شورای سلطنت «دق» کرد

شورای سلطنت «دق» کرد

امروز دوم بهمن چهل و چهارمین سالروز از هم پاشیدن شورای سلطنت در سال ۱۳۵۷ است.

کد خبر : ۱۱۹۴۷۶
بازدید : ۷۳۸۲

محمدرضا پهلوی بار‌ها و بار‌ها با تشکیل شورای سلطنت که به پیشنهاد فرح پهلوی در سال ۱۳۴۶ به قانون اساسی ایران الحاق شد، با این منطق که «می‌خواهید لَلِ‌ه من شوید» مخالفت کرد. تا اینکه زمزمه‌های برگشت امام خمینی به ایران در زمستان ۱۳۵۷ در جهان طنین‌انداز شد. انفجار این بمب خبری، همه رویا‌ها و معادلات محمدرضا را در هم کوبید و علی امینی که چند بار جواب «نهِ» محمدرضا را شنیده بود از فرصت استفاده کرد و بالاخره تشکیل شورا را به او قبولاند، اما کار از کار گذشته بود.

امروز دوم بهمن چهل و چهارمین سالروز از هم پاشیدن شورای سلطنت در سال ۱۳۵۷ است.

شورای سلطنت در آخرین هفته دی، اولین جلسه و در اولین روز بهمن ۱۳۵۷ دومین جلسه‌اش را تشکیل داد و با انتشار دومین خبری، شاهِ پسر مرگ سلطنت را با تمام وجود چشید. رییس و دو عضو دیگر شورای ۹ نفره سلطنت استعفا دادند. نخست‌وزیر بختیار به رویارویی رهبر نهضت اسلامی رفت، اما طوفانِ خمینی نسیمِ بختیار را نابود کرد و بقیه اعضای شورا هم برای همیشه در حسرت سومین نشست شورا ماندند.

روح‌الله حسینیان در کتاب یکسال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه درباره صعود و سقوط شورای سلطنت، نوشت: «سال ۱۳۴۶ در راستای امیال ملکه فرح، قانون اساسی بار دیگر دستخوش تغییر شد. هدف اصلی این تغییر، قانونی کردن نیابت سلطنت فرح تا قبل از رسیدن ولیعهد به ۲۰ سالگی بود. در اصل چهل و دوم اصلاحی این پاراگراف اضافه شد: «پادشاه می‌تواند در موقع مسافرت و در غیاب خود شورایی برای اداره‌ی امور سلطنت انتخاب یا نایب‌السلطنه تعیین کند که با مشاوره شورای مزبور، امورسلطنت را موقتا برای مدت مسافرت در غیاب پادشاه انجام دهد.».

اما محمدرضا شاه تا ۲۳ دی ۱۳۵۷، یک ماه قبل از سرنگونی تن به اجرای این بند قانون نداد. به او خبر رسید که آیت‌الله خمینی دیروز - ۲۲ دی - دستور تشکیل شورای انقلاب اسلامی را دادند و در بیانیه‌ای چهار بندی خبر از معرفی اعضای آن کردند.

تهرانی

نفر اول از چپ سید جلال‌الدین تهرانی

اصرار و انکار

با شدت گرفتن مبارزات سیاسی مردم انقلابی و نمایان‌تر شدن مخالفت مردم با رژیم پهلوی به خصوص پس از برگزاری نماز عید فطر در شهریور، غوغای تاسوعا و عاشورای حسینی در ماه‌های آبان و آذر و قیامِ اربعین حسینی در ۲۹ دی ۱۳۵۷، علی امینی مشاورِ امین شاهِ پهلوی برای چندمین بار از او خواست تا با تشکیل شورای سلطنت موافقت کند. ایده تشکیل شورای سلطنت از دوره نخست‌وزیری جعفر شریف امامی و از شهریور ۱۳۵۷ سر زبان‌ها افتاد و دهان به دهان شد، اما شاه باز هم توجهی نکرد. امینی حتی پیشنهاد داد اعضای شورای سلطنت حتما به حسب ظاهر هم شده نباید وابستگی آشکار سیاسی و فکری به دربار پهلوی داشته باشند.

با این حال شاه تا پایان پاییز ۱۳۵۷ با تشکیل شورای سلطنت موافقت نکرد. علی امینی با اشاره به دلایل شاه‌ِ پسر برای مخالفت با این پیشنهاد، گفت: «در رد تشکیل شورای سلطنت دو ایراد گرفت. در مورد تفویض اختیارات به هیات مذکور گفت‌: «حالا لَلِ‌ه من بشوید؟» یعنی قیم و اختیاردار من بشوید و در مورد مسافرت خودش به خارج از کشور، گفت‌: «این از فکر شیطانی دکتر امینی» است.» با این حال ناصر میناچی و احمد صدر حاج‌سیدجوادی ایده تشکیل شورای سلطنت را به سفارت آمریکا بردند و موافقت آنان را گرفتند.

میناچی در مذاکرات خود با ماموران سفارت آمریکا معتقد بود که «شورای سلطنت به صورت یک گروه، سلطنت را به جای شهبانو به‌دست خواهد گرفت و هیچ احتیاجی به شورای مجسمه‌وار نیست. شورا ترکیبی از ۲ یا ۳ نفر تیمسار» می‌باشد.

از اسناد سفارت آمریکا که به مذاکره میناچی با طرف‌های آمریکایی پرداخت چنین استنباط شد که تشکیل شورای سلطنت مورد قبول آمریکایی‌ها قرار گرفت. میناچی در جلسه دیگری که در ۱۳ آذر ۱۳۵۷ با یکی از کارمندان سفارت آمریکا داشت با اشاره به نظر طرف آمریکایی گفت‌: «پیشنهاد کارمند سفارت مبنی بر ایجاد شورای سلطنت در سپتامبر به نمایندگان اصلی (آیت‌الله) خمینی ارائه می‌شود. آن‌ها به پاریس خواهند رفت تا (آیت‌الله) خمینی را متقاعد کنند. اگر لازم باشد با فشار تا آن‌ها را قبول کند».

گزارش‌های باقی مانده از این نشست نشان می‌دهد که محمدرضا شاه از پس از راهپیمایی تاسوعا و عاشورا با تشکیل شورای سلطنت موافقت کرد و نظر آمریکایی‌ها در این‌باره و همچنین سرکوب مخالفان را جویا شد. بیستم دی ۱۳۵۷ به سولیوان دستور داده شد، بی‌درنگ با شاه ملاقات کند و به وی ابلاغ کند که به نظر ایالات متحده او باید به سرعت شورای سلطنت را تشکیل دهد و از کشور خارج شود و او هم چنین کرد.

مذاکرات درباریان و دولتمردان با شاه بر سر تشکیل شورای سلطنت ادامه یافت تا بعد از قبول نخست‌وزیری توسط شاپور بختیار این اتفاق بیفتد. همانطور هم شد. با انتصاب بختیار در ۱۶ دی، محمدرضا پهلوی ۲۳ دی شورای سلطنت را تشکیل داد. او در نشست مشترک با امینی، بختیار، صدیقی و انتظام اعضای پیشنهادی شامل سجادی و سعید روسای مجلس سنا و شورای ملی، سید جلال‌الدین تهرانی، علی‌آبادی، سیاسی و سروری برای عضویت شورای سلطنت مورد بررسی قرار گرفتند.

شاپور بختیار در مصاحبه با کیهان در ۲۱ دی ۱۳۵۷ اعلام کرد: «شورای سلطنت روز شنبه تشکیل خواهد شد.»

و در نهایت اسامی اعضای شورای سلطنت شامل شاپور بختیار نخست‌وزیر، محمد سجادی رییس مجلس سنا، جواد سعید رییس مجلس‌شورای ملی، سید جلال‌الدین تهرانی سناتور سابق مجلس سنا و تولیت حرم رضوی، محمدعلی وارسته وزیر دارایی اسبق، عبدالله انتظام رییس هیات مدیره و مدیرعامل شرکت نفت ملی، علیقلی اردلان وزیر دربار، علی‌آبادی دادستان سابق و ارتشبد عباس قره‌باغی رییس ستاد مشترک ارتش در ۲۳ دی ۱۳۵۷ منتشر شد.

اولین جلسه شورای سلطنت یک روز بعد در کاخ نیاوران و با حضور محمدرضا پهلوی تشکیل شد.

او در این جلسه گفت‌: «آقایان در جریان هستند که دولت برابر قانون اساسی تشکیل شده و رییس دولت از قانون اساسی پشتیبانی می‌نماید. به ارتش هم دستور داده‌ایم که از دولت پشتیبانی کند. برابر قانون اساسی لازم بود که شورای سلطنت تشکیل شود تا در مدت مسافرت ما برابر قانون وظایفش را انجام بدهد. امیدوارم به این ترتیب دولت موفق شود به اعتصابات و اغتشاشات خاتمه داده و آرامش را در کشور برقرار نماید».

شاپور بختیار هم در همان نشست رو به محمدرضا، گفت: به شما اطمینان می‌دهم به اعتصابات و اغتشاشات پایان دهم. اعلی حضرت سفرشان به خارج را به بعد از رأی اعتماد مجلس به کابینه این حقیر موکول کنند.» سخنان نخست‌وزیر از سوی سایر اعضای شورای سلطنت تأیید شد و شاه هم پذیرفت.

با آسوده شدن نسبی خیال شاهِ ۶۹ ساله از وضعیت تاخ و تخت در ایرانِ پس از خودش و اطمینان از وعده آمریکایی‌ها برای حفظ نظام سلطنت در ایران در تاریخ ۲۶ دی ۱۳۵۷ دست فرح دیبا و سه فرزند از چهار فرزندش را گرفت و به همراه مادرزن و برخی درباریان و امرای گارد سلطنت سوار بر بوئینگ ۷۲۷ شهباز به مقصد آسوان مصر از ایران خارج شد.

تهرانی

سید جلال‌الدین تهرانی نایب تولیت حرم رضوی

شورایِ از قبل متلاشی

بنیانگذار جمهوری اسلامی همواره در سخنان‌شان جانشینی ولیعهد یا مادر ولیعهد را به کرات رد کرده بودند. ایشان در آبان ۱۳۵۷ متذکر شدند: «اصل اول ما عبارت از رفتن شاه و این سلسله است.» ایشان در ۱۰ دی ۱۳۵۷ هم به کلودشایه نماینده کاخ الیزه و ژاک روبر مدیرکل سیاسی خاورمیانه وزارت امور خارجه‌ی فرانسه نیز تاکید کردند: «مکرر گفته‌ایم که ما و ملت، تحمل شورای سلطنت و شاه را نخواهیم کرد».

امام بار دیگر به کلودشایه که از طرف کارتر رییس‌جمهور وقت آمریکا برای امام پیام آورد، تأکید کردند: «ملت ما حاضر نیست که تمام خون‌ها هدر برود و شاه به سلطنت باقی باشد یا برود و بدتر از اول برگردد و نه حاضر است که شورای سلطنت را قبول کند».

امام خمینی دو روز بعد از تشکیل شورای سلطنت در تاریخ ۲۵ دی ۱۳۵۷ در پیامی به مردم ایران «از دانشگاهیان خواستند تا به شعارهای ضد رژیم فاسد و تظاهرات علیه دولت غاصب‌ِ شاه و علیه شورای غیرقانونی سلطنتی ادامه دهند.» ایشان تاکید کردند: «به کسانی که در شورای سلطنتی‌غیرقانونی به عنوان عضویت داخل شده‌اند اخطار می‌کنم که این عمل غیرقانونی و دخالت آنان در مقدرات کشور جرم است و بی‌درنگ از این شورا کناره‌گیری کنند و در صورت تخلف مسؤول پیشامد‌ها هستند.»

چند روز بعد از این پیام، جواد سعید رییس مجلس شورای ملی در مصاحبه‌ای گفت: «اگر امام خمینی بر استعفا تأکید کند تصمیم خود را اعلام خواهم کرد.» سید جلال‌الدین تهرانی رییس شورای سلطنت نیز صبح روز ۲۸ دی برای ملاقات با امام خمینی به پاریس سفر کرد.

خبرنگار تلویزیون فرانسه در مصاحبه‌ای با امام از ایشان پرسید: «آقای تهرانی آمده‌اند به اینجا و می‌خواهند با شما ملاقات کنند و شما را ببینید. آیا شما می‌خواهید ایشان را ببینید و تماسی با شورای سلطنت داشته باشید؟»، اما در پاسخ به او گفتند: «من تماسی با شورای سلطنت نمی‌توانم داشته باشم. ایشان از من تقاضای ملاقات کرد و گفتم به ایشان تذکر دهند که تا شما استعفا ندهید از شورای سلطنت و تا اینکه اعلام نکنید که این استعفا برای این است که قانونی نیست، من با شما ملاقات نخواهم کرد.»

تهرانی دو روز بعد نامه درخواست ملاقاتش را به دکتر ابراهیم یزدی داد تا به دست امام برسد، اما امام شرط پذیرفتن ملاقات تهرانی را استعفای کتبی او به دلیل غیرقانونی بودن شورای سلطنت تعیین کردند. رییس شورای سلطنت هم صبح اول بهمن استعفای‌ش را نوشت و بی‌آن که سخنی از غیر قانونی بودن شورای سلطنت کند، به دست امام رساند به همین دلیل تقاضایش بار دیگر توسط امام رد شد.

با گفت‌وگویی که بین سیف‌الدین نبوی و سید جلال‌الدین تهرانی انجام شد، سرانجام تهرانی پذیرفت تا در نامه دیگری طبق آنچه که امام خواسته از شورای سلطنت استعفا دهد.

او در استعفانامه‌اش نوشت: «قبول ریاست شورای سلطنت ایران از طرف اینجانب فقط برای حفظ مصالح مملکت و امکان تأمین آرامش احتمالی آن بود، ولی شورای سلطنت به سبب مسافرت اینجانب به پاریس که برای نیل به هدف اصلی بود تشکیل نگردید. در این فاصله اوضاع داخلی ایران سریعا تغییر یافت به طوری که برای احترام به افکار عمومی با توجه به فتوای حضرت آیت‌الله العظمی خمینی دامت برکاته مبنی بر غیرقانونی بودن آن شورا آن را غیرقانونی دانسته و کناره‌گیری کردم.»

دوم بهمن ۱۳۵۷ از ایران خبر رسید که محمدعلی وارسته و عبدالحسین علی‌آبادی نیز از عضویت شورای سلطنت استعفا داده‌اند.

بعد از رفتن شاه شورای سلطنت به اصرار ارتشبد قره‌باغی دو بار تشکیل جلسه داد. اولین جلسه بعد از خروج شاه که بدون نتیجه پایان یافت و دومین جلسه اول بهمن. در جلسه اول بهمن تصمیم گرفته شد پس از استعفای رییس شورای سلطنت دکتر وارسته از طرف رییس معزول شورا، فرامین مربوط به ارتش را امضاء کند. بعد دومین نشست اعضای شورای سلطنت منتظر سومین نشست بودند، اما این جلسه هرگز تشکیل نشد و از آن بدتر شورای سلطنت تا سقوط کامل رژیم پهلوی در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ هیچ نقشی در اداره کشور ایفا نکرد.

برگرفته از:
صحیفه امام. جلد ۵. صص ۵۳۰، ۵۳۱ و ۵۳۶
کتاب یکسال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه، حجت الاسلام والمسلمین روح‌الله حسینیان

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید