزد است، اما او هویت واقعی و هدفش برای رسیدن به اوتنپیشتیم را شرح می‌دهد. سیدوری تلاش می‌کند به او بگوید که مأموریتش بیهوده است، اما گیلگمش پافشاری می‌کند. مسافرخانه‌دار موافقت می‌کند و او را به اورشانابی قایقران می‌سپارد. قایقران او را از «آب‌های مرگ» عبور می‌دهد تا به مقصد برسد. 

5

بازسازی لوح طوفان بابلی، قرن ۱۹، برپایه نسخه اصلی قرن ۷ پیش از میلاد

وقتی گیلگمش به آن سوی آب می‌رسد، ناامید می‌شود. اوتنپیشتیم و همسرش در جزیره‌ای زندگی می‌کنند و از سوی خدایان جاودان شده‌اند، بنابراین او نمی‌تواند این قدرت را به دست آورد. خدایان به اوتنپیشتیم هشدار دادند که آن‌ها قصد دارند جهان را غرق در سیل کنند و او باید قایقی بسازد تا از آب‌ها جان سالم به‌در ببرد. درست مانند داستان نوح، او پرندگانی را می‌فرستد تا ببینند آیا آب‌های سیل فروکش کرده‌اند یا نه و سرانجام او و حیوانات روی کشتی توانستند جهان را دوباره پر از جمعیت کنند. در نتیجه، خدایان به او جاودانگی بخشیدند. 

جستجوی ادامه‌دار گیلگمش برای جاودانگی

6

سر فرمانروای ناشناخته، حدود ۲۳۰۰-۲۰۰۰ پیش از میلاد

اوتناپیشتیم با دیدن ناامیدی گلیگمش، پادشاه را به چالش می‌کشاند و می‌گوید که شش روز و هفت شب بدون خواب بیدار بماند. گیلگمش قبول می‌کند، اما خیلی زود می‌خوابد. برای روشن شدن موضوع، اوتنپیشتیم از همسرش می‌خواهد برای هر روزی که او خوابیده، کیک بپزد. هر روز یک کیک برای خواب او می‌پزد تا طول خواب را نشان دهد. وقتی گیلگمش بیدار می‌شود، کیک‌ها را در مراحل مختلف پوسیدگی می‌بیند و ثابت می‌شود چه مدت در خواب بوده است. هدف این آزمایش اینست که نشان دهد اگر گیلگمش حتی نمی‌تواند بر چالش خفیف خواب غلبه کند، چگونه می‌تواند از مرگ بگریزد؟ گیلگمش با درک اینکه جستجوی جاودانگی بیهوده بوده، با اورشانابی قایقران عازم بازگشت به اوروک می‌شود. 

با این حال، امیدی هست. اوتنپیشتیم به گیلگمش گیاهی را نشان می‌دهد که او را جاودان نمی‌کند، اما جوانی او را بازمی‌گرداند. گیاه در کف دریاست. گیلگمش سنگ‌هایی به پا بسته و گیاه را پیدا می‌کند، اما وقتی برای استحمام وقت می‌گذارد، مار آن را می‌دزدد و فرار می‌کند. گیلگمش با ناامیدی به اوروک بازمی‌گردد و دیوارهای عظیم شهر را می‌بیند و درمی‌یابد که بزرگترین دستاوردهایش از جسمش بیشتر عمر خواهند کرد و بنابراین به نوعی جاودانگی دست یافته است. 

بیشتر پژوهشگران معتقدند داستان در همین جا پایان می‌یابد، اما دوازدهمین لوح اکدی صحنه‌ای از بخش پیشین داستان را بازگو می‌کند: انکیدو هنوز زنده است و گیلگمش درباره اموال خود که به دنیای زیرین افتاده‌اند به او می‌گوید. انکیدو برای کمک به دوستش به زیرزمین می‌رود و آن‌جا گرفتار می‌شود. پس از التماس به خدایان، یکی از خدایان شکافی در زمین ایجاد می‌کند تا روح او آزاد شود. روح سپس سرنوشت ترسناک مردگان را به گیلگمش می‌گوید. این لوح آخر با روایت کلی مطابقت ندارد و احتمالاً بعدها به‌عنوان ضمیمه اضافه شده و معمولاً در بازگو کردن داستان نادیده گرفته می‌شود. 

حماسه‌ای جاودانه

7

پنل با شیر در حال حرکت، بابلی، ۶۰۴-۵۶۲ پیش از میلاد

حماسه گیلگمش یکی از قدیمی‌ترین داستان‌های ثبت‌شده است و با بنیادی‌ترین غرایز انسان سخن می‌گوید: ترس از مرگ و تلاش‌های انسان برای اجتناب از فنا. این داستان همچنین روایت فروتنی، غرور، خودبینی، ماجراجویی، عشق، دوستی و قدرت حافظه و شهرت در طول قرن‌هاست. اگرچه این داستان بسیار قدیمی است و جزئیاتش مختص عصر خود است، مضامین آن امروزه هنوز به‌عنوان بررسی معنادار و قدرتمند از مبارزات بی‌زمان انسان‌ها معتبر هستند.

مترجم: زهرا ذوالقدر

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید